فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِيَ يَٰمُوسَىٰٓ
پس چون به آن [آتش] رسید، ندا داده شد: «ای موسی!»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۱ و ۱۲ با هم
خدای متعال میفرماید: «فَلَمّٰا أَتٰاهٰا نُودِيَ يٰا مُوسيٰ إِنِّي أَنَا رَبُّكَ -إلي قوله- طُويً » (چون به آن رسید، ندا داده شد: ای موسی! من همان پروردگار توأم... تا آنجا که فرمود: طوی). «طُویٰ» نام سرزمینی در کوه طور است و همان سرزمینی است که خدای پاک و منزه آن را «وادی مقدس» نامیده است. این نامگذاری و وصف کردن، دلیلی است بر اینکه فرمانِ بیرون آوردن کفشها برای احترام به این سرزمین بوده تا زیر پا و با کفش لگدمال نگردد. با این حال، نتیجه گرفتنِ کندن کفشها از این سخن که: «إِنِّي أَنَا رَبُّكَ » (من همان پروردگار توأم)، دلالت میکند بر اینکه قداست این وادی بدان سبب است که این مکانْ حریمِ قرب الهی و جایگاه حضور و مناجات است. از این رو، معنای آیه به کلامی مانند این بازمیگردد: این سخن ما که بگوییم: ندا داده شد ای موسی! اینک من پروردگار توأم و تو در پیشگاه منی، و این سرزمین بدین سبب مقدس شده است؛ پس شرط ادب را پاس بدار و کفشهایت را بیرون آور.
هنگامی که موسی (ع) این سخن خدای متعال را شنید که: «يٰا مُوسيٰ إِنِّي أَنَا رَبُّكَ » (ای موسی! من همان پروردگار توأم)، با یقینی کامل دانست که همسخن او پروردگارش است و کلامْ کلامِ اوست. زیرا آن سخن، وحیی از جانب خدای متعال بود، و خدای متعال با این فرمودهٔ خود در سورهٔ شوری: ۵۱ تصریح کرده است که: «وَ مٰا كٰانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ وَحْياً أَوْ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مٰا يَشٰاءُ» (و برای هیچ بشری نسزد که خدا با او سخن بگوید جز از راه وحی یا از پشت پرده و حجاب یا اینکه فرستادهای بفرستد تا به اذن او آنچه را میخواهد وحی کند)، که هرگاه سخن گفتن از نوع وحی باشد، هیچ واسطهای از قبیل پرده یا فرستاده میان خدای متعال و آنکه با او سخن میگوید وجود ندارد. و از آنجا که در آنجا هیچ واسطهٔ مفروضی در میان نبود، دریافتکنندهٔ وحی هیچ کس را همکلام خود نیافت و گمان نبرد مگر خدا را، و کلام را جز کلام او نیافت؛ و اگر احتمال میداد که گوینده دیگری باشد یا سخن کلام دیگری باشد، دیگر سخن گفتنی به شمار نمیرفت که میان انسان و پروردگارش هیچکس جز او نباشد.
و این همان حال پیامبر و رسول است در نخستین باری که نبوت و رسالت به او وحی میشود؛ هیچ شک و تردیدی به دل او راه نمییابد که وحیکننده به او همانا خدای پاک و منزه است، بدون آنکه به اندیشهورزی، جستوجوی دلیل یا برپایی برهان نیازمند باشد. و اگر به چیزی از اینها نیازمند میبود، این دریافتْ شناختی اکتسابی به واسطهٔ نیروی اندیشه به شمار میآمد، نه دریافت مستقیم از غیب بدون هیچ واسطهای.
اگر بگویی: سخن خدای متعال در همین داستان در جایی دیگر از کلامش که: «وَ نٰادَيْنٰاهُ مِنْ جٰانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَ قَرَّبْنٰاهُ نَجِيًّا » (و او را از جانب راست کوه طور ندا دادیم و برای رازگویی نزدیکش ساختیم)،
و سخن دیگر او در جایی دیگر: «مِنْ شٰاطِئِ الْوٰادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَهِ الْمُبٰارَكَهِ مِنَ الشَّجَرَهِ » (از کنارهٔ راست وادی در آن جایگاه پربرکت از بوته و درخت)، وجود حجاب را در سخن گفتن با موسی (ع) ثابت میکند.
تفسیر آیههای ۱۱ تا ۱۳ با هم
در پاسخ میگویم: آری، اما ثابت بودن حجاب یا فرستاده در مقام تکلیم، با تحقق سخن گفتن از طریق وحی ناسازگار نیست؛ زیرا وحی نیز همانند دیگر افعال خدای متعال خالی از واسطه نیست، بلکه کار بر مدار توجه مخاطبی میچرخد که کلام را دریافت میکند؛ اگر به واسطهای که حامل کلام است توجه کند و به سبب آن از خدای متعال پوشیده و محجوب شود، آن کلام رسالتی خواهد بود که مثلاً با فرشتهای به سوی او فرستاده شده و وحیی از سوی فرشته است؛ و اگر توجهش به خدای متعال باشد، آن سخن وحیی از سوی او خواهد بود، هرچند واسطهای در میان باشد که بدان توجهی نمیشود. از شواهد آنچه گفتیم، سخن پروردگار در آیهٔ بعدی در خطاب به موسی است که فرمود: «فَاسْتَمِعْ لِمٰا يُوحيٰ » (پس به آنچه وحی میشود گوش فرا ده)؛ چرا که آن را وحی نامید، در حالی که در دیگر سخنان خود وجود حجاب را در آن ثابت فرموده است.
تفسیر آیهٔ ۱۱ سورهٔ طه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۱۳۷ تا ۱۳۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/20/11/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و در سخن خداوند: «نُودِيَ » (ندا داده شد)، از آنجا که نام فاعل به میان نیامده و نفرموده «نادیناه» (او را ندا دادیم) یا «ناداه الله» (خداوند او را ندا داد)، چنان لطافتی نهفته است که به سنجش درنمیآید؛ و در آن اشارهای است به اینکه پدیدار شدن این نشانه برای موسی (ع) بهگونهای ناگهانی رخ داده است.