ٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يَتۡلُونَهُۥ حَقَّ تِلَاوَتِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۗ وَمَن يَكۡفُرۡ بِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ
کسانی که به آنان کتاب آسمانی دادهایم و آن را چنانکه حقِّ تلاوتِ آن است میخوانند، به آن ایمان میآورند؛ و کسانی که به آن کافر شوند، همان زیانکارانند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۲۰ تا ۱۲۳ با هم
میگویم: این [روایت] از باب جری (تطبیق بر مصداق) و انطباق بر مصداق کامل است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۲۱ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱، صفحهٔ ۲۶۵ تا ۲۶۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/121/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ» (کسانی که به آنان کتاب دادهایم). ممکن است این جمله بهقرینهٔ حصری که از فرمودهٔ «أُولٰئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ» (تنها آنان به آن ایمان میآورند) فهمیده میشود، پاسخی به پرسشی مقدَّر (ناگفته) باشد که این سخن خدای متعال: «وَ لَنْ تَرْضىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصٰارىٰ» ذهن را بدان سوق میدهد؛ و آن پرسش این است که اگر هیچ امیدی به ایمان آوردن آنان نیست، پس چه کسی از میانشان ایمان میآورد؟ و آیا متوجه ساختنِ دعوت به سوی آنان بیهوده و لغو است؟ پس پاسخ داده شد که کسانی که به آنان کتاب دادیم، در حالی که آن را چنانکه سزاوارِ تلاوت آن است میخوانند، آنان به کتاب خود ایمان میآورند و در نتیجه به تو نیز ایمان خواهند آورد؛ یا اینکه آنان به کتاب — کتابِ نازلشدهٔ خدا، هرچه که باشد — ایمان میآورند؛ یا اینکه آنان به این کتاب که همان قرآن است ایمان میآورند. بر این اساس، حصر در فرمودهٔ «أُولٰئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ» از نوع «قصر افراد» (انحصار برای نفی اشتراک) است، و ضمیر در فرمودهٔ «بِهِ» (به آن) بنا بر برخی فرضها، خالی از صنعت «استخدام» (بهکاربردن واژه در یک معنا و بازگرداندن ضمیر به معنایی دیگر) نیست.
و مراد از کسانی که به آنان کتاب داده شده، گروهی از یهودیان و مسیحیاناند که پیرو هوای نفس نیستند، بلکه از اهلِ حق در میان آنان بهشمار میروند؛ و مراد از کتاب نیز تورات و انجیل است. اما اگر مراد از آنان، مؤمنان به پیامبر خدا (ص) و مراد از کتاب، قرآن باشد، معنا چنین است: بیگمان کسانی که قرآن را به آنان دادهایم و آن را چنانکه حقِّ تلاوت آن است میخوانند، تنها آنان به قرآن ایمان میآورند، نه این پیروانِ هواهای نفسانی؛ و در این صورت، حصر از نوع «قصر قلب» (انحصار برای رد باورِ طرف مقابل) خواهد بود.
بحث روایی
در کتاب «إرشاد القلوب» دیلمی، از امام صادق (ع) دربارهٔ این سخن خدا: «الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاٰوَتِهِ» روایت شده است که فرمود: «آیاتش را شمرده و با تأمل میخوانند، در آن به فهم عمیق میرسند، به احکامش عمل میکنند، به وعدهاش امید میبندند، از بیمدادنش میهراسند، از داستانهایش عبرت میگیرند، فرمانهایش را میپذیرند و از بازداشتههایش دست میکشند. به خدا سوگند، [حق تلاوت] حفظ کردن آیاتش، آموختن حروفش، خواندن سورههایش و فراگرفتن بخشهای دهگانه و پنجگانهاش نیست؛ حروفی را حفظ کردند و حدودش را ضایع ساختند! بلکه حق تلاوت فقط تدبر در آیات آن و عمل به احکامش است. خدای متعال فرموده است: «كِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَيْكَ-مُبٰارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيٰاتِهِ» [ص: ۲۹] (کتابی مبارک است که آن را به سوی تو فرو فرستادیم تا در آیاتش تدبر کنند).»
و در تفسیر عیاشی از امام صادق (ع) دربارهٔ سخن خدای عزوجل: «يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاٰوَتِهِ» روایت شده است که فرمود: «درنگ کردن در آیاتِ بهشت و دوزخ است.»
میگویم: مراد از آن، تدبر کردن است.
و در کافی از آن حضرت (ع) دربارهٔ این آیه روایت شده است که فرمود: «آنان امامان هستند.»