إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ يَٰٓأَبَتِ لِمَ تَعۡبُدُ مَا لَا يَسۡمَعُ وَلَا يُبۡصِرُ وَلَا يُغۡنِي عَنكَ شَيۡـٔٗا
آنگاه که به پدرش گفت: ای پدر! چرا چیزی را میپرستی که نه میشنود و نه میبیند و نه هیچ گرهی از کارت میگشاید؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴۲ تا ۴۵ با هم
ابراهیم در سخنانی که با پدرش در میان گذاشت، نخست به او هشدار داد که راهی که در بتپرستی میپیماید بیهوده و باطل است، و دوم اینکه او دانشی دارد که نزد پدر نیست؛ پس باید از او پیروی کند تا وی را به راه حق هدایت نماید، زیرا او در معرض خطر ولایت (سرپرستی و چیرگیِ) شیطان است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۴۲ سورهٔ مریم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۵۶ تا ۵۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/19/42/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «إِذْ قٰالَ لِأَبِيهِ يٰا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مٰا لاٰ يَسْمَعُ وَ لاٰ يُبْصِرُ وَ لاٰ يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً » (آن هنگام که به پدرش گفت: ای پدر من! چرا چیزی را میپرستی که نه میشنود و نه میبیند و نه هیچ نیازی از تو را برمیآورد؟). [کلمهٔ «إذ»] ظرف زمان برای «ابراهیم» است؛ زیرا مقصود از یاد کردن او، یادآوری خبر و داستان اوست، همانگونه که نظیرش پیشتر در سخن خدای متعال: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتٰابِ مَرْيَمَ » گذشت. اما سخن کسی که آن را ظرفِ «صِدِّيقاً » یا «نَبِيًّا » دانسته، تکلّفی است که طبع سلیم آن را ناپسند میشمارد.
بنابراین، این سخن ابراهیم(ع) که: «يٰا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مٰا لاٰ يَسْمَعُ وَ لاٰ يُبْصِرُ » (ای پدر من! چرا چیزی را میپرستی که نه میشنود و نه میبیند...)، انکاری همراه با سرزنش و توبیخ برای بتپرستیِ اوست. او بهجای نامبردن مستقیم از بتها، به ذکر اوصاف آنها پرداخته و فرمود: «مٰا لاٰ يَسْمَعُ » (آنچه نمیشنود...) تا دلیل بطلان را در ضمنِ بیان موضوع بگنجاند و برهان خود را در متن سخن آشکار سازد؛ بدین معنا که بتپرستی از دو جهت کاری بیهوده و باطل است: نخست اینکه عبادت، نشاندادن فروتنی و کرنشِ پرستنده در برابر معبود است و این کار تنها زمانی درست و پذیرفته است که معبود از آن آگاه باشد؛ در حالی که بتها مجسمههایی بیجان و فاقد شعورند که نه میشنوند و نه میبینند؛ ازاینرو پرستش آنها بیهوده و بیاثر است. این همان دلیلی است که با عبارت «لاٰ يَسْمَعُ وَ لاٰ يُبْصِرُ » (نه میشنود و نه میبیند) به آن اشاره فرمود.
جهت دوم اینکه انگیزهٔ پرستش، دعا و اظهار نیاز نزد چیزی، آن است که برای انسان سودی بیاورد یا زیانی را از او دور کند؛ پس بیگمان چنین کاری مشروط به تواناییِ معبود بر انجام آن است؛ در حالی که بتها بر هیچ کاری توانایی ندارند و نمیتوانند با رساندن سودی یا دفع زیانی، نیازی از پرستندهٔ خود برآورند. بنابراین عبادت آنها بیهوده و بیاثر است، و این همان واقعیتی است که با عبارت «وَ لاٰ يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً » (و هیچ نیازی را از تو برطرف نمیکند) به آن اشاره فرمود.
پیش از این در تفسیر سورهٔ انعام گذشت کسی که ابراهیم(ع) او را با عبارت «يٰا أَبَتِ » (ای پدرم) خطاب میکرد، پدر واقعیاش نبود، بلکه عمو، پدربزرگ مادری یا شوهرِ مادرش پس از درگذشت پدرش بود؛ پس به آنجا مراجعه شود.
دیدگاه مشهور ادیبان دستور زبان عربی دربارهٔ واژهٔ «يا أبت» آن است که «تاء» جانشینِ «یاء» متکلم (یاءِ «من» در ابی) شده است و «يا أمت» (ای مادرم) نیز مانند آن است؛ و این جانشینی تنها ویژهٔ حالت ندا (صدا زدن) است، ازاینرو مثلاً بهجای «گفت پدرم» یا «گفت مادرم» ترکیبهای «قال أبت» و «قالت أمت» بهکار نمیرود.