سورهٔ ۱۸ · جلد ۱۳ المیزان

تفسیر آیهٔ ۸۰ سورهٔ کهف

وأما الغلم فكان أبواه مؤمنين فخشينا أن

سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۸۰

وَأَمَّا ٱلۡغُلَٰمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤۡمِنَيۡنِ فَخَشِينَآ أَن يُرۡهِقَهُمَا طُغۡيَٰنٗا وَكُفۡرٗا

و اما آن نوجوان، پدر و مادرش باایمان بودند؛ پس بیم داشتیم که آن دو را به طغیان و کفر دراندازد.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « وَ أَمَّا الْغُلاٰمُ فَكٰانَ أَبَوٰاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينٰا أَنْ يُرْهِقَهُمٰا طُغْيٰاناً وَ كُفْراً » (و اما آن نوجوان، پدر و مادرش باایمان بودند و بیم داشتیم که آن دو را به طغیان و کفر بکشاند).

از سیاق آیه و سخن بعدیِ خضر که می‌گوید: « وَ مٰا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي » (و آن را از پیشِ خود نکردم)، روشن‌تر این است که مراد از خشیت (بیم و پرهیز)، از روی مجاز، همان پرهیز و مراقبتی باشد که از رأفت و دلسوزی سرچشمه می‌گیرد، نه معنای حقیقیِ آن که حالت و دگرگونیِ قلبیِ ویژه‌ای است و از ساحت خدای متعال و پیامبرانش نفی شده است؛ چنان‌که می‌فرماید: «وَ لاٰ يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللّٰهَ» (و از هیچ‌کس جز خدا بیم ندارند؛ احزاب: ۳۹). و نیز مراد از سخن او که می‌گوید: « أَنْ يُرْهِقَهُمٰا طُغْيٰاناً وَ كُفْراً » این باشد که آن دو را دربرگیرد و فرابپوشاند، یعنی به سبب دلبستگیِ شدید پدر و مادر به او، با وسوسه و نفوذِ روحی، آن دو را به طغیان و کفر بکشاند؛ هرچند تعبیرِ « وَ أَقْرَبَ رُحْماً » در آیهٔ بعد بی‌تأیید نیست بر اینکه « طُغْيٰاناً وَ كُفْراً » تمییز برای «إرهاق» باشند، یعنی دو صفت برای خودِ آن نوجوان، نه پدر و مادرش (و معنا چنین باشد که آن نوجوان با سرکشی و کفرِ خود، پدر و مادرش را به سختی و رنج بیندازد).

«بحث روایی»

و در همان کتاب، از ابوبصیر، از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده است که دربارهٔ این سخن خدا: « فَخَشِينٰا » (بیم داشتیم) فرمود: [خضر] بیم از آن داشت که اگر آن نوجوان به سن رشد و بلوغ برسد، پدر و مادرش را به کفر فراخواند و آن دو نیز از شدت علاقه‌ای که به او دارند، خواسته‌اش را بپذیرند [و کافر شوند].

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۸۰ و ۸۱ با هم

« يُرْهِقَهُمٰا طُغْيٰاناً وَ كُفْراً » در آیهٔ پیشین، به رنج انداختنِ آن دو به سبب طغیان و کفرِ خودِ نوجوان است، نه اینکه پدر و مادرش را به طغیان و کفر وادارد و این دو را بر آنان تحمیل کند.

تفسیر آیه‌های ۷۹ تا ۸۲ با هم

و برخی مفسران گفته‌اند: از ادب نیکویی که خضر در سخن گفتن با پروردگارش به کار بست، این است که آنچه از کارها نوعی نقص به شمار می‌آمد به خود نسبت داد؛ مانند این سخنش: «فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَهَا» (پس خواستم آن را معیوب کنم)، و آنچه انتسابش به پروردگارش و به خودش روا بود، آن را با صیغهٔ متکلم مع‌الغیر (ما) آورد؛ مانند این… ادامه در متن کامل

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۸۰ سورهٔ کهف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۳۴۷ تا ۳۵۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/18/80/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی