وَأَمَّا ٱلۡغُلَٰمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤۡمِنَيۡنِ فَخَشِينَآ أَن يُرۡهِقَهُمَا طُغۡيَٰنٗا وَكُفۡرٗا
و اما آن نوجوان، پدر و مادرش باایمان بودند؛ پس بیم داشتیم که آن دو را به طغیان و کفر دراندازد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۸۰ و ۸۱ با هم
« يُرْهِقَهُمٰا طُغْيٰاناً وَ كُفْراً » در آیهٔ پیشین، به رنج انداختنِ آن دو به سبب طغیان و کفرِ خودِ نوجوان است، نه اینکه پدر و مادرش را به طغیان و کفر وادارد و این دو را بر آنان تحمیل کند.
تفسیر آیههای ۷۹ تا ۸۲ با هم
و برخی مفسران گفتهاند: از ادب نیکویی که خضر در سخن گفتن با پروردگارش به کار بست، این است که آنچه از کارها نوعی نقص به شمار میآمد به خود نسبت داد؛ مانند این سخنش: «فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَهَا» (پس خواستم آن را معیوب کنم)، و آنچه انتسابش به پروردگارش و به خودش روا بود، آن را با صیغهٔ متکلم معالغیر (ما) آورد؛ مانند این… ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۸۰ سورهٔ کهف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۳۴۷ تا ۳۵۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/18/80/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ أَمَّا الْغُلاٰمُ فَكٰانَ أَبَوٰاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينٰا أَنْ يُرْهِقَهُمٰا طُغْيٰاناً وَ كُفْراً » (و اما آن نوجوان، پدر و مادرش باایمان بودند و بیم داشتیم که آن دو را به طغیان و کفر بکشاند).
از سیاق آیه و سخن بعدیِ خضر که میگوید: « وَ مٰا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي » (و آن را از پیشِ خود نکردم)، روشنتر این است که مراد از خشیت (بیم و پرهیز)، از روی مجاز، همان پرهیز و مراقبتی باشد که از رأفت و دلسوزی سرچشمه میگیرد، نه معنای حقیقیِ آن که حالت و دگرگونیِ قلبیِ ویژهای است و از ساحت خدای متعال و پیامبرانش نفی شده است؛ چنانکه میفرماید: «وَ لاٰ يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللّٰهَ» (و از هیچکس جز خدا بیم ندارند؛ احزاب: ۳۹). و نیز مراد از سخن او که میگوید: « أَنْ يُرْهِقَهُمٰا طُغْيٰاناً وَ كُفْراً » این باشد که آن دو را دربرگیرد و فرابپوشاند، یعنی به سبب دلبستگیِ شدید پدر و مادر به او، با وسوسه و نفوذِ روحی، آن دو را به طغیان و کفر بکشاند؛ هرچند تعبیرِ « وَ أَقْرَبَ رُحْماً » در آیهٔ بعد بیتأیید نیست بر اینکه « طُغْيٰاناً وَ كُفْراً » تمییز برای «إرهاق» باشند، یعنی دو صفت برای خودِ آن نوجوان، نه پدر و مادرش (و معنا چنین باشد که آن نوجوان با سرکشی و کفرِ خود، پدر و مادرش را به سختی و رنج بیندازد).
«بحث روایی»
و در همان کتاب، از ابوبصیر، از امام صادق (علیهالسلام) روایت شده است که دربارهٔ این سخن خدا: « فَخَشِينٰا » (بیم داشتیم) فرمود: [خضر] بیم از آن داشت که اگر آن نوجوان به سن رشد و بلوغ برسد، پدر و مادرش را به کفر فراخواند و آن دو نیز از شدت علاقهای که به او دارند، خواستهاش را بپذیرند [و کافر شوند].