مَّا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٖ وَلَا لِأٓبَآئِهِمۡۚ كَبُرَتۡ كَلِمَةٗ تَخۡرُجُ مِنۡ أَفۡوَٰهِهِمۡۚ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبٗا
نه آنان به این سخن دانشی دارند و نه پدرانشان؛ چه بزرگ است سخنی که از دهانشان بیرون میآید! آنان جز دروغ چیزی نمیگویند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴ و ۵ با هم
و چه بسا در سخن گذشتگانِ آنان، اطلاقِ «پسر» بر پارهای از آفریدگان به انگیزهٔ تشریف (گرامیداشت) بوده است تا بر نزدیکی به خدا و اختصاص داشتن به درگاه او دلالت کند؛ مانند سخن یهود در آنچه قرآن بازگو کرده که گفتند: «عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ» (عزیر پسر خداست)، و ادعای دیگرشان در این باره.
یعنی این گفته که: «نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ» (ما فرزندان خدا و دوستان اوییم). همچنین در سخنان شماری از پیشینیانِ آنان، اطلاق «پسر» بر پارهای از نخستین آفریدگان آمده است، به این لحاظ که از خدا صادر شدهاند، همانگونه که پسر از پدر صادر میشود (پدید میآید)؛ و نیز اطلاق «همسر» بر واسطههای صدور و آفرینش، چنانکه همسرِ مرد واسطهٔ پدید آمدن فرزند از اوست. از این رو، بر برخی از فرشتگان که از نخستین آفریدگان بودند عنوان همسر، و بر برخی دیگر از آنان عنوان پسر یا دختر اطلاق شد.
این دو گونه اطلاق، هرچند مشتمل بر معنایی نیستند که در اطلاق نخست وجود داشت ــ زیرا این دو از باب مجاز و به انگیزهٔ گرامیداشت و مانند آن بودند ــ اما شرعاً ممنوعاند؛ و برای حرمت آنها همین ملاک بسنده است که کاربردِ آن دو و مانند آنها، عموم مردم را به سوی تیرهروزی جاودان و هلاکت همیشگی کشانده است.
تفسیر آیهٔ ۵ سورهٔ کهف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۲۳۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/18/5/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لاٰ لِآبٰائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَهً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ » (نه خودشان به آن دانشی دارند و نه پدرانشان؛ چه بزرگ است سخنی که از دهانشان بیرون میآید!). بیشترِ آنان از این سخن خود که «خدا فرزندی برگزیده است»، معنای حقیقیِ فرزندآوری را اراده میکردند؛ چنانکه این سخن الهی بر آن دلالت دارد: «أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ» (چگونه او را فرزندی باشد در حالی که همسری نداشته و همهچیز را آفریده است؟ انعام: ۱۰۱).
و خدای پاک و منزه سخن آنان را رد کرد؛ نخست با این بیان که این ادعا از روی نادانی و بدون علم است، و دوم با سخن خود در پایان آیه که فرمود: « إِنْ يَقُولُونَ إِلاّٰ كَذِباً » (آنان جز دروغ نمیگویند).
هرچند عبارت « مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ » (هیچ دانشی به آن ندارند) همهٔ آنان را اعم از پدران و فرزندان در بر میگرفت، اما از آنجا که آنان آگاهی از آن را به پدرانشان ارجاع میدادند و میگفتند: «این آیین پدران ماست و آنان از ما داناترند و ما وظیفهای جز پیروی و اقتدا به آنان نداریم»، خدای متعال میان آنان و پدرانشان تفکیک کرد؛ پس ابتدا علم را از خودشان نفی نمود و سپس از پدرانشان که به آنها تکیه میکردند، تا هم سخن آنان و هم دلیل و توجیهشان هر دو باطل گردد.
و سخن خدای متعال که فرمود: « كَبُرَتْ كَلِمَهً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ » (چه بزرگ است سخنی که از دهانشان بیرون میآید!)، نکوهش آنان و بزرگ شمردنِ زشتیِ سخنشان است که گفتند: «خدا فرزندی برگرفته است»؛ زیرا این سخن جسارتی بس بزرگ به پیشگاه خدای پاک و منزه است و لازمهاش نسبت دادنِ شریک، جسمانیت، مرکب بودن و نیازمندی به یاور و جانشین به اوست؛ در حالی که خداوند از این نسبتها بسیار برتر و والاتر است.