فَعَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يُؤۡتِيَنِ خَيۡرٗا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرۡسِلَ عَلَيۡهَا حُسۡبَانٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَتُصۡبِحَ صَعِيدٗا زَلَقًا
امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو به من عطا کند، و بر آن [باغِ تو] آفتی ویرانگر از آسمان بفرستد تا به زمینی صاف و لغزنده [بیهیچ گیاهی] تبدیل شود،
تفسیر آیهٔ ۴۰ سورهٔ کهف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۳۱۲ تا ۳۱۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/18/40/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۷ تا ۴۱ با هم
خدای متعال میفرماید: « قٰالَ لَهُ صٰاحِبُهُ وَ هُوَ يُحٰاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ سَوّٰاكَ رَجُلاً » (همدمش در حالی که با او گفتوگو میکرد به او گفت: «آیا به کسی که تو را از خاک، سپس از نطفه آفرید و آنگاه تو را مردی کامل و استوار ساخت، کفر ورزیدی؟»). ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴۰ و ۴۱ با هم
خدای متعال میفرماید: « إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مٰالاً وَ وَلَداً فَعَسيٰ » (اگر مرا از نظر مال و فرزند کمتر از خود میبینی، امید است که...) تا پایان دو آیه. طبرسی در مجمعالبیان میگوید: اصل «حُسبان» تیرهایی است که با هم و در یک پرتاب رها میشوند و این شیوهٔ تیراندازیِ اسواران (تیراندازان زبدهٔ سوارهنظام) بود؛ ریشهٔ اصلی این واژه از «حساب» (شمارش) است، و تیرِ پرتابشده را از آن رو «حُسبان» نامیدهاند که مانند شماره و حساب، پیاپی و فراوان است. او همچنین میگوید: «زَلَق» زمینی صاف و هموار است که هیچ گیاه و چیزی در آن نیست؛ و ریشهٔ زلق، چیزی است که گامها از روی آن میلغزد و بر آن استوار نمیماند. پایان سخن او.
و پیشتر گذشت که «صعید» همان رویهٔ صافِ زمین است که هیچ گیاهی بر آن نروییده باشد؛ و مقصود از «غَور» شدن آب، فرو رفتن و ناپدید شدنِ آن در اعماق زمین است.
این دو آیه، همانگونه که پیشتر بدان اشاره شد، پاسخی است از سوی مؤمن به همنشین کافرش؛ در واکنش به تکبری که ورزید و خود را از او مالدارتر و از نظر نفرات نیرومندتر دانست. پاسخی که مؤمن داده برگرفته از همان توضیح پیشین اوست و خلاصهاش این است: از آنجا که همهٔ کارها به خواست و قدرت خدا بستگی دارد و اوست که تو را از من مالدارتر و از حیث نفرات نیرومندتر ساخته، پس سررشتهٔ این کار به دست اوست نه تو، تا بدان فخر بفروشی و بر من برتری جویی. بنابراین، کاملاً ممکن و امیدبخش است که به من بهتر از باغ تو را عطا کند و باغ تو را ویران سازد؛ و در نتیجه مرا به وضعیتی نیکوتر از حالِ امروز تو درآورد و تو را به حالی بدتر از وضعِ امروز من دچار کند، تا مرا در سنجش با گذشتهام توانگرتر از تو گرداند و تو را در مقایسه با گذشتهات نیازمندتر از من سازد.
تفسیر آیههای ۳۹ تا ۴۱ با هم
معنای آیه این است: اگر مرا از نظر مال و فرزند کمتر از خود میبینی، باکی نیست و کار در این باره به دست پروردگار من است؛ پس امید است پروردگارم بهتر از باغ تو به من عطا کند، و بر آن ــ یعنی بر باغ تو ــ تیرهایی از عذاب آسمانیاش مانند تگرگ، بادِ سموم، صاعقه یا مانند آن بفرستد تا به زمینی تهی، صاف و لغزان تبدیل شود که هیچ درخت و کِشتی در آن نباشد، یا آبِ آن چنان در زمین فرو رود که هرگز نتوانی در پیِ آن برآیی، چرا که بیش از حد در اعماق خاک فرو رفته است.