سورهٔ ۱۷ · جلد ۱۳ المیزان

تفسیر آیهٔ ۴۱ سورهٔ اسراء

ولقد صرفنا في هذا القرءان ليذكروا وما

سورهٔ ۱۷ · آیهٔ ۴۱

وَلَقَدۡ صَرَّفۡنَا فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمۡ إِلَّا نُفُورٗا

و به‌راستی ما در این قرآن [حقایق را] به گونه‌های مختلف بیان کردیم تا پند گیرند، ولی [این بیان‌ها] جز بر رمیدگیِ آنان نمی‌افزاید.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِي هٰذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَ مٰا يَزِيدُهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً » (و قطعاً در این قرآن [حقایق را] به بیان‌های گوناگون آوردیم تا پند گیرند، ولی جز بر رمیدنشان نمی‌افزاید). در المفردات آمده است: «الصرف رد الشيء من حاله إلي حاله أو إبداله بغيره» (صرف یعنی برگرداندن چیزی از حالتی به حالت دیگر، یا جایگزین کردن آن با دیگری). و می‌گوید: «و التصريف كالصرف إلا في التكثير،و أكثر ما يقال في صرف الشيء من حاله إلي حاله و من أمر إلي أمر،و تصريف الرياح هو صرفها من حال إلي حال» (و تصریف مانند صرف است مگر در داشتن معنای تکثیر و فراوانی، و بیشتر در گرداندن چیزی از حالتی به حالتی دیگر و از امری به امری دیگر گفته می‌شود؛ و گرداندن بادها همان دگرگون ساختن آن‌ها از حالی به حال دیگر است). خدای متعال می‌فرماید: «وَ صَرَّفْنَا الآيَاتِ» (و آیات را گوناگون بیان کردیم) و « وَ صَرَّفْنٰا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ » (و در آن از انواع هشدارها بازگفتیم)؛ «و منه تصريف الكلام و تصريف الدراهم» (و از همین ریشه است تصریف کلام (گرداندن سخن به شیوه‌های مختلف) و تصریف دراهم (تبدیل و خرج کردن درهم‌ها)). پایان سخن او.

و [راغب] می‌گوید: «النَّفْرُ» به معنای رمیدن و پریشان‌حال شدن از چیزی یا شتافتن به سوی چیزی است، همانند «فَزَع» که هم برای پناه بردن به چیزی و هم گریختن از آن به کار می‌رود؛ در لغت عرب می‌گویند:

«نَفَرَ عَنِ الشَّيْءِ نُفُوراً» (از آن چیز رمید و گریخت). خدای متعال می‌فرماید: « مٰا زٰادَهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً » (جز بر رمیدنشان نیفزود) و « وَ مٰا يَزِيدُهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً » (و جز بر رمیدنشان نمی‌افزاید). پایان سخن او.

پس فرموده خدای متعال: « وَ لَقَدْ صَرَّفْنٰا فِي هٰذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا » (و به راستی ما در این قرآن سخن را گوناگون آوردیم تا پند گیرند)، به گواهی سیاق معنایش چنین است: سوگند می‌خورم که ما سخن را با آنان درباره توحید و نفی شریک از وجهی به وجه دیگر گرداندیم و در این قرآن آن را از لحنی به لحن دیگر درآوردیم؛ پس آن را با عبارت‌های گوناگون آوردیم و با انواع بیان‌ها روشن ساختیم تا پند پذیرند و حق برایشان آشکار شود.

و فرموده او: « وَ مٰا يَزِيدُهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً » (و جز بر رمیدنشان نمی‌افزاید)، یعنی این گونه‌گونیِ بیان جز بر رمیدن و گریزشان نمی‌افزاید؛ به گونه‌ای که هر بار سخن از نو آغاز شود و بیانی تازه آورده شود، نفرتی تازه در آنان پدید می‌آورد.

در این آیه، التفات (گردش کلام) از خطاب به غیبت رخ داده است، تا هشداری باشد بر اینکه آنان پس از آنکه کارشان به این حال‌وروز کشید، دیگر اهلیت و شایستگیِ روی سخن قرار گرفتن و هم‌کلامی را ندارند.

در «مجمع‌البیان» آمده است: «اگر پرسیده شود: هنگامی که دانسته بود با نزول قرآن بر رمیدگیِ آنان افزوده می‌شود، پس فرو فرستادنِ آن چه معنایی دارد و وجه حکمتش چیست؟ پاسخ داده می‌شود: حکمت در این کار، تمام کردن حجت و بریدن راه عذر از طریق آشکار ساختن دلایلی است که حُسن و درستیِ تکلیف را نمایان می‌سازد؛ و نیز اینکه با نزول قرآن، گروهی راه صلاح در پیش می‌گیرند که اگر نازل نمی‌شد به صلاح نمی‌آمدند؛ و اگر نازل نمی‌شد، همین کسانی که از ایمان می‌رمند، به فسادی بزرگ‌تر از این رمیدگی دچار می‌شدند. بنابراین، حکمت الهی به خاطر همین جهات، نزول قرآن را اقتضا کرده است. فزونیِ رمیدگیِ آنان هنگام دیدنِ آیات و دلایل نیز تنها از آن رو بود که آن‌ها را شبهه‌ها و ترفندهایی می‌پنداشتند و کمتر در آن‌ها می‌اندیشیدند.» پایان سخن.

این سخن او که «اگر نازل نمی‌شد، به فسادی بزرگ‌تر از رمیدگی دچار می‌شدند» خالی از اشکال نیست؛ چراکه فزونیِ رمیدگی، کارشان را به انکار، ستیز با حق و بازداشتنِ [دیگران] از آن می‌کشاند، و در عرصهٔ دعوت، فسادی بزرگ‌تر از این وجود ندارد.

اما باید دانست کفر، انکار، رمیدگی از حق و ستیزه با آن، همان‌گونه که به صاحبانش زیان می‌زند و آنان را به هلاکت می‌افکند، به سود اهل ایمان، خشنودان به حق و تسلیم‌شدگانِ در برابر آن تمام می‌شود؛ زیرا اگر برای این خصلت‌های پسندیده و صفت‌های زیبا نقطه‌های مقابلی پدید نمی‌آمد، خودِ این صفات نیز هرگز تحققی نمی‌یافتند؛ پس این حقیقت را نیک دریاب.

بنابراین مقتضای حکمت آن است که حجت تمام شود و سپس بر کمال آن افزوده گردد تا از انسان تیره‌بخت هر شقاوتی که در توان اوست آشکار شود، و نیک‌بختان نیز با کوشش‌های گوناگونِ خود درجاتی متناسب با درکاتِ تیره‌بختان به دست آورند؛ و خدای متعال می‌فرماید: «كُلاًّ نُمِدُّ هٰؤُلاٰءِ وَ هَؤُلاٰءِ مِنْ عَطٰاءِ رَبِّكَ وَ مٰا كٰانَ عَطٰاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً» (به هر دو گروه، اینان و آنان، از بخشش پروردگارت یاری می‌رسانیم و بخشش پروردگارت از کسی بازداشته نشده است؛ اسراء: ۲۰).

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۴۱ سورهٔ اسراء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۱۰۵ تا ۱۰۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/17/41/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی