قَالُواْ لَا تَوۡجَلۡ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ
گفتند: «مترس، که ما تو را به پسری بسیار دانا مژده میدهیم.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۵۲ و ۵۳ با هم
خدای متعال میفرماید: « إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقٰالُوا سَلاٰماً قٰالَ إِنّٰا مِنْكُمْ وَجِلُونَ قٰالُوا لاٰ تَوْجَلْ إِنّٰا نُبَشِّرُكَ بِغُلاٰمٍ عَلِيمٍ » (هنگامی که بر او وارد شدند و سلام گفتند؛ [ابراهیم] گفت: «ما از شما بیمناکیم!» گفتند: «مترس که ما تو را به پسری بسیار دانا مژده میدهیم»). ضمیر جمع در « دَخَلُوا » (وارد شدند) و در هر دو جای « فَقٰالُوا » / «قٰالُوا» (گفتند) به فرشتگان بازمیگردد؛ پس سخن آنان:
تفسیر آیهٔ ۵۳ سورهٔ حجر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۲، صفحهٔ ۱۸۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/15/53/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و سخن فرشتگان که: « لاٰ تَوْجَلْ » (مترس)، برای آرام کردن ترس او، ایمنی بخشیدن به وی و دلگرم ساختنش بود به اینکه آنان فرستادگان پروردگارش هستند و بر او وارد شدهاند تا وی را به پسری دانا مژده دهند؛ یعنی به فرزندی که پسری نوجوان و دانا باشد. و چه بسا مراد از دانا بودنش، دانایی به تعلیم و وحی الهی باشد که در این صورت به این سخن خداوند در جایی دیگر نزدیک است که فرمود: «وَ بَشَّرْنٰاهُ بِإِسْحٰاقَ نَبِيًّا» (و او را به اسحاق که پیامبری بود مژده دادیم؛ صافات: ۱۱۲).