وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمۡ هُودٗاۚ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُۥٓۖ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا مُفۡتَرُونَ
و بهسوی قوم عاد، برادرشان هود را [فرستادیم]. گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید که هیچ معبودی جز او برای شما نیست؛ شما [در شریکتراشیدن برای خدا] جز دروغپرداز نیستید.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۵۰ تا ۶۰ با هم
و در روایتی از امامان (ع) آمده است: «سرزمینِ قوم عاد در صحرا و بادیه بود، و کِشتزارها و نخلستانهای فراوان، و عمرهایی طولانی و قامتهایی کشیده و بلند داشتند، ولی به بتپرستی روی آوردند؛ پس خدای متعال هود را بهسویشان برانگیخت تا آنان را به تسلیم در برابر خدا (اسلام) و کنار گذاشتنِ همتایان [و بتها] فراخوانَد، اما آنان سر باز زدند و به هود ایمان نیاوردند و او را آزردند؛ ازاینرو آسمانْ هفت سال بارانش را از آنان بازداشت تا دچار قحطی شدند...» تا پایان حدیث. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۵۰ سورهٔ هود، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۲۹۸ تا ۳۰۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/11/50/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ إِليٰ عٰادٍ أَخٰاهُمْ هُوداً » (و بهسوی قوم عاد، برادرشان هود را [فرستادیم]). هود برادر نسبی آنان بود، زیرا از خودِ آن قوم به شمار میرفت، و افراد یک قبیله را به سبب انتساب همگیشان به نیا و پدر قبیله، «برادران» مینامند. این جمله بر سخن پیشین خدای متعال: « نُوحاً إِليٰ قَوْمِهِ » (نوح را بهسوی قومش [فرستادیم]) عطف شده است و در تقدیر چنین است: «و همانا بهسوی عاد برادرشان هود را فرستادیم». شاید حذف فعل «أرسلنا» (فرستادیم) سبب شده است که در این معطوف برخلاف معطوفعلیه، جار و مجرور بر مفعول مقدم شود و فرموده است: « وَ إِليٰ عٰادٍ أَخٰاهُمْ »، و مانند « نُوحاً إِليٰ قَوْمِهِ » نفرمود: «و هوداً إلی عاد»؛ چراکه دلالتِ ظرف یعنی « إِليٰ عٰادٍ » بر در تقدیر بودنِ فعلِ فرستادن، آشکارتر و روشنتر است.
خدای متعال میفرماید: « قٰالَ يٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَكُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُفْتَرُونَ » (گفت: ای قوم من، خدا را بپرستید که شما را معبودی جز او نیست؛ شما جز دروغبافانی بیش نیستید). این سخن در جایگاه پاسخ آمده است؛ گویی شنونده چون کلام الهی: « وَ إِليٰ عٰادٍ أَخٰاهُمْ هُوداً » را شنید، پرسید: هود به آنان چه گفت؟ و در پاسخ گفته شد: « قٰالَ يٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ » (گفت: ای قوم من، خدا را بپرستید...). از همین رو، جمله بدون حرف عطف آمده است.
و سخن او که فرمود: « اُعْبُدُوا اللّٰهَ » (خدا را بپرستید) در مقام حصر (تنها او را پرستیدن) است؛ یعنی تنها او را بپرستید و معبودهای دیگری را که بهجای خدا ارباب گرفتهاید نپرستید؛ معبودهایی که آنها را عبادت میکنید تا بدون پرستش خدای متعال، شفیعانتان نزد او باشند. دلیل بر این انحصار، سخن بعدی اوست که فرمود: « مٰا لَكُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُفْتَرُونَ »؛ زیرا نشان میدهد که آنان معبودهایی برگزیده بودند و با نسبت دادن شریک و شفیع بودن به خدا، از روی دروغ و افترا به پرستش آنها میپرداختند.