وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ
و شما نیز پرستندهٔ آنچه من میپرستم نخواهید بود؛
تفسیر آیهٔ ۵ سورهٔ کافرون، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۳۷۴ تا ۳۷۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/109/5/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴ و ۵ با هم
خدای متعال میفرماید: « وَ لاٰ أَنٰا عٰابِدٌ مٰا عَبَدْتُّمْ وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ » (و نه من پرستندهٔ آنم که شما پرستیدهاید، و نه شما پرستندهٔ آنید که من میپرستم). این سخن تکرار مضمون دو جملهٔ پیشین برای تأکید بیشتر است؛ همانند این فرمودهٔ او: «كَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ» (تکاثر: ۴؛ هرگز چنین نیست، بهزودی خواهید دانست؛ باز هم هرگز چنین نیست، بهزودی خواهید دانست) و کلام دیگرش: «فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ» (مدثر: ۲۰؛ پس مرگ بر او باد، چگونه سنجید! باز هم مرگ بر او باد، چگونه سنجید!).
و گفته شده است که «ما» در « مٰا عَبَدْتُّمْ » و « مٰا أَعْبُدُ » مصدریه است نه موصوله، و معنا چنین است: «نه من بر شیوهٔ عبادت شما عبادت میکنم و نه شما بر شیوهٔ عبادت من عبادت میکنید»؛ یعنی نه من با شما شریک میشوم و نه شما با من، نه در معبود و نه در خودِ عبادت؛ چراکه معبودِ من «الله» است و معبودِ شما بت، و عبادتِ من همان است که خداوند برایم تشریع فرموده و عبادتِ شما بدعتی است که از سر نادانی و دروغبافی پدید آوردهاید. بر این اساس، دو آیه برای تأکید آورده نشدهاند؛ اما این سخن خالی از دوری (از ظاهر کلام) نیست، و در بحث روایی پیشِرو وجه لطیف دیگری برای این تکرار خواهد آمد.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۶ با هم
در کتاب «الدر المنثور»، ابنجریر، ابنابیحاتم و ابنانباری (در کتاب المصاحف) از سعید بن میناء، آزادکردهٔ ابوالبختری، روایت کردهاند که گفت: ولید بن مغیره، عاص بن وائل، اسود بن مطلب و امیه بن خلف با پیامبر خدا (ص) دیدار کردند و گفتند: ای محمد، بیا تا ما آنچه را تو میپرستی بپرستیم و تو آنچه را ما میپرستیم بپرستی و ما و تو در تمام امورمان شریک شویم؛ اگر آیینی که ما بر آنیم درستتر از آیین تو باشد، تو از آن بهرهمند شدهای و اگر آیینی که تو بر آنی درستتر از آیین ما باشد، ما از آن بهرهمند شدهایم. ادامه در متن کامل
میگویم: شیخ [طوسی] نیز در کتاب «الأمالي» با سند خود از میناء، از چند تن از یارانش، روایتی نزدیک به همین مضمون نقل کرده است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱ تا ۵ با هم
و در تفسیر قمی، از پدرش، از ابنابیعمیر روایت شده است که گفت: ابوشاکر از ابوجعفر احول دربارهٔ سخن خداوند پرسید: « قُلْ يٰا أَيُّهَا الْكٰافِرُونَ لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ- وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ وَ لاٰ أَنٰا عٰابِدٌ مٰا عَبَدْتُّمْ- وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ » (بگو: ای کافران، آنچه را میپرستید نمیپرستم، و شما نیز پرستندهٔ آنچه من میپرستم نیستید، و نه من پرستندهٔ آنچه شما پرستیدهاید هستم، و نه شما پرستندهٔ آنچه من میپرستم خواهید بود)؛ که: «آیا شخص حکیم چنین سخنی میگوید و بارها آن را تکرار میکند؟» اما ابوجعفر احول در آن باره پاسخی نداشت. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱ تا ۶ با هم
پس [ابوجعفر احول] به مدینه آمد و این موضوع را از امام صادق (ع) پرسید. امام فرمود: سبب نزول و تکرار آن، این بود که قریش به پیامبر خدا (ص) گفتند: «یک سال خدایان ما را بپرست و یک سال ما خدای تو را میپرستیم؛ و [باز] یک سال خدایان ما را بپرست و یک سال ما خدای تو را میپرستیم». ادامه در متن کامل
راوی گفت: پس ابوجعفر احول نزد ابوشاکر بازگشت و این پاسخ را به او گفت. ابوشاکر گفت: ادامه در متن کامل
«این پاسخی است که شتران از حجاز آوردهاند (سخنی ناب است که از سرچشمهٔ دانش مدینه آمده و ساختهٔ فکر خودت نیست).» ادامه در متن کامل
میگویم: مقصود از تکرار در کلام قریش، استمرار بر این شیوه بود که یک سال بر عبادت بتهای خود بمانند و یک سال به عبادت خداوند متعال بپردازند. ادامه در متن کامل