وَٱلَّذِينَ كَسَبُواْ ٱلسَّيِّـَٔاتِ جَزَآءُ سَيِّئَةِۭ بِمِثۡلِهَا وَتَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞۖ مَّا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِنۡ عَاصِمٖۖ كَأَنَّمَآ أُغۡشِيَتۡ وُجُوهُهُمۡ قِطَعٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ مُظۡلِمًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ
و کسانی که بدیها را مرتکب شدهاند، کیفر هر بدی، هماندازه و همانند آن است و خواری و ذلّت آنان را فرا میگیرد؛ هیچ نگهدارندهای در برابر [عذابِ] خدا برایشان نیست؛ گویی چهرههایشان با پارههایی از شبِ تاریک پوشانده شده است؛ آنان همدمان آتشند و در آن جاودانهاند.
تفسیر آیهٔ ۲۷ سورهٔ یونس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۴۳ تا ۴۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/10/27/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ الَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئٰاتِ جَزٰاءُ سَيِّئَهٍ بِمِثْلِهٰا وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّهٌ » (و کسانی که بدیها را مرتکب شدند، کیفرِ هر بدی همانندِ آن است و خواری آنان را فرا میگیرد...) تا پایان آیه؛ جملهٔ « جَزٰاءُ سَيِّئَهٍ بِمِثْلِهٰا » مبتدایی برای خبری محذوف است و تقدیرش چنین است: «لَهُمْ جَزَاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا مِنَ الْعَذَابِ» (برای آنان، کیفرِ هر کارِ بدی همانندی از عذاب است)، و مجموع این جمله، خبر است برای مبتدایی که همان « اَلَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئٰاتِ » (کسانی که مرتکبِ بدیها شدند) میباشد. و مقصود آن است که مرتکبانِ بدیها جز بهاندازهٔ همان کارهای ناپسندی که انجام دادهاند کیفر نمیشوند؛ بنابراین پاداشِ کردارِ بد، کیفری بد و هماندازهٔ آن است.
و این سخن او که: « مٰا لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مِنْ عٰاصِمٍ » (هیچ نگهدارندهای در برابر خدا ندارند)، یعنی هیچ پناه و نگهدارندهای ندارند که آنان را از خدا—یعنی از عذاب او—نگه دارد. در این تعبیر، شریکانی که مشرکان شفیع خود میپنداشتند نفی شدهاند؛ آن هم به بیانی که هر نگهدارنده و بازدارندهای را نفی میکند، خواه شریکی شفاعتکننده باشد، یا رقیبی نیرومند و بازدارنده، یا هر نگهدارندهای جز این دو.
و این سخن او که: « كَأَنَّمٰا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِماً » (گویی چهرههایشان با پارههایی از شبی تاریک پوشانده شده است)؛ «قِطَع» جمعِ قطعه (پاره و تکه) است و «مُظْلِماً» حال است برای «الَّيْلِ». مقصود این است که گویی شب تاریک به پارههایی تقسیم شده، سپس آن پارهها بر چهرههایشان کشیده شده و در نتیجه چهرهها یکسره سیاه گشته است. معنای روشن و زودفهم این کلام آن است که چهرهٔ هر یک از مشرکان با پارهای از آن پارههای شب پوشانده میشود؛ نه آنگونه که برخی تفسیر کردهاند که مقصود، پوشانده شدن چهرهها با آن پارهها یکی پس از دیگری است تا تاریکیهایی روی هم انباشته پدید آید؛ زیرا در کلام هیچ دلیلی بر این برداشت نیست.
و این سخن او که: « أُولٰئِكَ أَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ » (آنان اهل آتشاند و در آن جاودانهاند)، بر ماندگاری همیشگیِ آنان در آتش دلالت دارد؛ زیرا هم همنشینیِ پیوسته (صحابَت) و هم جاودانگی (خُلود) بر آن دلالت دارند، همانگونه که نظیر آن دربارهٔ اهل بهشت نیز بر همتای آن دلالت میکند.
بحث روایی
در «کافی» با سند خود از ابوبصیر از امام صادق (ع) دربارهٔ سخن خداوند: « كَأَنَّمٰا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِماً » (گویی چهرههایشان با پارههایی از شبِ تار پوشانده شده است) آمده است که فرمود: «أ ما ترى البيت إذا كان الليل-كان أشد سوادا من خارج-فكذلك وجوههم يزدادون سوادا» (آیا نمیبینی اتاق چون شب فرارسد، از بیرون تاریکتر و سیاهتر است؟ چهرههای آنان نیز چنین است و بر سیاهیشان افزوده میشود):
میگویم: عیاشی نیز آن را از ابوبصیر از آن حضرت (ع) روایت کرده است.
و گویا امام (ع) در صددِ تفسیر عبارت «قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ» (پارههایی از شب) در این آیه بودهاند.