وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ نَّظَرَ بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ هَلۡ يَرَىٰكُم مِّنۡ أَحَدٖ ثُمَّ ٱنصَرَفُواْۚ صَرَفَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ
و هرگاه سورهای نازل شود، بعضی از آنان به بعضی دیگر نگاه میکنند [و با ایما و اشاره میگویند:] «آیا کسی شما را میبیند؟» سپس [آهسته مجلس را ترک کرده و] روی برمیتابند؛ خدا دلهایشان را [از حقیقت] برگردانده است، زیرا آنان گروهی هستند که ژرف نمیاندیشند و حق را درنمییابند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۲۴ تا ۱۲۹ با هم
این آیات، بخش پایانی آیات سورهٔ برائت است و حال مؤمنان و منافقان را به هنگام فرود آمدن سورههای قرآن یادآور میشود. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۲۷ سورهٔ توبه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۹، صفحهٔ ۴۰۹ تا ۴۱۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/9/127/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَهٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِليٰ بَعْضٍ هَلْ يَرٰاكُمْ مِنْ أَحَدٍ » (و هنگامی که سورهای نازل شود، بعضی از آنان به بعضی دیگر نگاه میکنند [و میگویند:] آیا کسی شما را میبیند؟) تا پایان آیه. این ویژگی دیگری از منافقان است؛ یعنی هرگاه سورهای از قرآن نازل میشود ــ و آنان به ناچار در مجلس حاضرند ــ طوری به یکدیگر نگاه میکنند که گویی میگویند: آیا کسی شما را میبیند؟ این سخنِ کسی است که سخنی را میشنود و تاب تحملش را ندارد و سینهاش از آن به تنگ میآید؛ در نتیجه رنگ چهرهاش دگرگون میشود و نگرانی و اضطراب در صورتش پدیدار میگردد. پس میترسد که مبادا کسی به او متوجه شود و رازی که در دل پنهان داشته برملا گردد؛ به همین جهت به یکی از کسانی نگاه میکند که رازش را با او در میان گذاشته و او را از باطن کار خویش آگاه ساخته بود، گویی از او جویا میشود که آیا کسی از این نگرانی و اضطرابِ ما باخبر شده است؟
پس فرمودهٔ خدا: « نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِليٰ بَعْضٍ » (بعضی از آنان به بعضی دیگر نگاه کردند)، یعنی برخی از منافقان به برخی دیگر نگاه کردند؛ و این خود دلیلی است بر اینکه ضمیر در سخن خدا در آیهٔ پیشین: « فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ » (پس برخی از آنان میگویند) نیز به منافقان بازمیگردد.
و این سخن خدا: « نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِليٰ بَعْضٍ » (بعضی از آنان به بعضی دیگر نگاه کردند)، یعنی نگاهِ شخصی نگران و مضطرب که از فاششدن رازش و دریدهشدن پردهاش بیمناک است. همچنین فرمودهٔ خدا: « هَلْ يَرٰاكُمْ مِنْ أَحَدٍ » (آیا کسی شما را میبیند؟) در مقام بیان و تفسیر آن نگاه است؛ یعنی برخی از آنان چنان به یکدیگر نگریستند که گویی میگفتند: «آیا کسی شما را میبیند؟». حرف «مِنْ» برای تأکید است و کلمهٔ «أَحَد» فاعل «يَرٰاكُمْ» میباشد.
و فرمودهٔ خدا: « ثُمَّ انْصَرَفُوا صَرَفَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ يَفْقَهُونَ » (سپس بازگشتند؛ خدا دلهایشان را [از حق] برگرداند، چراکه گروهی هستند که نمیفهمند)؛ ظاهر سیاق نشان میدهد معنا چنین است: سپس از نزد پیامبر (ص) بازگشتند، در حالی که خداوند دلهایشان را از دریافتن آیات الهی و ایمانآوردن به آن منصرف ساخته و برگردانده بود، به این دلیل که آنان مردمی هستند که سخن حق را درنمییابند. بنابراین، بنا بر نظری که برخی از ادیبان جایز شمردهاند، این جمله حالیه است.
و چه بسا احتمال داده شود که فرمودهٔ خدا: « صَرَفَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ » (خداوند دلهایشان را برگردانَد) نفرینی از سوی خدای متعال بر منافقان باشد. این تعبیر در قرآن همانندهایی دارد، و نفرینِ خدای متعال بر کسی، وعید و تهدید قطعیِ او به شر و عذاب است.