أَفَمَنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ تَقۡوَىٰ مِنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٍ خَيۡرٌ أَم مَّنۡ أَسَّسَ بُنۡيَٰنَهُۥ عَلَىٰ شَفَا جُرُفٍ هَارٖ فَٱنۡهَارَ بِهِۦ فِي نَارِ جَهَنَّمَۗ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ
آیا کسی که بنیان [کار] خود را بر پایهٔ پروای از خدا و خشنودی او پی نهاده بهتر است، یا کسی که بنیانش را بر لب پرتگاهی فروریختنی بنا کرده و با آن در آتش دوزخ سرنگون شده است؟ و خدا قوم ستمکار را هدایت نمیکند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۰۸ و ۱۰۹ با هم
از آنچه گذشت روشن شد که سخن خدای متعال: « لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ » بهمنزلهٔ بیان دلیل برتریِ این مسجد بر آن مسجد، و کلام او: « فِيهِ رِجٰالٌ » برای نشان دادن برتریِ اهل این مسجد بر اهل آن مسجد دیگر است؛ و سخن آیندهٔ او: « أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيٰانَهُ » نیز برای بیان برتری دوم آمده است.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۰۷ تا ۱۱۰ با هم
در «مجمعالبیان» آمده است که مفسران گفتهاند: بنیعمرو بن عوف مسجد قبا را ساختند و پیامی به پیامبر خدا (ص) فرستادند که نزد آنان بیاید؛ پس ایشان نزد آنان آمد و در آن مسجد نماز گزارد. ادامه در متن کامل
چون آن را ساختند، نزد پیامبر خدا (ص) آمدند، در حالی که آن حضرت آمادهٔ عزیمت به تبوک میشد، و گفتند: «ای پیامبر خدا، ما مسجدی برای افراد بیمار و نیازمند و برای شبهای بارانی و شبهای زمستانی ساختهایم، و دوست داریم نزد ما بیایی و در آن برایمان نماز بگزاری و به برکت دعا کنی.» پیامبر (ص) فرمود: «من در آستانهٔ سفرم، و چون… ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۰۹ سورهٔ توبه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۹، صفحهٔ ۳۹۰ تا ۳۹۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/9/109/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيٰانَهُ عَليٰ تَقْويٰ مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰانٍ خَيْرٌ » تا پایان آیه. «شَفا»ی چاه بهمعنای لبه و کنارهٔ آن است؛ «جُرُف»ِ وادی، کنارهای از رودخانه یا سیلگاه است که آب زیرِ آن را شسته و خالی کرده باشد؛ و «هارَ الشَّيْءُ يَهَارُ فَهُوَ هَائِرٌ» (که گاه به صورت قلب حروف، «هارَ» گفته میشود) و «أَنْهَارَ يَنْهَارُ انْهِيَاراً» یعنی به سبب سستی و بیپایگی فرو ریخت.
بنابراین، کلام او: « عَليٰ شَفٰا جُرُفٍ هٰارٍ فَانْهٰارَ بِهِ فِي نٰارِ جَهَنَّمَ » استعارهای تخییلی است که در آن، حالِ منافقان به حال کسی تشبیه شده که بنایی را بر نهایتِ لبهٔ درّهای بسازد که به پایداری و استواریاش هیچ اطمینانی نیست، و در نتیجه، آن لبه همراه با بنایی که بر آن ساخته شده فرو میریزد، و چون در بن و ریشهٔ آن، جهنم قرار داشته، در آتش آن سقوط میکند؛ و این بر خلافِ کسی است که بنیان خود را بر تقوای الهی و خشنودیِ او پی نهاده است، یعنی در زندگیاش بر مدار پروا از عذاب خدا و طلب خشنودی او حرکت کرده است.
ظاهر سیاق نشان میدهد که سخن خدای متعال: « أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيٰانَهُ عَليٰ تَقْويٰ » و سخن دیگر او:
« أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيٰانَهُ عَليٰ شَفٰا جُرُفٍ »، دو مَثَل هستند که با آنها بنیان زندگیِ مؤمنان و منافقان مجسم شده است، که همان دین و راه و روشی است که در زندگی بر آن حرکت میکنند؛ پس دین مؤمن، پروای خدا داشتن و جویای خشنودی او بودن از روی یقین است، و دین منافق بر تزلزل و شک بنا شده است.