وَهُوَ ٱلَّذِي يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ بُشۡرَۢا بَيۡنَ يَدَيۡ رَحۡمَتِهِۦۖ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَقَلَّتۡ سَحَابٗا ثِقَالٗا سُقۡنَٰهُ لِبَلَدٖ مَّيِّتٖ فَأَنزَلۡنَا بِهِ ٱلۡمَآءَ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِۚ كَذَٰلِكَ نُخۡرِجُ ٱلۡمَوۡتَىٰ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ
و اوست که بادها را پیشاپیشِ [بارانِ] رحمت خود مژدهرسان میفرستد، تا آنگاه که ابرهای سنگینبار را بردارند، آن را بهسوی سرزمینی مرده میرانیم و بهوسیلهٔ آن آب را فرو میفرستیم و با آن از هرگونه میوهای بیرون میآوریم. مردگان را نیز اینگونه [از دل خاک] بیرون میآوریم، باشد که پند گیرید.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۵۴ تا ۵۸ با هم
این آیات به آیات پیشین پیوسته و با آنها مرتبط است؛ چراکه آیات گذشته فرجام ناگوار شرک به خدا و تکذیب آیات او را بیان میکرد و نشان میداد که این کار، انسان را بهسوی هلاکت همیشگی و بدبختی جاودان میکشاند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۵۷ و ۵۸ با هم
دوم اینکه خدای متعال همانا کسی است که روزیهای آنان را با رویاندن انواع میوهها و محصولاتی که از آن روزی میخورند فراهم میسازد، و این کار را با شگفتانگیزترین و لطیفترین راهها، یعنی باراندن باران، میآفریند؛ پس او پروردگار ایشان است و پروردگاری جز او نیست.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۵۷ و ۵۸ با هم
و در کتاب «الدر المنثور»، احمد، بخاری، مسلم و نسائی از ابوموسی روایت کردهاند که گفت:
پیامبر خدا (ص) فرمود: «مثل ما بعثني الله به من الهدي و العلم- كمثل الغيث الكثير أصاب أرضا- فكانت منها بقية فبلت الماء- فأنبتت الكلأ و العشب الكثير، و كانت منها أجادب أمسكت الماء- فنفع الله بها الناس فشربوا و سقوا و زرعوا، و أصاب منها طائفة أخري- إنما هي قيعان لا تمسك ماء و لا تنبت كلأ- فذلك مثل من فقه في دين الله- و نفعه ما بعثني الله به فعلم و علم، و مثل من لم يرفع بذلك رأسا- و لم يقبل هدي الله الذي أرسلت به» (مَثَلِ هدایت و دانشی که خداوند مرا بدان برانگیخته، همچون باران فراوانی است که به سرزمینی برسد: بخشی از آن زمین پاک و حاصلخیز بود و آب را پذیرفت، پس گیاه و سبزهٔ بسیار رویانید؛ و بخشی از آن زمینهایی سخت بود که آب را در خود نگه داشت، پس خدا به واسطهٔ آن به مردم سود رساند و از آن نوشیدند و [چارپایان را] سیراب کردند و زراعت نمودند؛ و باران به بخشی دیگر رسید که دشتهایی هموار و شنزار بود که نه آبی نگه میداشت و نه گیاهی میرویاند. پس این، مَثَلِ کسی است که در دین خدا دانا و ژرفاندیش شد و آنچه خدا مرا بدان برانگیخته به او سود بخشید، پس آموخت و آموزش داد؛ و مَثَلِ کسی است که به آن اعتنایی نکرد و هدایت الهی را که من با آن فرستاده شدهام نپذیرفت).
تفسیر آیهٔ ۵۷ سورهٔ اعراف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۸، صفحهٔ ۱۴۷ تا ۱۷۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/7/57/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيٰاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ » (و او کسی است که بادها را پیشاپیشِ رحمت خود مژدهرسان میفرستد...) تا پایان آیه. در این آیه، ربوبیت (پروردگاریِ) خدای متعال از جهت بازگشت و معاد بیان شده است، همانگونه که در آیهٔ « إِنَّ رَبَّكُمُ اللّٰهُ » (بیتردید پروردگار شما خداوند است...) ربوبیت او از جهت آغاز آفرینش تبیین شده بود.
و واژهٔ « بُشْراً » در اصل با دو ضمه (بُشُر) جمع «بشیر» (مژدهدهنده) است، مانند «نُذُر» که جمع «نذیر» (بیمدهنده) است؛ و مراد از رحمت، باران است. عبارت « بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ » یعنی پیشاپیشِ باران؛ و در این تعبیر، استعارهای تخییلی بهکار رفته است، بدینصورت که باران به مسافری تشبیه شده که خانوادهاش چشمبهراهِ او هستند و او از راه میرسد، درحالیکه پیشاپیشِ وی مژدهرسانی میآید و آمدنش را بشارت میدهد.
«إقلال» بهمعنای برداشتن و حمل کردن است، و «سَحاب» و «سَحابة» بهمعنای ابر است (سحاب جنس و سحابه مفرد آن است)، مانند «تَمْر» (خرما) و «تَمْرة» (یک دانه خرما). سنگین بودن ابرها («ثِقالاً») به این اعتبار است که بار سنگین آب را بر دوش میکشند. تعبیر « لِبَلَدٍ مَيِّتٍ » نیز یعنی بهسوی سرزمینی مرده یا برای سرزمینی مرده، و باقیِ الفاظ آیه روشن است.
این آیه با زنده کردن زمین، بر امکانِ زنده ساختن مردگان استدلال میکند؛ زیرا هر دو از یک سنخ هستند، و حکم مواردِ هممانند در آنچه ممکن یا ناممکن است، یکسان میباشد. از سوی دیگر، انسانهای زندهای که مرگ گریبانگیرشان شده است، از ریشه و بن نابود نشدهاند؛ چراکه جانها و روانهایشان محفوظ و باقی است، گرچه بدنهایشان دگرگون شده باشد؛ همانگونه که در گیاهان، آنچه روی زمین است تغییر میکند، اما روحِ زندهای که در ریشهٔ آن است بهدور از رشد و نمو باقی میماند و سپس حیاتِ زایندهاش به آن بازمیگردد. خداوند مردگان را نیز همینگونه [از زمین] بیرون میآورد؛ پس زنده کردن مردگان در رستاخیزِ همگانی در روز قیامت، همانند زنده کردن زمین مرده در رستاخیزِ جزئی آن است که هر سال تکرار میشود. این سخن دنبالهای دارد که اگر خدای متعال بخواهد، در جای دیگری خواهد آمد.