فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِـَٔايَٰتِهِۦٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ يَنَالُهُمۡ نَصِيبُهُم مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوۡنَهُمۡ قَالُوٓاْ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ قَالُواْ ضَلُّواْ عَنَّا وَشَهِدُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَنَّهُمۡ كَانُواْ كَٰفِرِينَ
پس کیست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد، یا آیات او را تکذیب کند؟ اینان کسانی هستند که نصیبشان از آنچه مقدر شده به ایشان خواهد رسید؛ تا آنگاه که فرستادگان ما برای گرفتن جانشان نزد آنان بیایند، میگویند: «کجایند آن معبودانی که به جای خدا میخواندید؟» میگویند: «از دست ما رفتند و ناپدید شدند» و بر زیانِ خود گواهی میدهند که کافر بودهاند.
تفسیر آیهٔ ۳۷ سورهٔ اعراف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۸، صفحهٔ ۱۱۱ تا ۱۱۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/7/37/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَريٰ عَلَي اللّٰهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآيٰاتِهِ » (پس کیست ستمکارتر از آنکه بر خدا دروغی بربندد یا آیات او را تکذیب کند؟). این سخن نتیجهای است برآمده از آنچه در آیهٔ پیشین دربارهٔ اعلام شریعت همگانی ــ که به واسطهٔ پیامبران ابلاغ میشود ــ آمده بود؛ بدین معنا که اگر ماجرا از این قرار است و خداوند دین همگانیاش را به همهٔ فرزندان آدم ابلاغ کرده و از پاداش و کیفری که برای پذیرش یا واگذاشتن آن آماده ساخته خبر داده است، پس کیست ستمکارتر از کسی که از پذیرش آن سر باز زند؛ چه با دروغ بستن بر خدا و نسبت دادن دینی [ساختگی] به او و نشاندن آن به جای دین توحیدی که پیامبران آوردهاند ــ در حالی که خداوند خبر داده که آنان واسطههای میان او و آفریدگانش در ابلاغ دینش هستند ــ و چه با تکذیب آیاتی که بر یکتایی او و احکام برآمده از آن دلالت دارد.
از اینجا روشن میشود که هرچند دروغ بستن بر خدا شامل هر بدعتی در اصول و فروع دین میگردد، اما موردِ سخن در اینجا شرک ورزیدن به خدا از راه برگزیدن معبودانی بهجای اوست؛ و گواه بر آن، سخن بعدی اوست که میفرماید: « قٰالُوا أَيْنَ مٰا كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ » (میگویند: آن معبودانی که بهجای خدا میخواندید کجایند؟).
خدای متعال میفرماید: « أُولٰئِكَ يَنٰالُهُمْ نَصِيبُهُمْ مِنَ الْكِتٰابِ حَتّٰي إِذٰا جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا » (آنان بهرهشان از آنچه مقدر شده به ایشان میرسد، تا زمانی که فرستادگان ما نزدشان بیایند...). مراد از «کتاب»، آن چیزی است که حتمی شده و رقم خورده تا از مقدرات زندگی چون عمر، روزی، بینیازی، تندرستی، مال، فرزند و جز اینها به انسان برسد؛ و دلیل بر این معنا، مقید شدنش به عبارت « حَتّٰي إِذٰا جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا » (تا هنگامی که فرستادگان ما نزدشان بیایند...) تا پایان آیه است. مراد از آمدن فرستادگان، سررسیدنِ زمان مرگ است و روشن است که مرگ، پایانِ زندگی دنیا با همهٔ شئون و پیوندهای آن به شمار میرود.
مراد از «بهره از کتاب»، سهمی است که به هر یک از آنان از کل آنچه برای او و دیگران مقدر شده، اختصاص مییابد. و اینکه «بهره از کتاب» فاعل قرار گرفته و آمده که آن بهره به ایشان میرسد ــ در حالی که در ظاهر، ماجرا برعکس است [و انسان است که به بهرهاش میرسد] ــ بیانگر آن است که سهمِ مقررشده برای انسان و آنچه از سوی خدای پاک و منزه حتمی گشته، هرگز از او به خطا نمیرود [و بیگمان به او میرسد]، و آنچه برایش مقدر نشده، هرگز به او نخواهد رسید.
معنای آیه چنین است: کسانی که با شرک ورزیدن بر خدا دروغ بستند، یا با رد کردن تمام دین یا بخشی از آن، آیات او را تکذیب کردند، بهرهشان از مقدرات به آنان میرسد؛ و بهرهٔ آنان همان خیر و شری است که در زندگی دنیا برایشان رقم خورده است، تا آنگاه که عمرشان به پایان رسد و فرستادگان ما از میان فرشتگان ــ یعنی فرشتهٔ مرگ و یارانش ــ بر آنان فرود آیند و در حالی که جانشان را تمام و کمال دریافت میکنند و روح و جانشان را از بدنهایشان برمیگیرند، از ایشان بازخواست کنند و بگویند:
«کجایند آن شریکانی که بهجای خدا میخواندید؛ همانهایی که ادعا میکردید شریکان خدا در سرنوشت شما و شفاعتکنندگانتان نزد او هستند؟» پاسخ میدهند: «از دست ما گم و ناپدید شدند»؛ در حالی که در واقع، تنها وصفها و ویژگیهای ساختگیِ آنان ناپدید شده است، و با مشاهدهٔ حقیقتِ امر ــ اینکه جز خدای پاک و منزه هیچکس کمترین سود و زیانی نمیرساند و آنان در نسبت دادن چنین اموری به معبودان خود سخت به خطا رفته بودند ــ بر زیان خویش گواهی میدهند که کافر بودهاند.
در مضمون این آیه، نکاتی برای بررسی وجود دارد که پیشتر در تفسیر آیهٔ مشابه در سورهٔ انعام و دیگر سورهها گذشت.