سَأَصۡرِفُ عَنۡ ءَايَٰتِيَ ٱلَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَإِن يَرَوۡاْ كُلَّ ءَايَةٖ لَّا يُؤۡمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوۡاْ سَبِيلَ ٱلرُّشۡدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلٗا وَإِن يَرَوۡاْ سَبِيلَ ٱلۡغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلٗاۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَذَّبُواْ بِـَٔايَٰتِنَا وَكَانُواْ عَنۡهَا غَٰفِلِينَ
بهزودی کسانی را که در زمین بهناحق سرکشی و بزرگی میفروشند، از [فهم و پذیرش] نشانههایم بازمیدارم؛ همان کسانی که اگر هر نشانهای را ببینند به آن ایمان نمیآورند، و اگر راه هدایت و رشد را ببینند آن را در پیش نمیگیرند، و اگر راه گمراهی را ببینند آن را مسیر خود برمیگزینند. این بدان سبب است که نشانههای ما را دروغ انگاشتند و همواره از آنها غافل بودند.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۴۵ و ۱۴۶ با هم
بنابراین، آنچه در آیهٔ بعدی آمده است: « سَأَصْرِفُ عَنْ آيٰاتِيَ » (بهزودی کسانی را از آیات خود بازمیدارم...)، تفسیر یا مانند تفسیری است برای عبارت: « سَأُرِيكُمْ دٰارَ الْفٰاسِقِينَ » (بهزودی سرای نافرمانان را به شما نشان میدهم). و برخی گفتهاند: مراد از سرای فاسقان، جهنم است و این سخن تهدید و هشداری است. برخی گفتهاند: مراد از آن، خانهها و جایگاههای فرعون و فرعونیان در مصر است؛ برخی گفتهاند: جایگاههای قوم عاد و ثمود است؛ و برخی نیز گفتهاند: مقصودْ سرزمین عمالقه و دیگران در شام است و اینکه خداوند بنیاسرائیل را وارد آنجا خواهد کرد تا آن را ببینند؛ و برخی هم گفتهاند: معنایش این است که بهزودی گروهی فاسق و ستمگر بر شما مسلط خواهند شد و حکومت را از دست شما خواهند گرفت.
تفسیر آیهٔ ۱۴۶ سورهٔ اعراف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۸، صفحهٔ ۲۴۶ تا ۲۴۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/7/146/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « سَأَصْرِفُ عَنْ آيٰاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَهٍ لاٰ يُؤْمِنُوا بِهٰا » (بهزودی کسانی را که در زمین بهناحق تکبر میورزند و اگر هر نشانهای را ببینند به آن ایمان نمیآورند، از آیات خود رویگردان خواهم کرد...)؛ مقید کردن تکبر در زمین به «بِغَيْرِ الْحَقِّ» (بهناحق)—با اینکه تکبر در زمین جز بهناحق روی نمیدهد—مانند مقید ساختن ستم و تجاوز در زمین به ناحق بودن، برای توضیح بیشتر است نه برای احتراز (جدا کردن تکبرِ بهحق)، و هدف از آن، بیان جهت نکوهش در این رفتار است؛ یعنی تکبر نیز مانند ستمگری و سرکشی، از آن رو که بهناحق است، نکوهیده شمرده میشود.
اما این سخن که برخی گفتهاند: «این قید احترازی است تا نشان دهد مقصود تکبر ناپسند است نه تکبر پسندیده، مانند تکبر ورزیدن در برابر دشمنان خدا یا کبریافروشی در برابر شخص متکبر که تکبری بهحق است»، پاسخش این است که آنچه در آیه ذکر شده، مطلق تکبر نیست، بلکه «تکبر در زمین» است، و آن به معنای برتریجویی بر بندگان خدا، خوار شمردن آنها و چیرگیجویی بر ایشان است، و چنین رفتاری جز بهناحق نخواهد بود.
و این فرمودهٔ او: « وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَهٍ لاٰ يُؤْمِنُوا بِهٰا » (و اگر هر نشانهای را ببینند بدان ایمان نمیآورند)، عطف بر « يَتَكَبَّرُونَ » و بیان یکی از ویژگیهای آنان است که همانا پافشاری بر کفر و تکذیب حق است.
همچنین است سخن خدای متعال که میفرماید: « وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لاٰ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً » (و اگر راه رشد را ببینند، آن را راه خود برنمیگزینند) تا پایان آیه. تکرار دو جملهٔ مثبت و منفی با همهٔ جزئیاتشان برای این است که نشان دهد آنان چقدر اصرار و مراقبتِ دقیق بر مخالفت با راه هدایت و پیمودن راه گمراهی دارند؛ بهگونهای که هیچ بهانهای برای خطای غیرعمد ندارند و دربارهشان احتمال نادانی یا اشتباه نمیرود.
و عبارتِ « ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيٰاتِنٰا » (این بدان سبب است که آنان آیات ما را تکذیب کردند) تا پایان آیه، علّتِ پدیدآمدن این صفات ناپسند را در آنان بیان میکند؛ یعنی این رفتارها از آنان سر زد تنها به این دلیل که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل شدند. نیز ممکن است علّت این سخن خدای متعال باشد که فرمود: « سَأَصْرِفُ عَنْ آيٰاتِيَ » (بهزودی کسانی را از آیاتم رویگردان میکنم).