قَالُواْ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ
گفتند: «پروردگارمان منزه است؛ بیشک ما ستمکار بودهایم.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۷ تا ۳۳ با هم
این آیات—یعنی از کلام الهی: « إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ كَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّهِ » (ما آنان را آزمودیم همانگونه که صاحبان آن باغ را آزمودیم) تا پایان هفده آیه [آیهٔ ۳۳]—هشداری است به تکذیبکنندگان پیامبر (ص) که به آن حضرت نسبت دیوانگی میدادند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۸ تا ۳۲ با هم
خدای متعال میفرماید: « قٰالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لاٰ تُسَبِّحُونَ -إلي قوله- رٰاغِبُونَ »؛ یعنی: « قٰالَ أَوْسَطُهُمْ » یعنی معتدلترین و عادلانهترینِ آنان در روش؛ چراکه او حق را به آنان یادآوری کرد، هرچند در عمل از آنان پیروی نمود. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۷ تا ۳۳ با هم
پیرمردی بود که باغی داشت و هیچ میوهای از آن را به خانه و سرای خود نمیبرد مگر آنکه نخست حق هر صاحبحقی را میداد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۸ تا ۳۳ با هم
« قٰالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لاٰ تُسَبِّحُونَ- قٰالُوا سُبْحٰانَ رَبِّنٰا إِنّٰا كُنّٰا ظٰالِمِينَ- فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَليٰ بَعْضٍ يَتَلاٰوَمُونَ » (خردمندترینِ آنان گفت: آیا به شما نگفتم چرا تسبیح نمیگویید؟ ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱۷ تا ۳۳ با هم
میگویم: مضمونی نزدیک به این حدیث و حدیث پیش از آن، در روایات دیگر نیز آمده است، و در برخی روایات آمده که آن باغ از آنِ مردی از بنیاسرائیل بود، سپس او درگذشت و فرزندانش از او ارث بردند و ماجرایشان همان شد که گذشت. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۲۹ سورهٔ قلم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۹، صفحهٔ ۳۷۳ تا ۳۷۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/68/29/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قٰالُوا سُبْحٰانَ رَبِّنٰا إِنّٰا كُنّٰا ظٰالِمِينَ »؛ این سخن تسبیح خدا از سوی آنان در پی سرزنشِ آن فردِ میانهرو و خردمندترِ ایشان است؛ یعنی: ما خدا را از شریکانی که در سوگندمان برای او قائل شدیم کاملاً منزه میدانیم؛ او پروردگار ماست که به مشیت خود کارهای ما را تدبیر میکند، چراکه ما با شریکتراشی ستمکار بودهایم. پس این سخن، تسبیح و اعتراف به ستمی است که با شریک قرار دادن برای خدا در حق خود روا داشتند.
و بر پایهٔ قول دیگر، توبه و اعتراف به ستمی است که در حق خود و نیازمندان مرتکب شده بودند.