فَقُطِعَ دَابِرُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْۚ وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ
پس ریشهٔ آن گروهی که ستم کردند برکنده شد؛ و ستایش ویژهٔ پروردگار جهانیان است.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۷ تا ۵۵ با هم
استدلالهای گوناگون بر ضد مشرکان دربارهٔ مسئلهٔ توحید و نشانهٔ پیامبری (معجزه). ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴۲ تا ۴۵ با هم
خدای پاک و منزه در این آیه و آیات پس از آن تا پایان چهار آیه، برای پیامبرش (ص) سنت خود را دربارهٔ امتهای پیشین یادآور میشود، آنگاه که فرستادگانشان با دلایل روشن به سویشان آمدند: اینکه او پیامبران را به سویشان میفرستاد و آنان توحید خدای پاک و منزه و تضرع و بازگشتِ خالصانه به درگاهش را به ایشان یادآوری میکردند؛ سپس آنان را به انواع سختیها و محنتها میآزمود و به بأساء (سختی) و ضراء (گزند) دچارشان میساخت، اما در اندازهای که آنان را به تضرع مجبور نسازد و ناگزیر از زاری و درماندگی نکند، تا شاید با حسن اختیارِ خویش به درگاه او زاری کنند و دلهایشان نرم شود و از فریبهای شیطانی و تکیه بر اسباب ظاهری روی برتابند؛ اما آنان به درگاهش تضرع نکردند، بلکه سرگرم شدن به امور ناپایدار دنیا دلهایشان را سخت کرد، شیطان کارهایشان را در نظرشان بیاراست و این ماجرا یاد خدا را از خاطرشان برد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴۴ و ۴۵ با هم
پس چون یاد خدای پاک و منزه را فراموش کردند، خداوند درهای هر نعمتی را به رویشان گشود و نعمتهای گوناگون خویش را پیاپی بر آنان فرو ریخت؛ تا آنجا که چون به آنچه از نعمتها داشتند شادمان شدند، فریب خوردند و خود را بینیاز از خدا پنداشتند، خداوند ناگهان و از جایی که تصورش را نمیکردند گریبانشان را گرفت؛ پس بناگاه دیدند که از نجات نومیدند و از کار افتادن تمام اسباب و تکیهگاههای خود را به چشم میبینند؛ پس ریشهٔ گروهی که ستم کردند برکنده شد، و ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.
تفسیر آیههای ۴۲ تا ۴۵ با هم
این سنت، همان سنت استدراج (مهلتدادن و گامبهگام به سوی هلاکت بردن) و تدبیر الهی است که خدای متعال آن را در این سخن خود خلاصه کرده است: «وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيٰاتِنٰا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لاٰ يَعْلَمُونَ وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ» (و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج از جایی که… ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۴۴ و ۴۵ با هم
و در کتاب «الدر المنثور» آمده است که احمد، ابن جریر، ابن ابیحاتم، ابن منذر و طبرانی در کتاب معجم خود روایت کردهاند: «الکبیر»، و ابوالشیخ، ابنمردویه و بیهقی در «شعب الایمان» از عقبة بن عامر، از پیامبر خدا (ص) روایت کردهاند که فرمود: «هرگاه دیدی خداوند در دنیا به بندهای با وجود پافشاری بر نافرمانیهایش آنچه را دوست دارد میبخشد، این تنها استدراج (مهلت دادن و غرق کردن تدریجی در نعمت تا هنگام عذاب) است.» سپس پیامبر خدا (ص) این آیه و آیهٔ پس از آن را تلاوت فرمود: «فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ» (پس هنگامی که آنچه را بدان پند داده شده بودند فراموش کردند، درهای هر چیزی را به رویشان گشودیم... [انعام: ۴۴]).
و در همان کتاب، ابنابیحاتم، ابوالشیخ و ابنمردویه از عبادة بن صامت روایت کردهاند که پیامبر خدا (ص) فرمود: «خدای تبارک و تعالی هرگاه برای قومی ماندگاری یا فزونی بخواهد، میانهروی و پاکدامنی را روزیشان میگرداند؛ و هرگاه برای قومی نابودی و ریشهکنی بخواهد، دری از خیانت (یا مکر و فریب) را برایشان یا به روی آنان میگشاید: «حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ * فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» (تا آنگاه که به آنچه داده شدند شادمان گشتند، ناگهان گریبانشان را گرفتیم و یکباره نومید و درمانده شدند * پس ریشهٔ آن گروهی که ستم کردند بریده شد، و ستایش ویژهٔ پروردگار جهانیان است [انعام: ۴۴-۴۵]).»
تفسیر آیهٔ ۴۵ سورهٔ انعام، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۷، صفحهٔ ۷۰ تا ۱۰۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/6/45/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَقُطِعَ دٰابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ » (پس ریشهٔ گروهی که ستم کردند بریده شد؛ و ستایش مخصوص خدایی است که پروردگار جهانیان است). «دُبُر»ِ هر چیز در مقابل «قُبُل»ِ آن است و این دو، بخش جلو و عقبِ شیء هستند؛ از همین رو، کنایه از آن دو عضو خاص نیز قرار میگیرند. گاه در این کاربرد توسعه داده میشود و بر چیزی که متصل به بخش جلو یا عقب است و از خودِ آن شیء جدا میشود نیز اطلاق میگردند. از این دو واژه فعلهایی به تناسب ساخته شده است، مانند «أَقْبَلَ»، «أَدْبَرَ»، «قَبِلَ»، «دَبَرَ»، «تَقَبَّلَ»، «تَدَبَّرَ»، «اسْتَقْبَلَ» و «اسْتَدْبَرَ». از همین ریشه، واژهٔ «دابِر» به معنای چیزی است که پشتِ سرِ شیء و در پیِ آن واقع میشود؛ و گفته میشود: «أمس الدّابر» یعنی دیروزی که پشتِ سرِ امروز واقع شده است، همانگونه که گفته میشود: «عامٌ قابل» (سال آینده). «دابر» به همین معنا بر اثرِ بر جای مانده از شیء نیز اطلاق میشود، مانند دابرِ انسان که به فرزندان و بازماندگان و دیگر آثارش گفته میشود. بنابراین، این فرمودهٔ خدا: « فَقُطِعَ دٰابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا » بدین معناست که هلاکت همهشان را فرا گرفت، به گونهای که نه نام و نشانی از آنان ماند و نه اثری؛ یا اینکه همگیشان را نابود ساخت و هیچکس از آنان نجات نیافت، همانطور که خدای متعال میفرماید: «فَهَلْ تَريٰ لَهُمْ مِنْ بٰاقِيَهٍ» (پس آیا هیچ بازماندهای از آنان میبینی؟؛ حاقه: ۸).
و اینکه در سخن خدای متعال: « دٰابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا »، اسم ظاهر به جای ضمیر به کار رفته و فرموده نشده است:
«دابِرَهُم» (ریشهشان)، برای دلالت بر سببِ این حکم است؛ یعنی همان ستمی که جمعیتشان را نابود ساخت و ریشهشان را برکند. افزون بر این، این تعبیر زمینه را برای آوردنِ این فرموده فراهم میسازد که: « وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ ».
از این آیه، از آن رو که دربردارندهٔ توصیف آنان به ستمگری و حمد و ستایش خدای متعال برای پروردگاریاش است، این حقیقت به دست میآید که ملامت و بدی در تمامِ عذابِ ریشهکنکنندهای که بر آنان فرود آمد، به خودشان بازمیگردد؛ زیرا آنان گروهی بودند که ستم کردند؛ و به خدای متعال جز ثنا و ستایش نیکو بازنمیگردد، چرا که او در تدبیرِ کارشان جز آنچه حکمت رسایش اقتضا میکرده نیاورده است، و آنان را در مسیری که به آن منتهی شدند، جز به سوی آنچه خود با سوءاختیار بدان خشنود بودند سوق نداده است. پس آشکار شد که خواری و فرجام بد بر کافران است و ستایش ویژهٔ خدایی است که پروردگار جهانیان است.