قَدۡ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَنۡ أَبۡصَرَ فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ عَمِيَ فَعَلَيۡهَاۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيۡكُم بِحَفِيظٖ
به راستی از سوی پروردگارتان مایههای بینش برای شما آمده است؛ پس هر که بینا شود به سود خود اوست و هر که کوردل بماند به زیان خود اوست، و من نگهبان شما نیستم.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۰۳ و ۱۰۴ با هم
در کتاب کافی به سند خود از عبدالله بن سنان روایت کرده است که امام صادق (ع) دربارهٔ این سخن خدا: « لاٰ تُدْرِكُهُ الْأَبْصٰارُ » (دیدگان او را درنمییابند) فرمود: [منظور از دیدگان در اینجا] احاطهٔ وهم و اندیشه است؛ آیا به این سخن خدا توجه نکردهای: «قَدْ جٰاءَكُمْ بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ» (بیگمان نشانههای بینشآور از سوی پروردگارتان برای شما آمده است) که مقصود از آن بیناییِ چشمِ سر نیست، و اینکه فرمود: « وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهٰا » (و هر کس کوردلی ورزد، به زیان خودِ اوست) که منظور نابیناییِ چشمها نیست، بلکه مقصود، احاطهٔ اندیشه و درکِ عقلانی است؛ چنانکه گفته میشود:
«فلانی به شعر بیناست (شعرشناس است)، فلانی به فقه بیناست (فقیهشناس است)، فلانی به درهمها بیناست (پولشناس است) و فلانی به پارچهها بیناست (پارچهشناس است)»؛ خداوند بزرگتر از آن است که با چشم دیده شود.
تفسیر آیهٔ ۱۰۴ سورهٔ انعام، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۷، صفحهٔ ۳۰۲ تا ۳۰۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/6/104/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قَدْ جٰاءَكُمْ بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهٰا » (بهراستی که از سوی پروردگارتان نشانهها و دلایلی بینشبخش برای شما آمده است؛ پس هر که حقیقت را ببیند، به سود خود اوست و هر کس خود را به کوری زند، به زیان خودِ اوست). صاحب کتاب «مجمعالبیان» گفته است: «بصیرت، همان دلیل روشن و نشانهای است که با آن، هر چیز چنانکه هست دیده میشود، و بصائر جمع آن است» (پایان سخن او). و گفته شده است: بصیرت برای دل، مانند بینایی برای چشم است. در هر حال، اصل در این ریشه، همان درک با حس بینایی است که نیرومندترین ادراک شمرده میشود و به جنبهٔ بیرونی و آشکارِ پدیدهٔ مورد مشاهده دست مییابد؛ و دیدن و کوری در این آیه، با بیانی گسترده و مجازی، به معنای دانایی و نادانی، یا ایمان و کفر است.
گویا خدای متعال با سخن خویش: « قَدْ جٰاءَكُمْ بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ » (دلایل بینشبخش از جانب پروردگارتان بهسوی شما آمده است)، به همان دلایل روشن و خیرهکنندهای اشاره دارد که در آیههای پیشین دربارهٔ یکتاییاش و نفی هرگونه شریک از خود بیان فرمود. معنای آیه چنین است: این دلایل، مایههای بینش و آگاهیاند که از جانب خداوند و از راه وحی به من، بهسوی شما آمدهاند؛ و این خطاب، سخن پیامبر (ص) با مردم است. سپس به مخاطبان که همان مشرکاناند یادآوری میکند که آنان در تصمیمگیری برای خود آزادی و اختیار دارند؛ اگر بخواهند با این دلایل بینا میشوند و حق را میبینند، و اگر بخواهند چشم خود را بر آن میبندند و کوری پیشه میکنند؛ جز اینکه بینا شدن به سود خودِ آنان است و نابینایی به زیانِ خودشان تمام میشود.
از اینجا دانسته میشود که منظور از «نگهبان بودن بر آنان» [در جملهٔ «وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ»] این است که کار جانها و ادارهٔ دلهایشان به دست پیامبر باشد؛ بنابراین، پیامبر تکویناً (بهموجب اراده و تصرف در آفرینش) نگهبان بودن خود بر آنان را نفی میکند و یادآور میشود که او تنها خیرخواهی دلسوز برای آنهاست. این آیه گویی جملهای معترضه (میانپرده) در میان آیههای پیشین و آیهٔ پس از خود است؛ کلامی است از سوی خدای متعال بر زبان پیامبرش، درست مانند فرستادهای که پیامی را برای قومی میبرد و آن را به ایشان میرساند، و در خلال رساندن پیام، سخنانی از جانب خود با آنان میگوید تا به شنیدن و فرمانبرداری برانگیزدشان، و با نشان دادن خیرخواهی و دور کردن هرگونه هدف نادرست از خود، آنان را به تسلیم و اطاعت تشویق کند.