وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلٗا طَيِّبٗاۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِيٓ أَنتُم بِهِۦ مُؤۡمِنُونَ
و از آنچه خدا روزیِ شما کرده است، حلال و پاکیزه بخورید، و از خدایی که به او ایمان دارید پروا بدارید.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۸۷ تا ۸۹ با هم
این سه آیه و شماری از آیاتی که پس از آنها تا صد و اندی از آیات سوره قرار دارند، بیانگر گروهی از فروع احکاماند؛ و همگی گویی در میان آیاتی جای گرفتهاند که به سرگذشت مسیح (ع) و مسیحیان پرداخته است. این آیات ازآنرو که دستههایی پراکندهاند و دربارهٔ احکامی گوناگون فرود آمدهاند و هر یک در معنای مقصود خود مستقل و تمام است، داوری دربارهٔ اینکه یکباره نازل شدهاند یا در فرود آمدن همراه بقیهٔ آیات سوره بودهاند دشوار مینماید؛ زیرا از مضامین آنها گواهی بر این امر یافت نمیشود. اما دربارهٔ اسباب نزولِ نقلشده، مهمترین آنها در بحث روایی خواهد آمد.
دربارهٔ این سه آیهٔ مورد بحث نیز سخن همین است؛ چراکه آیهٔ سوم در معنای خود مستقل است و آیهٔ نخست نیز از آن استقلال دارد، هرچند از نوعی مناسبت خالی نیستند؛ زیرا میان آن دو از این جهت پیوندی هست که از جمله مصادیق سوگند لغو (بیهوده)، بسته شدن آن به تحریم برخی از پاکیزههایی است که خدای متعال حلال فرموده است. چه بسا همین نکته انگیزهٔ کسانی بوده است که در شأن نزولها از آنان نقل شده که همهٔ این آیات را دربارهٔ سوگند لغو دانستهاند.
تفسیر آیههای ۸۷ و ۸۸ با هم
این حالوهوای آیهٔ اول با آیهٔ سوم بود؛ اما آیهٔ دوم گویی مکمل و تمامکنندهٔ آیهٔ اول است، چنانکه پایان آن تا اندازهای بر این معنا گواهی میدهد؛ یعنی آنجا که خدای متعال میفرماید: «وَ اتَّقُوا اللّٰهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ » (و از خدایی که به او ایمان دارید پروا بدارید)؛ بلکه آغاز آیه نیز بر این گواه است، چراکه هم مشتمل بر حرف عطف است و هم بر فرمان به خوردن حلال پاکیزهای که آیهٔ اول از حرام ساختن و دوری از آن نهی میکند. بدینترتیب، دو آیه از نظر معنا بههم میپیوندند و از جهت حکم یکی میشوند و دارای سیاقی یگانه میگردند.
و این معنا را همچنین فرمودهٔ او در پایان آیهٔ بعد تأیید میکند که: «وَ اتَّقُوا اللّٰهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ » (و از خدایی که به او ایمان دارید پروا بدارید).
بحث روایی
تفسیر آیههای ۸۷ تا ۸۹ با هم
میگویم: ممکن است دو سببِ یادشده در دو روایت اخیر، از باب تطبیقِ راویان باشد که این امر در روایات اسباب نزول رواج دارد؛ و نیز ممکن است برای نزول یک آیه، اسباب متعددی رخ داده باشد.
تفسیر آیهٔ ۸۸ سورهٔ مائده، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۶، صفحهٔ ۱۰۶ تا ۱۱۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/5/88/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «وَ كُلُوا مِمّٰا رَزَقَكُمُ اللّٰهُ حَلاٰلاً طَيِّباً » (و از آنچه خدا روزیتان کرده است، حلال و پاکیزه بخورید) تا پایان آیه. ظاهرِ عطف، یعنی عطف شدنِ «وَ كُلُوا » (بخورید) بر «لاٰ تُحَرِّمُوا » (حرام نکنید)، این است که مفاد این آیه به منزلهٔ تکرار و تأکیدِ مضمون آیهٔ پیشین باشد. سیاقِ آغاز آیه نیز این مطلب را تأیید میکند؛ زیرا دربردارندهٔ عبارتِ «حَلاٰلاً طَيِّباً » (حلال و پاکیزه) است و این تعبیر، همتای فرمودهٔ او در آیهٔ پیشین یعنی «طَيِّبٰاتِ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ » (پاکیزههایی را که خدا حلال کرده است) قرار میگیرد. همچنین پایان آیه نیز مؤید آن است؛ از این جهت که میان فرمودهٔ او در پایان این آیه یعنی «وَ اتَّقُوا اللّٰهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ » (و از خدایی که به او ایمان دارید پروا بدارید) و فرمودهٔ او در آیهٔ پیشین یعنی «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » (ای کسانی که ایمان آوردهاید) هماهنگی و تناظر برقرار است، و بیان آن گذشت.
بر این اساس، فرمودهٔ او: «كُلُوا» (بخورید) و ادامهٔ آیه، از قبیل آمدن امر پس از منع و نهی است (که نشانهٔ برداشته شدن تحریم و بیانِ جواز است). اختصاص یافتن تعبیر به «كُلُوا» (بخورید) پس از عام بودنِ عبارت «لاٰ تُحَرِّمُوا طَيِّبٰاتِ » (پاکیزهها را حرام نکنید...) در آیهٔ پیشین، یا تنها تخصیصی در لفظ است و مقصود از خوردن، مطلقِ تصرّف و بهرهبرداری در نعمتهای پاکیزهای است که خدای متعال روزی فرموده است؛ خواه با خوردن به معنای تغذیه باشد و خواه با دیگر راههای تصرف؛ و پیش از این بارها گذشت که به کار رفتن واژهٔ «خوردن» به معنای مطلقِ تصرف، کاربردی بسیار رایج و مشهور است.
و یا اینکه ممکن است مقصود، خوردن به معنای حقیقیاش باشد و سبب نزول این دو آیه آن بوده است که شماری از مؤمنان در زمان نزول، خوراکیهای پاکیزه را بر خود حرام کرده بودند؛ در نتیجه، این دو آیه در نهی از این کار نازل شدهاند، و البته نهی در آیهٔ نخست به خوردن و غیرخوراکیها تعمیم یافته است تا قاعدهای کلی بیان شود؛ چرا که ملاکِ نهی، حلالهای خوراکی و غیرخوراکی را به یک اندازه در بر میگیرد.
و دربارهٔ فرمودهٔ او: «مِمّٰا رَزَقَكُمُ اللّٰهُ » (از آنچه خدا روزیتان کرده است)، لازمهٔ برداشتی که از معنای دو آیه روشن ساختیم این است که مفعول برای «كُلُوا» (بخورید) باشد و عبارت «حَلاٰلاً طَيِّباً » (حلال و پاکیزه)، دو حال برای اسم موصول («ما») باشند و با این ترکیب، دو آیه با یکدیگر هماهنگ میشوند. گاهی نیز گفته شده است که «حَلاٰلاً طَيِّباً » مفعولِ «كُلُوا» است و «مِمّٰا رَزَقَكُمُ اللّٰهُ » متعلق به «كُلُوا» میباشد، یا اینکه حالی است برای «حلالاً» که چون نکره بوده، حال بر آن مقدم شده است؛ یا اینکه تعبیرِ:
«حَلاٰلاً » (حلال)،
صفت برای مفعولمطلقِ محذوف باشد و در تقدیر چنین بوده است: «رِزْقاً حَلاٰلاً طَيِّباً» (روزیای حلال و پاکیزه)، و وجوه دیگری از این قبیل.
گاهی نیز برخی به فرمودهٔ او: «حَلاٰلاً » (حلال) استدلال کردهاند بر اینکه رزق، حلال و حرام را در بر میگیرد؛ هر دو را با هم؛ وگرنه این قید بیهوده و لغو میشد.
پاسخ این است که این قید، قیدِ احترازی نیست تا روزیهای غیرحلال و ناپاک را بیرون کند، بلکه قیدی توضیحی و همپای مقید خویش است. نکتهٔ آوردن این قید، چنانکه گذشت، این است که بیان کند حلال و پاکیزه بودنش هیچ عذری برای عذرآورندهای در خودداری و کنارهگیری از آن باقی نمیگذارد. سخن دربارهٔ معنای رزق، در ذیل آیهٔ ۲۷ سورهٔ آلعمران در جلد سوم این کتاب گذشت.