لَقَدۡ أَخَذۡنَا مِيثَٰقَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَأَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمۡ رُسُلٗاۖ كُلَّمَا جَآءَهُمۡ رَسُولُۢ بِمَا لَا تَهۡوَىٰٓ أَنفُسُهُمۡ فَرِيقٗا كَذَّبُواْ وَفَرِيقٗا يَقۡتُلُونَ
بهیقین ما از بنیاسرائیل پیمان گرفتیم و پیامبرانی بهسویشان فرستادیم؛ هر بار که پیامبری چیزی برایشان آورد که خوشایند دلخواهِ آنان نبود، گروهی را دروغگو شمردند و گروهی را میکشتند.
تفسیر آیهٔ ۷۰ سورهٔ مائده، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۶، صفحهٔ ۶۷ تا ۶۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/5/70/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «لَقَدْ أَخَذْنٰا مِيثٰاقَ بَنِي إِسْرٰائِيلَ وَ أَرْسَلْنٰا إِلَيْهِمْ رُسُلاً »؛ بیگمان ما از بنیاسرائیل پیمان گرفتیم و پیامبرانی به سویشان فرستادیم (تا آخر آیه). این آیه و چند آیهٔ پس از آن به بیان حال اهل کتاب میپردازند تا همچون حجتی بر مضمون این سخن خدای متعال باشد که فرمود: «قُلْ يٰا أَهْلَ الْكِتٰابِ لَسْتُمْ عَليٰ شَيْءٍ حَتّٰي تُقِيمُوا التَّوْرٰاهَ وَ الْإِنْجِيلَ »؛ بگو ای اهل کتاب، بر هیچ پایهای [از دینداری] نیستید مگر آنکه تورات و انجیل را برپا دارید (تا آخر)؛ چراکه این جنایتها و گناهان برای انسان هیچ پیوندی با پروردگارش باقی نمیگذارد تا به اتکای آن بتواند کتابهای خدا را برپا دارد.
و احتمال دارد این آیات به آیهٔ «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هٰادُوا » (همانا کسانی که ایمان آوردند و کسانی که یهودی شدند... تا آخر) پیوسته باشند؛ در این صورت، تأییدی است بر اینکه نامها و عنوانها در مسیر سعادت هیچ سودی نمیبخشند؛ چراکه اگر سودی میداشتند، این افراد را از کشتن پیامبران و تکذیب آنان و هلاکت در فتنههای مرگبار و گناهان هلاککننده بازمیداشتند.
و ممکن است این آیات، روشنگر آیهٔ «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هٰادُوا » (همانا کسانی که ایمان آوردند و کسانی که یهودی شدند... تا آخر) باشند، و آن آیه نیز روشنگر این آیه باشد: «يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ » (ای اهل کتاب، بر هیچ پایهای نیستید... آیه)؛ و معنا روشن است.
و سخن خدای متعال که میفرماید: «فَرِيقاً كَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ »؛ گروهی را تکذیب کردند و گروهی را میکشتند؛ ظاهرش آن است که کلمهٔ «فَرِيقاً » (گروهی) در هر دو جا، مفعول دو فعلِ پس از خود است که به سبب اهمیتشان پیش از فعل آورده شدهاند، و تقدیر کلام چنین است: «كذّبوا فريقاً و يقتلون فريقاً» (گروهی را تکذیب کردند و گروهی را میکشند). کل این عبارتْ جواب این سخن است که فرمود: «كُلَّمٰا جٰاءَهُمْ »؛ هرگاه به سویشان آمد... (تا آخر)؛ و معنا شبیه این سخن ماست که: هر زمان پیامبری چیزی میآورد که دلخواهشان نبود، به او پاسخی ناشایست میدادند و با بدرفتاری روبهرویش میشدند، و پیامبرانِ آمده را دو دسته میکردند: گروهی را تکذیب میکردند و گروهی را میکشتند.
صاحب مجمعالبیان میگوید: اگر پرسیده شود که چرا در سخن خدای متعال یعنی «فَرِيقاً كَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ » (گروهی را تکذیب کردند و گروهی را میکشند)، فعل مستقبل بر ماضی عطف شده است؟ پاسخش این است که: تا نشان دهد این رفتارْ شأن و خصلت همیشگی آنان است؛ ازاینرو دربردارندهٔ این معناست که: هم تکذیب کردند و کشتند، و هم تکذیب میکنند و میکشند؛ با اینکه صورتِ واژهٔ «يَقْتُلُونَ » (میکشند) در اصل باید سازگار و همآهنگ میبود با فواصل و پایان آیهها؛ پایان کلام مجمعالبیان.