قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيۡهِمۡۛ أَرۡبَعِينَ سَنَةٗۛ يَتِيهُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ فَلَا تَأۡسَ عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ
[خداوند] فرمود: «این [سرزمین] به مدت چهل سال بر آنان حرام گشت و در این بیابان سرگردان خواهند بود؛ پس بر سرنوشت این قوم نافرمان اندوه مخور.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۰ تا ۲۶ با هم
این آیات با آیات پیشین بیارتباط نیستند؛ زیرا دربردارندهٔ نقض برخی از پیمانهاییاند که از بنیاسرائیل گرفته شده بود، یعنی همان پیمانِ شنیدن و اطاعتکردن از موسی (ع). ادامه در متن کامل
در برخی روایات نیز نشانههایی هست که این آیات پیش از غزوهٔ بدر در اوایل هجرت نازل شدهاند، چنانکه انشاءالله در بحث رواییِ آینده به آن اشاره خواهد شد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۵ و ۲۶ با هم
همچنین عبارت « اَلْقَوْمِ الْفٰاسِقِينَ» (قوم نافرمان) که دو بار تکرار شده است، بر وقوع مخالفتها و نافرمانی از پیامبر دلالت دارد؛ نافرمانیهایی که پیش از این ماجرا بارها و بارها از آنان سر زده بود، تا آنجا که به سبب آن، وصف فسق بر وجودشان نشست و به آن متصف شدند.
تفسیر آیههای ۲۰ تا ۲۶ با هم
اینها قرینههایی است که نشان میدهد این ماجرا — یعنی داستان سرگردانی در بیابان (تیه) — در نیمهٔ پایانی دوران حضور موسی (ع) در میانشان، پس از آنکه خداوند او را به سویشان برانگیخت، رخ داده است؛ و بیشتر داستانهایی که در قرآن دربارهٔ آنان بازگو شده، پیش از این واقعه روی داده است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۱ و ۲۶ با هم
و این سخن او که: « كَتَبَ اللّٰهُ لَكُمْ» (خداوند برای شما مقدر داشته است)؛ ظاهر آیات نشان میدهد که مراد از آن، قضای الهی بر سکونت و وطن گزیدنِ آنان در آن سرزمین است، و با آن منافاتی ندارد، این فرمودهٔ پروردگار در پایان آیات که: « فَإِنَّهٰا مُحَرَّمَهٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَهً» (آن سرزمین تا چهل سال بر آنان حرام شد)؛ بلکه آن را تأیید نیز میکند؛ زیرا سخن خداوند: « كَتَبَ اللّٰهُ لَكُمْ» (خداوند برای شما مقدر ساخته است)، کلامی مجمل است که زمان تحقق و حتی اشخاص در آن مبهم گذاشته شدهاند؛ چرا که خطاب متوجه عموم امت است بدون پرداختن به وضعیت تکتک افراد. چنانکه گفتهاند: تمامی کسانی که این خطاب را شنیدند و در آنجا حاضر و مکلَّف به آن بودند، همگی تا واپسین نفر در دوران سرگردانی در بیابان درگذشتند، و جز فرزندان و نوادگانشان همراه با یوشع بن نون کسی وارد سرزمین مقدس نشد. کوتاه سخن اینکه، کلام الهی: « فَإِنَّهٰا مُحَرَّمَهٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَهً» (آن سرزمین تا چهل سال بر آنان حرام است) خالی از اشعار به این نکته نیست که آن سرزمین پس از این مدت برایشان مقدر شده است.
تفسیر آیههای ۲۵ و ۲۶ با هم
همچنین بر این معنا گواهی میدهد سخن خدای متعال که میفرماید: « فَلاٰ تَأْسَ عَلَي الْقَوْمِ الْفٰاسِقِينَ» (پس بر این قوم نافرمان اندوه مخور)؛ زیرا این سخن آشکار میسازد که موسی (ع) نگران آنان بود که مبادا خشم الهی بر ایشان فرود آید، و این انتظار میرفت که به سبب گرفتار شدنشان به عذاب سرگردانی در بیابان، غمگین شود.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲۱ و ۲۶ با هم
میگویم: این معنا از اسماعیل جُعفی نیز از امام صادق (ع)، و از زراره و حُمران و محمد بن مسلم از امام باقر (ع) روایت شده است. امام (ع) مکتوببودن [و تقدیرِ ورود] را نسبت به شنوندگان خطاب موسی (ع) با کسانی که سرانجام وارد آن سرزمین شدند سنجیدهاند، و از این مقایسه نتیجه گرفتهاند که دربارهٔ خصوصِ کسانی که ورود برایشان مقدر شده بود «بَداء» (تغییر در تقدیر آشکارشده) رخ داده است. بنابراین، این سخن با ظاهر سیاق آیه ناسازگار نیست؛ آیهای که ظاهرش نشان میدهد مقدرشدگان همان واردشوندگاناند و تنها چهل سال از ورود محروم ماندند و پس از آن توفیق ورود یافتند، چراکه روی سخن در این آیه از حیث معنا متوجه است به جامعهٔ بنیاسرائیل. بر این پایه، کسانی که ورود برایشان مقدر شده بود با واردشوندگان یکی میشوند؛ زیرا همگی امتی یگانهاند که ورود بهطور کلی برایشان رقم خورده بود، سپس مدتی از ورود محروم ماندند و پس از آن روزیشان گشت. با این نگاه بدائی رخ نداده است، هرچند با توجه به تکتک اشخاص، بداء خواهد بود.
تفسیر آیهٔ ۲۶ سورهٔ مائده، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۵، صفحهٔ ۲۸۶ تا ۲۹۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/5/26/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
«قوله تعالي قٰالَ فَإِنَّهٰا مُحَرَّمَهٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَهً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلاٰ تَأْسَ عَلَي الْقَوْمِ الْفٰاسِقِينَ» (خدای متعال فرمود: [ورود به] آن [سرزمین] تا چهل سال بر آنان حرام شده است؛ در این سرزمین سرگردان خواهند بود، پس بر گروه نافرمانان اندوه مخور). ضمیر در « فَإِنَّهٰا» به سرزمین مقدس برمیگردد؛ و مقصود از تحریم، تحریم تکوینی (قضای حتمی الهی) است؛ و «تیه» به معنای سرگردانی است؛ و «لام» در «الْأَرْضِ» برای عهد است (اشاره به همان بیابانِ شناختهشده)؛ و عبارت «فَلاٰ تَأْسَ» نهی از «أَسَى» یعنی اندوه است؛ و خدای متعال سخن موسی (ع) را که در دعایش آنان را فاسق خوانده بود، تأیید فرموده است.
و معنای آیه این است: ورود به سرزمین مقدس و تصرف آن بر آنان حرام است؛ یعنی حکم قضای ما اینچنین رقم خورد: تا چهل سال توفیق ورود به آن را نیابند و سرگردان در آن سرزمین راه بپیمایند؛ نه شهرنشینانی باشند که در شهری بیاسایند و نه بادیهنشینانی که همچون قبایل صحراگرد زندگی کنند. پس از فرود آمدن این کیفر بر این قوم نافرمان اندوهگین مباش؛ زیرا آنان فاسقاند و هنگامی که کیفر کردارشان را میچشند، شایسته نیست کسی بر آنان اندوه خورد.
بحث روایی
پس چون از ورود به آن سر باز زدند، خداوند آن سرزمین را بر آنان حرام ساخت و چهل سال در محدودهای به وسعت چهار فرسخ سرگردان شدند و در آن زمین سرگشته ماندند؛ [پس بر این قوم نافرمان اندوهگین مباش].
امام صادق (ع) فرمود: شبهنگام که میشد، منادیِ آنان بانگ برمیآورد: کوچ کنید! و آنان با آوازخوانی برای شتران و راندنِ مرکبها حرکت میکردند. چون به سحرگاه میرسیدند، خداوند به زمین فرمان میداد و زمین آنها را میچرخاند؛ از این رو صبحگاه در همان منزلی برمیخاستند که از آن کوچ کرده بودند و میگفتند: راه را گم کردهاید! چهل سال بدین سان ماندند و «مَنّ و سَلويٰ» (ترنجبین و بلدرچین) بر آنان نازل میشد تا آنکه همگی جز دو مرد هلاک شدند: یوشع بن نون و کالب بن یوفنّا و فرزندانشان. آنان در محدودهای نزدیک به چهار فرسخ سرگردان بودند و هرگاه میخواستند کوچ کنند، جامهها و پایافزارهایشان بر تنشان خشک میشد.
فرمود: و سنگی همراهشان بود که هرگاه فرود میآمدند، موسی با عصایش بر آن میزد و دوازده چشمه از آن میجوشید، برای هر قبیله یک چشمه؛ و هرگاه کوچ میکردند، آب به درون سنگ بازمیگشت و سنگ بر چهارپا نهاده میشد؛ تا پایان حدیث.
میگویم: روایات در مضامینی نزدیک به این، از طریق شیعه و اهل سنت فراوان است. و عبارت «امام صادق فرمود...» در روایت، روایتی دیگر است. این روایات گرچه دربارهٔ سرگردانی در بیابان (تیه) و مسائل دیگر، مشتمل بر اموری است که در کلام خدای متعال چیزی برای تأیید آنها نیست، اما در عین حال دربردارندهٔ هیچ نکتهای مخالف قرآن نیز نمیباشد؛ و ماجرای بنیاسرائیل در روزگار موسی (ع) شگفتانگیز بود و امور خارقالعاده از هر سو زندگیشان را فرا گرفته بود؛ بنابراین مانعی ندارد که سرگردانیِ آنان نیز به همین صورتِ یادشده در روایات رخ داده باشد.
و در کافی به سند خود از عبدالرحمان بن یزید از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود:
پیامبر خدا (ص) فرمود: «مات داود النبي يوم السبت مفجوا- فأظلته الطير بأجنحتها، و مات موسى كليم الله في التيه- فصاح صائح من السماء مات موسى- و أي نفس لا تموت»؛ داود پیامبر در روز شنبه ناگهان درگذشت و پرندگان با بالهایشان بر او سایه افکندند، و موسی همسخن خدا در بیابان سرگردانی (تیه) وفات یافت، پس ندادهندهای از آسمان بانگ برآورد: موسی درگذشت؛ و کدامین جان است که نمیمیرد؟