أَوۡ يُزَوِّجُهُمۡ ذُكۡرَانٗا وَإِنَٰثٗاۖ وَيَجۡعَلُ مَن يَشَآءُ عَقِيمًاۚ إِنَّهُۥ عَلِيمٞ قَدِيرٞ
یا آنان را با هم جمع میکند و هم پسر و هم دختر میدهد، و هر که را بخواهد نازا میگرداند؛ بیگمان او دانای تواناست.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴۹ و ۵۰ با هم
خدای متعال میفرماید: « لِلّٰهِ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ يَخْلُقُ مٰا يَشٰاءُ » تا پایان دو آیه («فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ خداست؛ هر چه بخواهد میآفریند...» [شوری: ۴۹-۵۰]). این دو آیه بهنوعی با سخنان گذشته دربارهٔ روزی پیوند دارند، چراکه فرزندان یادشده در این دو آیه نیز از مقولهٔ روزی به شمار میروند.
بعضی گفتهاند: این دو آیه با آیهٔ پیشین پیوستگی دارند؛ چرا که در آن آیه از چشاندن رحمت و رسیدن بدی سخن به میان آمد، و اینکه انسان با چشیدن رحمت شادمان میشود و در هنگام گرفتاری ناسپاسی میورزد. از این رو خدای متعال در این دو آیه یادآور شده است که فرمانرواییِ آسمانها و زمین تنها از آنِ خداوند سبحان است و هرچه بخواهد میآفریند؛ پس نه کسی که طعم رحمتش را میچشد حق دارد بدان سرمست شود و دل به آن ببازد، و نه کسی که بدی و ناگواری به او میرسد حق دارد ناسپاسی کند و به اعتراض برخیزد؛ بلکه آفرینش و تدبیر همه از آنِ اوست. بنابراین، آن کس که مشمول رحمت شده باید سپاس بگزارد، و آن کس که گرفتار مصیبت گشته باید به درگاه او روی آورد.
اما این برداشت بعید است؛ زیرا خدای متعال در آیهٔ پیشین، بدی و گرفتاری را به خودش نسبت نداد، بلکه آن را ناشی از دستاورد پیشین خودِ آنان دانست. بنابراین، مناسبتی ندارد که در این آیه هر دو بخش (نعمت و گرفتاری) به مشیت او نسبت داده شود و مردم به تسلیمشدن در برابر آن فراخوانده شوند.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۴۹ و ۵۰ با هم
و در تفسیر قمی، در روایت ابوالجارود از امام باقر (ع) دربارهٔ سخن خدای عزّوجلّ آمده است:
« يَهَبُ لِمَنْ يَشٰاءُ إِنٰاثاً » یعنی دخترانی میبخشد که همراهشان پسری نیست؛ « وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشٰاءُ الذُّكُورَ » یعنی پسرانی میبخشد که همراهشان دختری نیست؛ « أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرٰاناً وَ إِنٰاثاً » یعنی به هر کس بخواهد هم پسران و هم دختران را با هم میبخشد—پسران و دختران را برای او گرد میآورد، یعنی همه را به یک شخص عطا میکند.
و در «تهذیب الاحکام»، به اسناد خود از حسین بن علوان، از زید بن علی، از پدرانش، از امام علی (ع) نقل شده است که فرمود: مردی نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: ای پیامبر خدا، پدرم به سراغ بردهای از من رفت و او را آزاد کرد تا به من زیان برساند. پیامبر خدا (ص) فرمود: تو و مالت از بخششهای خدا به پدرت هستید؛ تو تیری از تیردان او هستی: « يَهَبُ لِمَنْ يَشٰاءُ إِنٰاثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشٰاءُ الذُّكُورَ- أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرٰاناً وَ إِنٰاثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشٰاءُ عَقِيماً »؛ آزادیِ برده به دست پدرت نافذ است. پدرت میتواند از مال و تنِ تو بهره ببرد، ولی تو حق نداری جز با اجازهاش از مال یا تنِ او چیزی برداری.
میگویم: این معنا در کتاب «علل الشرائع» در پاسخ به پرسشهای محمد بن سنان از امام رضا (ع) روایت شده، و از طریق اهل سنت نیز از عایشه از پیامبر (ص) نقل شده است.
تفسیر آیهٔ ۵۰ سورهٔ شوری، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۶۸ تا ۷۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/42/50/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و کلام الهی که میفرماید: « أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرٰاناً وَ إِنٰاثاً » (یا آنان را با هم جفت میگرداند، هم پسران و هم دختران)؛ یعنی هر دو دسته را همراه هم به آنان میبخشد، در حالی که همزمان پسر و دختر دارند؛ چرا که «تزویج» در لغت به معنای جمعکردن (کنار هم نهادن) است. و این سخن که میفرماید: « وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشٰاءُ عَقِيماً » (و هر کس را بخواهد عقیم و بیفرزند میگرداند)؛ یعنی نه فرزندی میزاید و نه فرزندی برای او به دنیا میآید. و از آنجا که این مورد نیز خود دستهای مستقل است، مانند دو دستهٔ نخست آن را با مشیت مقید ساخت؛ اما دستهٔ جمعشدن میان پسران و دختران، در حقیقت گردآمدنِ دو دستهٔ پیشین است، پس به همان یادکردِ مشیت در آن دو دسته بسنده شد.
و جملهٔ « إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ » (همانا او دانای تواناست)، بیان علّت برای مطالب پیشین است؛ یعنی او دانایی است که آنچه را میافزاید از سرِ نادانی نیست، و توانایی است که آنچه را میکاهد از سرِ ناتوانی نیست.