قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُوحَىٰٓ إِلَيَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ فَٱسۡتَقِيمُوٓاْ إِلَيۡهِ وَٱسۡتَغۡفِرُوهُۗ وَوَيۡلٞ لِّلۡمُشۡرِكِينَ
بگو: «من تنها بشری مانند شمایم که به من وحی میشود که معبود شما یگانه معبود است؛ پس مستقیم رو به سوی او آورید و از او آمرزش بخواهید، و وای بر مشرکان!»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۶ و ۷ با هم
خدای متعال میفرماید: « وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ الَّذِينَ لاٰ يُؤْتُونَ الزَّكٰاهَ وَ هُمْ بِالْآخِرَهِ هُمْ كٰافِرُونَ » (و وای بر مشرکان! آنان که زکات نمیپردازند و به آخرت کافرند). این کلام، تهدیدی است برای مشرکانی که برای خدا شریکانی قائل میشوند و او را یگانه نمیدانند؛ و خداوند آنان را به دو صفت از ویژهترین اوصافشان وصف کرده است: نپرداختن زکات و کفر ورزیدنشان به آخرت.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۱۲ با هم
در کتاب «الدر المنثور» آمده است: ابن ابیشیبه، عبد بن حمید، ابویعلی، حاکم (که روایت را صحیح دانسته)، ابن مَردویه، ابونعیم و بیهقی (هر دو در کتاب «دلائل النبوة») و ابن عساکر از جابر بن عبدالله روایت کردهاند که گفت: روزی قریش گرد هم آمدند و گفتند: «ببینید چه کسی در میان شما به سحر، کهانت و شعر داناتر است؛ پس نزد این… ادامه در متن کامل
عتبه نزد او آمد و گفت: «ای محمد، تو بهتری یا عبدالله (پدرت)؟ تو بهتری یا عبدالمطلب (جدّت)؟» پیامبر خدا (ص) سکوت فرمودند. ادامه در متن کامل
«به خدا سوگند، ما هرگز فرزندی ندیدهایم که برای قومش شومتر از تو باشد! جمع ما را پراکنده کردی، کارمان را پریشان نمودی، دینمان را عیبجویی کردی و ما را در میان عرب رسوا ساختی؛ تا جایی که میان آنان شایع شد که در قریش جادوگری هست و در قریش کاهنی هست. ادامه در متن کامل
پیامبر خدا (ص) فرمودند: «آیا سخنت تمام شد؟» گفت: «آری.» پس پیامبر خدا (ص) فرمودند: ادامه در متن کامل
« بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ- حم تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ- كِتٰابٌ فُصِّلَتْ آيٰاتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » (به نام خداوند بخشندهٔ مهربان. ادامه در متن کامل
عتبه گفت: «کافی است! آیا جز این چیزی نزد تو نیست؟» فرمودند: «نه.» پس او به سوی قریش برگشت و آنان گفتند: ادامه در متن کامل
«چه خبر؟» گفت: «سخنی را که گمان میکردم شما با او مطرح میکنید وانگذاشتم مگر آنکه با او گفتم.» گفتند: «آیا پاسخت را داد؟» گفت: «سوگند به خدایی که این بنا (کعبه) را برپا ساخت، چیزی از آنچه گفت نفهمیدم، جز اینکه گفت: « أَنْذَرْتُكُمْ صٰاعِقَهً مِثْلَ صٰاعِقَهِ عٰادٍ وَ ثَمُودَ » (شما را از صاعقهای همانند صاعقهٔ عاد و ثمود بیم دادم!).» گفتند: «وای بر تو! ادامه در متن کامل
«نه، به خدا سوگند، از آنچه گفت هیچ نفهمیدم جز همان یادکردِ صاعقه!» ادامه در متن کامل
میگویم: سیوطی این روایت را از چند کتاب دیگر نیز با مضمونی نزدیک به این نقل کرده است؛ ادامه در متن کامل
و در برخی از طرق این روایت آمده است: گفتند: «ای ابوالولید، چه خبر داری؟» گفت: «به خدا سوگند سخنی شنیدم که هرگز مانندش را نشنیده بودم! ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۶ سورهٔ فصلت، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۳۶۱ تا ۳۷۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/41/6/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قُلْ إِنَّمٰا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحيٰ إِلَيَّ أَنَّمٰا إِلٰهُكُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ » (بگو: من تنها بشری همچون شمایم که به من وحی میشود معبود شما تنها معبودی یگانه است؛ پس رو به سوی او استوار مانید و از او آمرزش بخواهید). این سخن، چنانکه سیاق نشان میدهد، در مقام پاسخ به گفتار آنان است که میگفتند: « قُلُوبُنٰا فِي أَكِنَّهٍ مِمّٰا تَدْعُونٰا إِلَيْهِ » (دلهای ما از آنچه ما را بدان میخوانی در پوششهاست). برآیند سخن این است: به آنان بگو من تنها بشری همانند شمایم؛ همانگونه که شما با یکدیگر نشستوبرخاست دارید با شما رفتوآمد میکنم و همانگونه که هر یک از شما با همتای خود سخن میگوید با شما سخن میگویم؛ پس از جنسی متفاوت با شما نیستم، مانند فرشته، تا میان من و شما پردهای آویخته باشد، یا کلامم در گوشهایتان نفوذ نکند، یا سخنم به دلهایتان راه نیابد؛ جز اینکه آنچه به شما میگویم و شما را بدان فرا میخوانم، وحیی است که به من فرستاده میشود و آن این است که معبود شما که شایستهٔ پرستش است، تنها خدایی یگانه است نه خدایانی پراکنده.
و سخن خدای متعال: « فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ » (پس رو به سوی او استوار مانید و از او آمرزش بخواهید) بدین معناست: اکنون که جز خدای یگانه و بیشریک معبودی وجود ندارد، با یکتا دانستن او و نفی شریکان از ساحت او، یکراست رو به سویش نهید و به خاطر شرک و گناهانی که از شما سر زده است، از او آمرزش بطلبید.