وَعَجِبُوٓاْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡۖ وَقَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا سَٰحِرٞ كَذَّابٌ
و از اینکه هشداردهندهای از خودشان به سویشان آمد شگفتزده شدند، و کافران گفتند: «این جادوگری بسیار دروغگو است!»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۷ با هم
در کتاب کافی به سند خود از جابر از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: ابوجهل بن هشام به همراه گروهی از قریش روی آوردند و بر ابوطالب وارد شدند و گفتند: همانا برادرزادهات ما را آزار داده و خدایانمان را نیز آزرده است؛ پس او را فراخوان و به او دستور بده که از خدایان ما دست بردارد تا ما نیز از خدای او دست برداریم. ادامه در متن کامل
فرمود: ابوطالب در پی پیامبر خدا (ص) فرستاد و ایشان را فراخواند. هنگامی که پیامبر (ص) وارد شد، در خانه جز مشرک ندید؛ پس فرمود: «السلام علي من اتبع الهدي» (سلام بر هر کس که از هدایت پیروی کند) و سپس نشست. ادامه در متن کامل
فرمود: پس انگشتانشان را در گوشهای خود فرو بردند و بیرون رفتند در حالی که میگفتند: «ما سمعنا بهذا في الملة الآخرة إن هذا إلا اختلاق» (ما این را در آیین واپسین نشنیدهایم، این جز دروغبافی نیست). ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴ تا ۱۱ با هم
پس خدای پاک و منزه نازل فرمود: « وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ-وَ قٰالَ الْكٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ كَذّٰابٌ -إلي قوله- إِلاَّ اخْتِلاٰقٌ » (و تعجب کردند از اینکه هشداردهندهای از میان خودشان به سراغشان آمده، و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست... ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴ و ۵ با هم
میگویم: این داستان از طریق اهل سنت نیز روایت شده است، و در برخی روایاتشان آمده که چون پیامبر (ص) کلمهٔ توحید را بر آنان عرضه داشت، به او گفتند: چیزی جز این از ما بخواه. پیامبر فرمود: «لو جئتموني بالشمس حتى تضعوها في يدي ما سألتكم غيرها» (اگر خورشید را برایم بیاورید تا آن را در دستم بگذارید، جز آن را از شما نخواهم خواست). پس خشمگین شدند و سخنانی گفتند. و این سخن کنایه از واگذاری زمام نظام جهان زمینی به دست اوست؛ زیرا خورشید و ماه از بزرگترین عوامل تأثیرگذار در آن هستند، و ظاهراً زیبایی و ارجِ [آن دو] به اندازهای به حساب آمده است تا تمثیلِ مورد نظر درست باشد.
تفسیر آیهٔ ۴ سورهٔ ص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۱۸۲ تا ۱۸۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/38/4/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قٰالَ الْكٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ كَذّٰابٌ » (و تعجب کردند از اینکه هشداردهندهای از خودشان به سویشان آمد، و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست). یعنی شگفتزده شدند از اینکه هشداردهندهای از جنس خودشان و انسانی همانند آنان آمده است؛ زیرا بتپرستان رسالت انسان را انکار میکردند.
و عبارتِ « وَ قٰالَ الْكٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ كَذّٰابٌ » (و کافران گفتند: این جادوگری بسیار دروغگوست)، اشارهشان با این سخن به پیامبر (ص) است؛ به این سبب به ایشان نسبت جادوگری دادند که خود از آوردن مانند آنچه آن حضرت آورده بود یعنی قرآن ناتوان بودند، و نسبت دروغگویی دادند به این گمان باطل که ایشان با نسبت دادن قرآن و معارف حقهاش به خدای متعال، بر خدا افترا میبندد.
بحث روایی
و در تفسیر قمی، دربارهٔ سخن خدای متعال: « وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ » (و تعجب کردند که هشداردهندهای از میان خودشان به سراغشان آمد) آمده است: هنگامی که پیامبر خدا (ص) دعوت خود را آشکار ساخت، قریش نزد ابوطالب گرد آمدند و گفتند: ای ابوطالب، برادرزادهات خردها و اندیشههای ما را نادان دانسته، به معبودان ما دشنام داده، جوانانمان را به تباهی کشیده و جمع ما را پراکنده ساخته است؛ پس اگر آنچه او را به این کار وامیدارد نیازمندی است، برای او چندان مال گرد میآوریم تا ثروتمندترین مرد قریش شود و او را به فرمانروایی بر خود برمیگزینیم.