قَالَ رَبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَهَبۡ لِي مُلۡكٗا لَّا يَنۢبَغِي لِأَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِيٓۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ
گفت: «پروردگارا، مرا بیامرز و به من فرمانروایی و مِلکی ببخش که پس از من سزاوار هیچکس نباشد؛ همانا تویی که بسیار بخشندهای.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۴ و ۳۵ با هم
دیگر مفسران نیز به پیروی از روایات گوناگونی که در این باره رسیده است، دیدگاههای متفاوتی دربارهٔ مراد آیه دارند. آنچه میتوان بهطور اجمال از میان آنها دریافت این است که آن جسد، پیکرِ بیجان فرزندی از او بود که خداوند جانش را گرفت و کالبدش را بر تخت او افکند؛ و سخن خداوند که فرمود: « ثُمَّ أَنٰابَ قٰالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي » (سپس توبه کرد و بازگشت، گفت: پروردگارا، مرا بیامرز) این نکته را میرساند یا بدان اشاره دارد که سلیمان (ع) به آن فرزند امیدی بسته یا آرزویی به درگاه الهی دربارهاش داشت؛ پس خدای پاک و منزه او را میراند و کالبدش را بر تخت وی افکند تا به او هشدار دهد که کار را به خدا واگذارد و تسلیم او باشد.
تفسیر آیهٔ ۳۵ سورهٔ ص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۲۰۴ تا ۲۰۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/38/35/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
سخن خداوند: « قٰالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لاٰ يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهّٰابُ » (گفت: پروردگارا، مرا بیامرز و به من حکومتی ببخش که پس از من سزاوار هیچکس نباشد، بیگمان تویی که بسیار بخشندهای)؛ ظاهر سیاق نشان میدهد که این استغفار با ماجرای افکندن کالبد بر تختش در آیهٔ پیشین پیوند دارد. نیاوردن حرف عطف (فصل) ازآنروست که جمله در جایگاه پاسخ به سؤالی مقدر (دفع دخل) قرار گرفته است؛ گویی وقتی گفته شد: « ثُمَّ أَنٰابَ » (سپس بازگشت)، چنین به میان آمد که:
«او چه گفت؟» و در پاسخ گفته شد: «قٰالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي...» (گفت: پروردگارا، مرا بیامرز...) تا پایان آیه.
گاهی بر این سخن سلیمان که: « وَ هَبْ لِي مُلْكاً لاٰ يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي » (و به من حکومتی ببخش که پس از من سزاوار هیچکس نباشد) خرده گرفتهاند که در آن بخل و چشمتنگی دیده میشود؛ چراکه گویی شرط کرده است مانند پادشاهی و حکومتی که به او داده شده، به هیچیک از جهانیان جز او داده نشود.
پاسخ این اشکال آن است که سلیمان در این دعا، حکومتی ویژه و اختصاصی برای خود خواسته است، نه آنکه دیگران از نعمتی مانند آنچه به او عطا شده محروم و منع شوند؛ زیرا تفاوت است میان اینکه کسی حکومتی اختصاصی بخواهد، و اینکه بخواهد نعمتی که به او داده شده در انحصار او بماند و از دیگران دریغ شود.