فَنَظَرَ نَظۡرَةٗ فِي ٱلنُّجُومِ
پس نگاهی به ستارگان افکند،
تفسیر آیهٔ ۸۸ سورهٔ صافات، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۱۴۸ تا ۱۵۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/37/88/
فنظر نظرة في النجوم
فَنَظَرَ نَظۡرَةٗ فِي ٱلنُّجُومِ
پس نگاهی به ستارگان افکند،
تفسیر آیهٔ ۸۸ سورهٔ صافات، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۱۴۸ تا ۱۵۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/37/88/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۸۸ و ۸۹ با هم
خدای متعال میفرماید: « فَنَظَرَ نَظْرَهً فِي النُّجُومِ فَقٰالَ إِنِّي سَقِيمٌ » (پس نگاهی به ستارگان انداخت و گفت: من بیمارم)؛ بیتردید ظاهر این دو آیه آن است که خبر دادنِ آن حضرت (ع) از بیماریاش با نگریستن او به ستارگان ارتباط داشته و بر آن استوار بوده است. نگریستن او به ستارگان نیز یا برای تشخیص ساعت و زمانی خاص بوده است؛ مانند کسی که دچار تب نوبهای است و زمان آن را با طلوع ستارهای یا غروب آن یا وضعیتی ویژه از ستارگان مشخص میکند؛ و یا برای آگاهی از رویدادهای آینده بوده است که اخترشناسان بر این باور بودند اوضاع فلکی بر آنها دلالت دارد؛ و صابئیان در این امر زیادهروی میکردند و در روزگار آن حضرت (ع) گروه انبوهی از آنان وجود داشتند.
بنا بر وجه نخست، هنگامی که همهٔ مردم شهر خواستند برای جشنی که داشتند بیرون روند، او به ستارگان نگریست و به آنان خبر داد که بیمار است و بیماری بر او عارض خواهد شد و در نتیجه نمیتواند همراه آنان بیرون برود.
و بنا بر وجه دوم، آن حضرت (ع) در آن هنگام به شیوهٔ اخترشناسان به ستارگان نگریست و به آنان خبر داد که ستارگان نشان میدهند او بهزودی بیمار میشود و در توانش نیست که همراه آنان بیرون برود.
نخستین وجه از این دو، با حال و جایگاه آن حضرت (ع) سازگارتر است؛ در حالی که او در چنان مرتبهای از اخلاص در توحید بود که برای غیر خدای متعال هیچ تأثیری قائل نبود. افزون بر این، دلیل محکمی در دست نداریم که نشان دهد در آن روزها هیچ بیماریای در وجود او (ع) نبوده است؛ بهویژه که قرآن از سخنِ او گزارش داده که خبر داد بیمار است، و خدای سبحان اندکی پیش از این یاد کرد که او با قلبی سلیم (پیراسته از هر شرک و لغزش) نزد پروردگارش آمد؛ بنابراین دروغ و سخن بیهودهای از او جایز نیست.
مفسران دربارهٔ این دو آیه وجوه دیگری نیز آوردهاند که موجهترینِ آنها این است که نگریستن او به ستارگان و خبر دادنش از بیماری، از باب «معاریض» (گوشهوکنایهگویی در کلام) بوده است؛ و معاریض آن است که انسان سخنی بگوید و قصدش چیزی دیگر باشد و از سخن او نیز جز آنچه قصد کرده برداشت شود. بر این اساس، شاید آن حضرت (ع) همانند یک موحد به صنع و آفرینش خدای متعال در ستارگان نگریسته تا با آن بر وجود و یگانگی خدای متعال استدلال کند، در حالی که آنان پنداشتند او همانند اخترشناسان به آنها مینگرد تا از آنها بر حوادث آینده راه بجوید، و سپس گفت:
«إني سقيم» (من بیمارم)؛ و منظورش این بود که بهزودی بیماریای بر او عارض خواهد شد؛ چرا که انسان در زندگیاش از بیماری و ناخوشی خالی نیست؛ چنانکه فرمود: «وَ إِذٰا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ» (و چون بیمار شوم، او مرا شفا میدهد؛ شعراء: ۸۰)؛ در حالی که آنان گمان میکردند او از بیماریاش در همان روزی خبر میدهد که برای عیدشان بیرون میروند؛ و آنچه نزد او همهٔ اینها را ترجیح میداد، اهتمامش به رفتنِ پنهانی بهسوی بتهایشان و شکستن آنها بود.
اما این وجه مبتنی بر آن است که او در آن روز تندرست بوده و بیماری نداشته است؛ در حالی که دانستی هیچ دلیلی بر این مدعا وجود ندارد.
افزون بر این، گوشهوکنایهگویی (معاریض) برای پیامبران روا نیست؛ چرا که با این کار، اطمینان و اعتماد به گفتار آنان از میان میرود.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۸۸ و ۸۹ با هم
و در «روضهٔ کافی» به سند خود از حُجر از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: امام باقر (ع) فرمود: «عاب آلهتهم فنظر نظره في النجوم فقال إني سقيم» ([ابراهیم] بر معبودانشان خرده گرفت، پس نگاهی به ستارگان افکند و گفت: من بیمارم). امام باقر (ع) فرمود: «و الله ما كان سقيما و ما كذب» (به خدا سوگند، او نه بیمار بود و نه دروغ گفت).
میگویم: در همین معنا روایات دیگری نیز آمده است و در برخی از آنها نقل شده است:
«ما كان إبراهيم سقيما و ما كذب- إنما عني سقيما في دينه مرتادا» (ابراهیم بیمار نبود و دروغ هم نگفت؛ بلکه مقصودش این بود که در دین خود، دردمند و جویای حقیقت است).