وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا نَعۡمَلۡ صَٰلِحًا غَيۡرَ ٱلَّذِي كُنَّا نَعۡمَلُۚ أَوَلَمۡ نُعَمِّرۡكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَآءَكُمُ ٱلنَّذِيرُۖ فَذُوقُواْ فَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٍ
و آنان در آنجا فریاد و ناله سر میدهند: پروردگارا، ما را بیرون آور تا کاری شایسته، جز آنچه میکردیم، به جای آوریم! [به آنان گفته میشود:] آیا شما را چندان عمر ندادیم که در آن هر که اهل پند گرفتن بود پند گیرد؟ و آیا هشداردهنده بهسویتان نیامد؟ پس بچشید که برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.
تفسیر آیهٔ ۳۷ سورهٔ فاطر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۴۸ تا ۵۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/35/37/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهٰا رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا...» (و آنان در آنجا فریاد و التماس سر میدهند که: پروردگارا، ما را بیرون آور...) تا پایان آیه. در مجمعالبیان آمده است:
«اصطراخ» فریاد کشیدن و صدا زدن برای دادخواهی است، و بر وزنِ افتعال از «صُراخ» (فریاد) است؛ پایان نقل.
و فرمودهٔ او: « رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا » (پروردگارا، ما را بیرون آور...)، بیانگر همان فریاد و دادخواهیِ آنان است؛ و فرمودهٔ او: « أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ مٰا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ » (آیا به شما چندان عمر ندادیم که در آن، هر که اهل پند گرفتن است پند گیرد؟...)، پاسخِ دادخواهیِ آنان است؛ و عبارت « فَذُوقُوا » (پس بچشید) و عبارت « فَمٰا لِلظّٰالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ » (پس برای ستمکاران هیچ یاوری نیست)، هر یک نتیجه و متفرع بر ماقبل خود است.
معنای آیه این است که: این کافرانی که در آتشاند، فریاد و نالهکنان در آن استغاثه میکنند و میگویند: پروردگارا، ما را از آتش بیرون بیاور تا کاری شایسته انجام دهیم، نه کاری بد و متفاوت با آنچه در گذشته انجام میدادیم. در پاسخ به آنان گفته میشود: هرگز! آیا به شما آنقدر عمر ندادیم که هرکس اهل پند گرفتن بود در آن پند گیرد، و هشداردهنده بهسویتان نیامد و شما را از این عذاب بیم نداد، ولی شما پند نگرفتید و ایمان نیاوردید؟ پس عذاب را بچشید که برای ستمکاران هیچ یاوری نیست که یاریشان دهد تا از عذاب رهایی یابند.
بحث روایی
در «نهجالبلاغه» آمده است که [علی (ع)] فرمود: «الْعُمْرُ الَّذِي أَعْذَرَ اللَّهُ فِيهِ إِلَى ابْنِ آدَمَ سِتُّونَ سَنَةً» (عمری که خداوند در آن با فرزند آدم اتمام حجت کرده [و راه عذر را بر او بسته] شصت سال است).
میگویم: در «مجمعالبیان» نیز آن را از ایشان (ع) روایت کرده، و در «الدر المنثور» هم از ابن جریر از ایشان (ع) آورده است.
در کتاب «الدر المنثور»، حکیم تِرمِذی در «نوادر الاصول»، بیهقی در سنن خود، ابن جریر، ابن منذر، ابن ابیحاتم، طبرانی، ابن مَردویه و بیهقی در «شعب الایمان» از ابنعباس روایت کردهاند که پیامبر (ص) فرمود: چون روز قیامت شود، گفته میشود: کجایند شصتسالگان؟ و این همان عمری است که خدای متعال [دربارهاش] فرموده است: « أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ مٰا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ » (آیا به شما چندان عمر ندادیم که هر کس میخواست پند گیرد، در آن پند میگرفت؟!).
میگویم: این مضمون از طریقهای دیگری نیز از سهل بن سعد و ابوهریره از پیامبر (ص) روایت شده است.
و در «مجمع البیان» آمده است: گفته شده این [آیه] سرزنشی برای فرد هجدهساله است؛ و این سخن از امام باقر (ع) روایت شده است.
میگویم: شیخ صدوق نیز در «مَن لا يَحضُرُه الفقيه» آن را بهصورت مضمَر (روایتی که نام امام در سند با ضمیر آمده) از آن حضرت روایت کرده است.