قُلِ ٱدۡعُواْ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَمۡلِكُونَ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا لَهُمۡ فِيهِمَا مِن شِرۡكٖ وَمَا لَهُۥ مِنۡهُم مِّن ظَهِيرٖ
بگو: «کسانی را که به جای خدا [معبود] پنداشتید بخوانید؛ آنان در آسمانها و در زمین مالک هموزن ذرهای نیستند، و در آن دو هیچ شرکتی ندارند، و برای او از میان آنان هیچ یاور و پشتیبانی نیست.»
تفسیر آیهٔ ۲۲ سورهٔ سبا، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۳۶۹ تا ۳۷۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/34/22/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ يَمْلِكُونَ مِثْقٰالَ ذَرَّهٍ » (بگو: کسانی را که به جای خدا [معبود] پنداشتید، بخوانید! آنان هموزن ذرهای مالک نیستند...) تا پایان آیه، به پیامبر (ص) فرمان میدهد تا برای باطل ساختن الوهیت معبودانِ مشرکان، به ناتوانی آنها در اجابت دعا استدلال کند. بنابراین، کلام الهی: « قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ »، یعنی کسانی را که به جای خدا معبود پنداشتهاید بخوانید ــ دو مفعول فعلِ « زَعَمْتُمْ » (پنداشتید) به دلالت سیاق حذف شده است ــ و خواندنِ آنها همان درخواست کردنِ حاجتها از ایشان است.
و سخن خدای متعال: « لاٰ يَمْلِكُونَ مِثْقٰالَ ذَرَّهٍ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِي الْأَرْضِ » (هموزن ذرهای نه در آسمانها و نه در زمین مالک نیستند) در جایگاه پاسخ نشسته است؛ گویی گفته شده: اگر آنها را بخوانند چه میشود؟ پس پاسخ داده شده: هیچ پاسخی به آنان نمیدهند، زیرا « لاٰ يَمْلِكُونَ مِثْقٰالَ ذَرَّهٍ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِي الْأَرْضِ »؛ و اگر مالکیتی داشتند پاسخ میدادند. در حقیقت، پروردگاری و الوهیت تحقق نمییابد مگر آنکه پروردگار و معبود، چیزی از نیازهای انسان را در تملک داشته باشد تا به او ببخشد و نعمتی دهد، و در برابر آن شایستهٔ پرستش و سپاسگزاری شود تا پرستیده گردد؛ اما اگر چیزی را در اختیار و تملک نداشته باشد، نه پروردگار خواهد بود و نه معبود.
و سخن خدای متعال: « وَ مٰا لَهُمْ فِيهِمٰا مِنْ شِرْكٍ » (و برای آنان در آن دو هیچ شرکتی نیست)؛ گویا مالکیتی که در جملهٔ پیشینِ « لاٰ يَمْلِكُونَ » نفی شد، مالکیت مطلق و گسترده بر همهچیز بود، و آنچه در این جمله نفی میشود، مالکیت محدود و جزئی است که بر بخشی گسترش دارد نه بر کل، خواه به صورت مشاع (مشترک و تفکیکنشده) باشد یا مفروز (جدا و مشخص). البته مشرکان به مالکیتِ مشترک و مشاع میان معبودان خود و خدای پاک و منزه قائل نبودند، بلکه میگفتند هر یک از معبودانشان مالک نوعی از آفرینش یا بخشی از آن است؛ و خدای پاک و منزه را پروردگارِ پروردگاران و معبودِ معبودها میدانستند.
بر این اساس، لازم بود معبودانشان هرگاه دربارهٔ آنچه در آفرینش در تملک دارند خوانده میشوند پاسخ دهند، و پاسخ ندادنِ آنان نشان میدهد که از پروردگاری و الوهیت بیبهرهاند.
و سخن خدای متعال: « وَ مٰا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ » (و برای او از میان آنان هیچ یاوری نیست)، یعنی برای خدای پاک و منزه از میان آنان ــ چه همگی و چه برخی ــ هیچ یاور و پشتیبانی نیست که او را در امری که فرض شود از تدبیرش ناتوان است یاری رساند؛ چرا که اگر برای او پشتیبانی از میان آنان وجود داشت که در تدبیر یاریاش کند، آن پشتیبان خود نیز مالک به شمار میآمد و هنگامی که در حوزهٔ پشتیبانیاش خوانده میشد پاسخ میداد؛ و چون چنین نیست، مالکیتی هم در کار نیست.
از آنچه گذشت روشن شد که استدلال آیه بر نفی مالکیت بر اساسِ پاسخ ندادنِ آنان به دعای خواننده، در هر سه حالت جاری است: مالکیت مطلقِ آنان بر آنچه در آسمانها و زمین است، مالکیتشان به صورت شریک با خدای پاک و منزه، و پشتیبان بودنِ همه یا برخی از آنان برای خدای پاک و منزه.