۞ وَمَن يُسۡلِمۡ وَجۡهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٞ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰۗ وَإِلَى ٱللَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ
و هر کس در حالی که نیکوکار است روی دلِ خود را تسلیم خدا کند، بیگمان به دستاویزی بسیار استوار چنگ زده است؛ و فرجام همهٔ کارها به سوی خداست.
تفسیر آیهٔ ۲۲ سورهٔ لقمان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۲۳۰ تا ۲۳۱ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/31/22/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَي اللّٰهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقيٰ وَ إِلَي اللّٰهِ عٰاقِبَهُ الْأُمُورِ » (و هر کس روی خود را تسلیم خدا کند در حالی که نیکوکار باشد، بیگمان به دستگیرهٔ محکم چنگ زده است، و فرجام کارها به سوی خداست). این جمله استیناف (آغازی نو در کلام) است، و احتمال دارد جملهٔ حالیه از مفعولِ « يَدْعُوهُمْ » (آنان را) باشد که در معنای آن ضمیری نهفته است و به ایشان بازمیگردد؛ در این صورت معنا چنین میشود: آیا شیطان آنان را به چنان عذابی فرا میخواند، در حالی که هر کس روی خود را تسلیم خدا کند چنین و چنان است و قطعاً نجات یافته و رستگار شده است، و در حالی که فرجام همهٔ کارها به سوی خدا بازمیگردد، پس باید تنها او معبود باشد؟!
«تسلیم کردنِ روی خود به خدا»، سپردن خویشتن به اوست؛ و آن عبارت است از رو آوردنِ بنده با تمام وجود به درگاه الهی در بندگی و رویگردانی از هر چه جز اوست. «احسان» انجام دادن کارهای شایسته از سرِ یقین به آخرت است؛ همانگونه که خدای متعال در آغاز همین سوره آن را تفسیر فرموده است: « هُديً وَ رَحْمَهً لِلْمُحْسِنِينَ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاٰهَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكٰاهَ وَ هُمْ بِالْآخِرَهِ هُمْ يُوقِنُونَ » (مایهٔ هدایت و رحمتی برای نیکوکاران؛ همانان که نماز برپا میدارند و زکات میپردازند و هم ایشانند که به آخرت یقین دارند؛ لقمان: ۳-۴). و «عروهٔ وثقی» (دستگیرهٔ استوار) دستاویزی است که هیچ گسستنی برای آن تصور نمیشود.
و معنای آیه چنین است: هر کس خدا را به یکتایی بپرستد و همراه با یقین به معاد عمل شایسته انجام دهد، در فرجامِ کار خود بیتردید نجاتیافته است و هرگز هلاک نخواهد شد؛ زیرا سرانجام کارها به سوی خداست و هم اوست که به وی وعدهٔ نجات و رستگاری میدهد.
از اینجا روشن میشود که سخن خداوند: « وَ إِلَي اللّٰهِ عٰاقِبَهُ الْأُمُورِ » (و فرجام همهٔ کارها به سوی خداست)، در مقام بیان علت برای این فرموده است: « فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقيٰ » (بیگمان به دستگیرهٔ استوار چنگ زده است)؛ از آن رو که این تعبیر، استعارهای تمثیلی از رهایی و رستگاری است.