ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَالُواْ لَن تَمَسَّنَا ٱلنَّارُ إِلَّآ أَيَّامٗا مَّعۡدُودَٰتٖۖ وَغَرَّهُمۡ فِي دِينِهِم مَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ
این بدان سبب بود که گفتند: «آتش دوزخ جز چند روزی انگشتشمار هرگز به ما نخواهد رسید»، و این دروغهایی که میبافتند آنان را در دینشان فریفته ساخت.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان آیات
تفسیر آیههای ۱۹ تا ۲۵ با هم
این آیات به وضعیت اهل کتاب میپردازد؛ آنان آخرین گروه از گروههای سهگانهای هستند که پیشتر گذشت محور سخن در این سوره قرار دارند، و از نظر هدفِ کلام، مهمترینِ آنان اهل کتاب از یهود و نصاری هستند؛ چراکه بخش عمدهٔ این سوره دربارهٔ آنان و ماجرایشان نازل شده و به آنان بازمیگردد. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲۳ و ۲۴ با هم
«پس بیایید بهسوی تورات برویم، که میان ما و شما داور باشد». اما آن دو سر باز زدند و نپذیرفتند؛ پس خدای متعال این آیه را نازل فرمود: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ» (آیا به کسانی که بهرهای از کتاب یافتهاند ننگریستی که بهسوی کتاب خدا دعوت میشوند تا میانشان داوری کند...) تا آنجا که میفرماید: «وَ غَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ» (و آنچه به دروغ میبافتند، در دینشان فریبشان داد؛ آلعمران: ۲۳-۲۴).
تفسیر آیهٔ ۲۴ سورهٔ آل عمران، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۳، صفحهٔ ۱۲۰ تا ۱۲۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/3/24/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان آیات
خدای متعال میفرماید: «ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّٰارُ» إلخ (این بدان سبب است که گفتند آتش جز چند روزی هرگز به ما نخواهد رسید...)؛ معنای این سخن روشن است. اما اینکه چگونه به دروغ و بافتهٔ خود فریب خوردهاند—با آنکه انسان با علم به اینکه چیزی نیرنگی باطل است از خودش فریب نمیخورد—به این دلیل است که فریبخوردگان، غیر از دروغپردازانِ نخستین بودهاند. از این رو، نسبتدادن افترایی که گذشتگان دستمایه قرار داده بودند به این آیندگانِ فریبخورده، از آن جهت است که همگی یک امّت به شمار میآیند و آیندگان به کارهای گذشتگان خشنود و همداستاناند.
یا احتمال دیگر این است که فریبخوردن از نیرنگ نفس و گولخوردن با دروغی باطل، با وجود آگاهی از باطلبودن آن، و با اینکه خودِ شخص فریبخورده به یاد دارد که خودش این دروغ را بافته است، از اهل کتاب و بهویژه از یهودیان دور از انتظار نیست؛ و خدای متعال مانند این، بلکه شگفتآورتر از این را از ایشان حکایت کرده است، آنجا که خدای متعال میفرماید: «وَ إِذٰا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قٰالُوا آمَنّٰا وَ إِذٰا خَلاٰ بَعْضُهُمْ إِليٰ بَعْضٍ قٰالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِمٰا فَتَحَ اللّٰهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ أَ وَ لاٰ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللّٰهَ يَعْلَمُ مٰا يُسِرُّونَ وَ مٰا يُعْلِنُونَ» (بقره: ۷۷)؛ «و هنگامی که با اهل ایمان دیدار میکنند، میگویند: ایمان آوردیم؛ و چون با یکدیگر خلوت میکنند، میگویند: آیا آنچه را خدا بر شما گشوده است با آنان در میان میگذارید تا در پیشگاه پروردگارتان بدان بر شما حجت آورند؟ آیا خرد نمیورزید؟! آیا نمیدانند که خدا آنچه را نهان میدارند و آنچه را آشکار میکنند میداند؟».
گذشته از این، انسان در رفتار و کردارهای خویش بر پایهٔ حالات و ملکات نفسانی (صفتهای ریشهدار درونی) که در او پدید آمده، و صورتهایی که نفسش برای او آراسته و زیبا جلوه داده است عمل میکند، نه بر پایهٔ دانشی که دارد؛ همانگونه که فرد معتاد به مصرف مواد زیانآور مانند بَنگ (مواد مخدر)، دخانیات، گِلخواری و مانند اینها، با اینکه میداند اینها زیانبارند و مصرف چیزِ زیانآور روا نیست، آنها را مصرف میکند؛ زیرا حالتی که در نفس او شکل گرفته برایش لذتبخش است و او را به مصرف میکشاند و جایی برای اندیشه و پرهیز باقی نمیگذارد؛ و نمونههای این امر فراوان است.
از این رو، آنان نیز به سبب ریشهدار شدنِ تکبر، سرکشی و شهوتپرستی در جانشان، بر طبق آنچه بافتههای دروغینشان بدان فرا میخواند رفتار میکنند؛ در نتیجه همان دروغبافیشان، فریبدهندهٔ آنان در دینشان شد. افزون بر این، آنان آنچه را به دروغ به خدای پاک و منزه نسبت داده بودند پیوسته تکرار کردند و همواره به خود تلقین نمودند تا بدان باور قلبی یافتند؛ یعنی بر اثر تلقینی که به بیان روانشناسان اثری همپای علم بر جای میگذارد، به آن دل بستند و بر آن تکیه کردند. بدینسان، این دروغ باطل در اثر تکرار و تلقین، آنان را در دینشان فریفت و از تسلیم در برابر خدا و خضوع در برابر حقّی که در کتابش فرو فرستاده بود بازداشت.