فَعَمِيَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَنۢبَآءُ يَوۡمَئِذٖ فَهُمۡ لَا يَتَسَآءَلُونَ
پس در آن روز همهٔ خبرها [و بهانهها] بر آنان پوشیده میماند و از یکدیگر هم نمیپرسند.
تفسیر آیهٔ ۶۶ سورهٔ قصص، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۶۵ تا ۶۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/28/66/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنْبٰاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لاٰ يَتَسٰاءَلُونَ » (پس در آن روز، خبرها بر آنان پوشیده میماند [و کور میشود]؛ از این رو از یکدیگر چیزی نمیپرسند). واژهٔ «کوری» در اینجا استعاره است؛ استعاره از اینکه انسان چنان شود که به هیچ خبری راه نیابد. مقتضای ظاهر این بود که کوری به خودِ آنان نسبت داده شود نه به خبرها، ولی برعکس بیان شد و فرمود: « فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنْبٰاءُ » (خبرها بر آنان کور شد) تا نشان دهد از هر سو در محاصره افتادهاند، همهٔ راهها به رویشان بسته است و اسباب و پیوندها از آنان گسسته شده است؛ چنانکه میفرماید: «وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبٰابُ» (بقره: ۱۶۶؛ و تمام پیوندها از آنان بریده شود). پس به دلیل از کار افتادنِ اسباب در آن روز، هیچ خبری به آنان راه نمییابد و چیزی نمییابند که برای رهایی از عذاب به آن عذر آورند.
و فرمودهٔ او: « فَهُمْ لاٰ يَتَسٰاءَلُونَ » (پس از یکدیگر چیزی نمیپرسند)، نتیجهای است که بر کور شدنِ خبرها بار شده است، از قبیل متفرع شدن برخی افراد عام بر خود عام؛ یعنی هیچیک از آنان از دیگری نمیپرسد تا به واسطهٔ آن عذری فراهم کنند و تکذیب پیامبران و رد کردنِ دعوتشان را توجیه نمایند.
آغاز و پایان این آیه به تفسیرهای فراوان و گوناگونی تفسیر شده است که پرداختن به آنها فایدهای ندارد؛ از این رو چشمپوشی از آنها را سزاوارتر دیدیم.