وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعۡبُدُ مِن دُونِ ٱللَّهِۖ إِنَّهَا كَانَتۡ مِن قَوۡمٖ كَٰفِرِينَ
و آنچه بهجای خدا میپرستید، او را [از ایمان] بازداشته بود؛ چراکه او از قومی کافر بود.
تفسیر آیهٔ ۴۳ سورهٔ نمل، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۳۶۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/27/43/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ صَدَّهٰا مٰا كٰانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنَّهٰا كٰانَتْ مِنْ قَوْمٍ كٰافِرِينَ »؛ «صدّ» به معنای بازداشتن و منصرفکردن است، و متعلَّقِ بازداشتن (آنچه او از آن بازداشته شده بود)، تسلیمشدن در برابر خداست؛ همان چیزی که وقتی به او فرمان داده میشود وارد کاخ شود، بدان گواهی میدهد و میگوید: «أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» (همراه سلیمان تسلیم خدایی شدم که پروردگار جهانیان است). اما سخن او در آیهٔ پیشین که گفت: « وَ كُنّٰا مُسْلِمِينَ »، مقصود تسلیمشدن و فرمانبرداریاش در برابر سلیمان (ع) بود.
این مطلبی است که سیاق آیات به دست میدهد، و مفسران وجوه دیگری در معنای آیه آوردهاند که از آنها صرفنظر کردیم.
و عبارت « إِنَّهٰا كٰانَتْ مِنْ قَوْمٍ كٰافِرِينَ » در مقام بیان علتِ بازداشتهشدن است؛ و معنایش این است: آنچه به جای خدا میپرستید — که بنا بر گزارشِ هدهد همان خورشید بود — او را از تسلیمشدن در برابر خدا بازمیداشت، و سبب آن نیز این بود که او از قومی کافر برخاسته بود و در کفرشان از آنان پیروی میکرد.