وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٖ
و نه دوستی صمیمی و دلسوز؛
تفسیر آیهٔ ۱۰۱ سورهٔ شعراء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۹۱ تا ۲۹۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/26/101/
ولا صديق حميم
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٖ
و نه دوستی صمیمی و دلسوز؛
تفسیر آیهٔ ۱۰۱ سورهٔ شعراء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۹۱ تا ۲۹۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/26/101/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۰۰ و ۱۰۱ با هم
خدای متعال میفرماید: « فَمٰا لَنٰا مِنْ شٰافِعِينَ وَ لاٰ صَدِيقٍ حَمِيمٍ » (پس اکنون ما نه شفاعتکنندگانی داریم، و نه دوستی صمیمی و دلسوز). «حمیم» بنا بر آنچه راغب اصفهانی ذکر کرده، خویشاوند یا دوست نزدیکِ دلسوز است.
این سخن، حسرت و اندوه آنان بر محروم ماندنشان از شفاعتِ شفاعتکنندگان و یاریِ دوستان است. در تعبیرِ « فَمٰا لَنٰا مِنْ شٰافِعِينَ » (پس ما را شفاعتکنندگانی نیست)، اشارهای است به اینکه در آنجا شفاعتکنندگانی هستند که برای برخی گناهکاران شفاعت میکنند؛ وگرنه سزاوار بود در کلام گفته شود: «فما لنا من شافع» (پس ما را هیچ شفاعتکنندهای نیست)؛ زیرا نکتهای در میان نبود که آوردن صیغهٔ جمع را اقتضا کند. و روایت شده است که آنان این سخن را هنگامی بر زبان میآورند که میبینند فرشتگان، پیامبران و مؤمنان در حال شفاعت کردن هستند.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۰۰ و ۱۰۱ با هم
و در «مجمعالبیان»، در روایتی مأثور از جابر بن عبدالله آمده است که گفت: شنیدم پیامبر (ص) میفرمود:
«إِنَّ الرَّجُلَ يَقُولُ فِي الْجَنَّةِ: مَا فَعَلَ صَدِيقِي؟ وَ صَدِيقُهُ فِي الْجَحِيمِ. فَيَقُولُ اللهُ: أَخْرِجُوا لَهُ صَدِيقَهُ إِلَى الْجَنَّةِ فَيَقُولُ مَنْ بَقِيَ فِي النَّارِ: « فَمٰا لَنٰا مِنْ شٰافِعِينَ وَ لاٰ صَدِيقٍ حَمِيمٍ »»؛ مردی در بهشت میگوید: دوست من چه شد؟ در حالی که دوستش در دوزخ است. پس خداوند میفرماید: دوستش را به خاطر او به بهشت ببرید؛ آنگاه کسانی که در آتش ماندهاند میگویند: «پس دیگر برای ما نه شفاعتکنندگانی هست و نه دوستی صمیمی و دلسوز».
تفسیر آیههای ۱۰۰ تا ۱۰۲ با هم
و با سند از حُمران بن اَعیَن روایت شده است که امام صادق (ع) فرمود: به خدا سوگند که سهبار برای شیعیانمان شفاعت خواهیم کرد، تا آنجا که مردم [یا دیگران] میگویند: « فَمٰا لَنٰا مِنْ شٰافِعِينَ وَ لاٰ صَدِيقٍ حَمِيمٍ » (پس برای ما نه شفاعتکنندگانی هست و نه دوستی صمیمی) تا این سخن که: «فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» (تا از مؤمنان باشیم). و در روایتی دیگر آمده است: تا آنجا که دشمن ما این سخن را میگوید.