قُلۡ مَا يَعۡبَؤُاْ بِكُمۡ رَبِّي لَوۡلَا دُعَآؤُكُمۡۖ فَقَدۡ كَذَّبۡتُمۡ فَسَوۡفَ يَكُونُ لِزَامَۢا
بگو: «اگر دعایتان نباشد، پروردگارم به شما اعتنایی ندارد؛ شما قطعاً تکذیب کردید، پس بهزودی [کیفر آن] گریبانگیرتان خواهد بود».
تفسیر آیهٔ ۷۷ سورهٔ فرقان، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۲۴۵ تا ۲۴۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/25/77/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قُلْ مٰا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لاٰ دُعٰاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزٰاماً » (بگو: اگر دعایتان نبود، پروردگارم به شما اعتنایی نداشت؛ ولی شما قطعاً تکذیب کردید، و این [کیفرِ تکذیب] دامنگیرتان خواهد بود). راغب در مفردات گفته است: «ما عبأتُ به» یعنی به او اعتنا و توجهی نکردم؛ و ریشهٔ آن از «عِبء» بهمعنای بار سنگین است، گویی گفته است:
«برای او وزن و ارزشی نمیبینم». خدای متعال میفرماید: « قُلْ مٰا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لاٰ دُعٰاؤُكُمْ » (بگو: اگر دعایتان نبود، پروردگارم به شما هیچ بهایی نمیداد). و برخی گفتهاند: این تعبیر از «عَبَأتُ الطّيبَ» (عطر را ذخیره و نگاهداری کردم) گرفته شده است، گویی فرموده است: «اگر دعایتان نبود، پروردگارم شما را باقی نگه نمیداشت». پایان سخن راغب.
گفته شده است: « دُعٰاؤُكُمْ » از باب اضافه شدنِ مصدر به مفعول است و فاعلِ آن، ضمیری است که به « رَبِّي » بازمیگردد (یعنی: اگر دعوت کردنِ پروردگارم از شما نبود)، و بر این اساس، جملهٔ « فَقَدْ كَذَّبْتُمْ » (چرا که شما تکذیب کردید) از قبیل متفرع ساختنِ سبب بر مسبب است؛ بهاینمعنا که سبب بهوسیلهٔ مسببِ خود آشکار شده است. و فرمودهٔ او: « فَسَوْفَ يَكُونُ لِزٰاماً »، یعنی تکذیب شما سخت ملازم و گریبانگیرتان خواهد شد، و در نتیجه به بدبختیِ ناگزیر و عذابی همیشگی مجازات میشوید.
و معنا چنین میشود: بگو شما نزد پروردگارم ارزش و منزلتی ندارید و بود و نبودتان نزد او یکسان است؛ زیرا حق را تکذیب کردهاید و دیگر امیدی به خیری در شما نیست، پس این تکذیب سخت دامنگیرتان خواهد بود؛ مگر اینکه خدا شما را فرامیخواند تا حجت را بر شما تمام کند، یا دعوتتان میکند تا شاید از تکذیب خویش بازگردید. و این، معنای نیکویی است.
و برخی گفتهاند: « دُعٰاؤُكُمْ » از قبیل اضافه شدنِ مصدر به فاعل است و مراد از آن، عبادتِ خدا بهدستِ آنان است؛ و معنا این است که: اگر عبادت و پرستش شما نبود، پروردگارم به شما اعتنایی نمیکرد یا شما را زنده و باقی نمیگذاشت.
اشکال این دیدگاه آن است که چنین معنایی با نتیجهگیریِ « فَقَدْ كَذَّبْتُمْ » از ماقبل سازگار نیست؛ زیرا در این صورت حق سخن آن بود که بفرماید: «و قد کذبتم!» (با اینکه شما تکذیب کردید). افزون بر این، مصدرِ اضافهشده به فاعل بر تحقق یافتنِ فعل از فاعل و پرداختنِ او به آن دلالت دارد، در حالی که مشرکان اهل دعا و عبادت خدای متعال نبودند؛ پس بنا بر این فرض، حق کلام آن بود که گفته شود: «لو لا أن تدعوه» (اگر نبود اینکه او را بخوانید). پس در این نکته دقت کن.
این آیه پایانبخش سوره است و به مقصود اصلی سوره و عصارهٔ سخن در آن بازمیگردد؛ مقصودی که عبارت است از پرداختن به اعتراض مشرکان بر پیامبر و بر قرآنِ نازلشده بر او، و تکذیب این دو از جانب آنان.
بحث روایی
و در «مجمعالبیان»، عیاشی با سند خود از بُرَید بن معاویهٔ عجلی روایت کرده است که گفت: به امام باقر (ع) عرض کردم: «كثره القراءه أفضل أو كثره الدعاء؟» (آیا قرائت بسیار [قرآن] برتر است یا دعای بسیار؟). فرمود: «كثره الدعاء أفضل» (دعای بسیار برتر است)، و این آیه را خواند.
میگویم: در انطباق این آیه با آنچه در روایت آمده است، ابهام وجود دارد.
و در تفسیر قمی، در روایت ابوالجارود از امام باقر (ع) دربارهٔ این سخن خدای عزّوجلّ آمده است:
« قُلْ مٰا يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لاٰ دُعٰاؤُكُمْ » (بگو: اگر دعایتان نبود، پروردگارم به شما اعتنایی نمیکرد)؛ میفرماید: «ما يفعل ربي بكم - فقد كذبتم فسوف يكون لزاما» (پروردگارم با شما چه کار دارد؟ شما که تکذیب کردید، پس بهزودی [کیفر آن، گریبانگیر و] ناگزیر خواهد بود).