وَٱحۡلُلۡ عُقۡدَةٗ مِّن لِّسَانِي
و گره از زبانم بگشای،
تفسیر آیهٔ ۲۷ سورهٔ طه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۱۴۵ تا ۱۵۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/20/27/
واحلل عقدة من لساني
وَٱحۡلُلۡ عُقۡدَةٗ مِّن لِّسَانِي
و گره از زبانم بگشای،
تفسیر آیهٔ ۲۷ سورهٔ طه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۱۴۵ تا ۱۵۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/20/27/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۵ تا ۳۵ با هم
خدای متعال میفرماید: «قٰالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي -إلي قوله- إِنَّكَ كُنْتَ بِنٰا بَصِيراً » (گفت: پروردگارا، سینهام را برایم گشاده گردان... ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۵ تا ۲۸ با هم
البته چهار آیهٔ نخست یعنی: «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي » إلخ (پروردگارا، سینهام را برایم گشاده گردان تا آخر)، فیالجمله از پیوند با امر نبوت—که همان دریافت عقاید دین و احکام عملی آن از پیشگاه ربوبی است—خالی نیست. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۷ و ۲۸ با هم
و سخن او که فرمود: «وَ احْلُلْ عُقْدَهً مِنْ لِسٰانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي » (و گرهی از زبانم بگشای * تا سخنم را بفهمند)، درخواست دیگری از اوست که به گرهی در زبانش بازمیگردد. نکره آمدنِ کلمه «عُقْدَهً » (گرهی) برای رساندن نوعیت است؛ از این رو وصفی در تقدیر دارد و آن وصف همان است که از عبارت «يَفْقَهُوا قَوْلِي » آشکار میشود؛ یعنی گرهی خاص که مانع فهمیده شدن سخنم باشد.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲۵ تا ۳۵ با هم
در کتاب «الدر المنثور» آمده است که ابنمَردُویه، خطیب [بغدادی] و ابنعَساکر از اسماء بنت عُمَیس روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا(ص) را در برابر کوه ثَبیر دیدم در حالی که میفرمود: «أشرق ثبير أشرق ثبير-اللهم إني أسألك بما سألك أخي موسى-أن تشرح لي صدري،و أن تيسر لي أمري-و أن تحل عقده من لساني يفقهوا قولي،و اجعل لي وزيرا من أهلي عليا أخي اشدد به أزري- و أشركه في أمري كي نسبحك كثيرا و نذكرك كثيرا-إنك كنت بنا بصيرا» (بتاب ای ثبیر! ادامه در متن کامل
میگویم: نزدیک به همین معنا از سَلَفی از امام باقر(ع) روایت شده است؛ و نیز در «مجمعالبیان» از ابنعباس، از ابوذر و از پیامبر(ص) روایتی نزدیک به آن نقل شده است. ادامه در متن کامل