وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ
و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، آنان اهل بهشتند و در آن جاودان خواهند بود.
تفسیر آیهٔ ۸۲ سورهٔ بقره، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱، صفحهٔ ۲۱۳ تا ۲۱۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/2/82/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان آیات
تفسیر آیههای ۷۵ تا ۸۲ با هم
سیاق آیات و بهویژه پایان آنها نشان میدهد که یهودیان نزد کافران، مخصوصاً کافران مدینه بهخاطر همسایگیشان، پیش از بعثت به عنوان پشتیبان پیامبر خدا شناخته میشدند و از دانش دین و کتاب آسمانی برخوردار بودند؛ از همین رو، امید به ایمان آوردن آنان بیشتر از دیگران بود و این انتظار وجود داشت که گروه گروه به او ایمان بیاورند تا پیامبر خدا با ایمانشان تقویت شود، نورش آشکار گردد و دعوتش گسترش یابد. ادامه در متن کامل
نخست اینکه دست به نفاق میزنند و برای در امان نگهداشتنِ خود از آزار، طعنه و کشتهشدن، به دروغ تظاهر به ایمان میکنند. ادامه در متن کامل
این نکته نیز از گواههای همان مطلبی است که کمی پیش آوردیم؛ بنیاسرائیل بهخاطر باور به اصالتِ ماده، دربارهٔ خدای پاک و منزه بر اساس قوانین و احکامِ جهان ماده داوری میکردند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۸۱ و ۸۲ با هم
بدان که این دو آیه از نظر معنا نزدیک به سخن خدای متعال است که میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هٰادُوا وَ النَّصٰاريٰ وَ الصّٰابِئِينَ» إلخ (بیتردید کسانی که ایمان آوردهاند و کسانی که یهودی شدهاند و مسیحیان و صابئیان...) (بقره: ۶۲)، و تنها تفاوت در این است که آن دو آیه، یعنی سخن خداوند: «بَليٰ مَنْ كَسَبَ سَيِّئَهً» (آری، هر کس بدی به دست آورد)، در مقام بیان این نکته است که ملاک سعادت و رستگاری، تنها حقیقت ایمان و کار شایسته است، نه ادعاها؛ و دو آیهٔ پیشین، یعنی فرمودهٔ خداوند: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا إلخ» (کسانی که ایمان آوردهاند...) در مقام بیان این مطلب بودند که ملاک در آن، تنها حقیقت ایمان و عمل صالح است، نه نامگذاری به این نامها.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۸۱ و ۸۲ با هم
میگویم: شیخ طوسی نیز در کتاب «أمالي» خود نزدیک به همین معنا را از پیامبر اکرم (ص) روایت کرده است. این دو روایت از باب جَری (تطبیق کلیات قرآن بر موارد جدید) و تطبیق آیه بر مصداق است؛ زیرا خداوند سبحان ولایت را حسنه و کار نیک شمرده، آنجا که میفرماید: «قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِي الْقُرْبيٰ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فِيهٰا حُسْناً» (شورى: ۲۳؛ بگو: بر این [رسالت] هیچ پاداشی از شما نمیخواهم مگر دوستی دربارهٔ نزدیکانم؛ و هر کس نیکی و کار شایستهای به دست آورد، برایش در آن پاداش نیک میافزاییم). همچنین ممکن است این روایت از باب تفسیر باشد؛ زیرا در سورهٔ مائده خواهد آمد که ولایت در حقیقت، عمل کردن به مقتضای توحید است، و این موضوع به علی (ع) نسبت داده شده است؛ چرا که ایشان نخستین کسی از این امت است که این درگاه را گشود. پس شکیبا باش تا شرح آن بیاید.