فَلَمَّا بَلَغَا مَجۡمَعَ بَيۡنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِي ٱلۡبَحۡرِ سَرَبٗا
پس هنگامی که به محل تلاقیِ میان آن دو [دریا] رسیدند، ماهیشان را از یاد بردند و ماهی راه خود را در دریا پیش گرفت و به درون آب رفت.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
۱. داستان موسی و خضر در قرآن:
تفسیر آیههای ۶۰ و ۶۱ با هم
خدای پاک و منزه به موسی وحی فرستاد که یکی از بندگانش دانشی دارد که نزد موسی نیست، و به او خبر داد که اگر به مجمعالبحرین (محل پیوند دو دریا) برود، او را در آنجا خواهد یافت؛ و او در همان جایی است که ماهیِ مرده در آن زنده میشود (یا ماهی در آن ناپدید میگردد).
تفسیر آیههای ۶۰ تا ۶۳ با هم
پس موسی بر آن شد که با آن دانشمند دیدار کند و اگر بشود بخشی از آنچه را نزد اوست بیاموزد، و جوان همراهش را از تصمیمی که گرفته بود آگاه ساخت. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۶۱ تا ۶۳ با هم
ناگهان ماهی تکانی خورد و زنده به دریا افتاد (یا در حالی که مرده بود در آن افتاد) و در آن ناپدید شد، در حالی که آن جوان این صحنه را میدید و از کار آن شگفتزده شده بود؛ جز اینکه فراموش کرد آن را برای موسی بازگوید، تا آنکه آن مکان را ترک کردند و راه افتادند و از مجمعالبحرین گذشتند و خستگی بر آنان چیره شد. موسی به او گفت: غذای چاشتمان را بیاور که بهراستی از این سفرمان رنج و خستگیِ بسیار دیدهایم. پس آن جوان آنچه را از ماجرای ماهی دیده بود به یاد آورد و به موسی گفت: هنگامی که به آن صخره پناه بردیم، ماهی زنده شد و به دریا افتاد و در آن شنا کرد تا ناپدید شد، و من میخواستم ماجرایش را برایت بازگویم، ولی شیطان آن را از یادم برد (یا: من ماهی را نزد صخره فراموش کردم و آن در دریا افتاد و ناپدید شد).
«بحث روایی»
تفسیر آیههای ۶۱ و ۶۳ با هم
این احادیث همگی در معنای آنچه از آغاز حدیث محمد بن عُماره آوردیم، و نیز در اینکه آن ماهیای که با خود برداشته بودند نزد صخره زنده شد و راه خود را به صورت تونلی در دریا در پیش گرفت، با یکدیگر هماهنگ و همداستاناند؛ اما در مسائل فراوانی که علاوه بر اصل داستانِ قرآن آوردهاند، با هم اختلاف دارند.
و از جملهٔ این اختلافها آن است که در برخی روایات آمده آن ماهی بریانشده بود، و در بیشتر روایات آمده که نمکسود بوده است.
در روایت مرسل قمی و احادیث شیخین (بخاری و مسلم)، نسائی، ترمذی و دیگران آمده است که کنار آن صخره، چشمهٔ حیات بود؛ حتی در روایت مسلم و جز او آمده است که آن آب، آبِ حیات بود که هر کس از آن مینوشید جاودانه میشد و هیچ مردهای به آن نزدیک نمیگشت مگر آنکه زنده میشد؛ پس چون فرود آمدند و ماهی با آب تماس یافت، زنده شد (تا پایان حدیث). در روایات دیگر آمده است که جوان همراه موسی از آن آب وضو گرفت و قطرهای از آن بر ماهی چکید و زنده شد؛ و در روایتی دیگر آمده است که او از آن آب نوشید، در حالی که چنین حقی نداشت، پس خضر او را گرفت و درون کشتی حبس کرد و در دریا رهایش ساخت و او تا روز قیامت میان امواج دریا خواهد بود؛ و در پارهای از روایات هم آمده که کنار صخره، همان چشمهٔ حیاتی بود که خضر از آن مینوشید، ولی دیگر روایات از یادکرد آن خالی است.
و از جملهٔ این اختلافها روایتی است که در صحاح چهارگانه [از کتب اهلسنت] و غیر آنها آمده است: «أن الحوت سقط في البحر فاتخذ سبيله في البحر سربا - فأمسك الله عن الحوت جرية الماء - فصار عليه مثل الطاق» الحدیث (ماهی در دریا افتاد و راه خود را در دریا به صورت شکافی پیش گرفت، و خداوند جریان آب را از مسیر ماهی بازداشت، به طوری که آب بر فراز آن مانند طاقی هلالی گشت؛ تا پایان حدیث). و در برخی از این روایات آمده است: «أن موسى بعد ما رجع أبصر أثر الحوت فأخذ أثر الحوت يمشيان على الماء حتى انتهيا إلى جزيرة من جزائر العرب» (موسی پس از آنکه بازگشت، ردّ پای ماهی را دید و ردّ پای آن را پی گرفتند و هر دو بر روی آب راه میرفتند تا به جزیرهای از جزایر عرب رسیدند). و در حدیث طبری از ابنعباس دربارهٔ این داستان آمده است: «فرجع يعني موسى حتى أتى الصخرة فوجد الحوت فجعل الحوت يضرب في البحر و يتبعه موسى يقدم عصاه يفرج بها عنه الماء و يتبع الحوت و جعل الحوت لا يمس شيئا من البحر إلا يبس حتى يكون صخرة» الحدیث (پس [موسی] بازگشت تا به آن صخره رسید و ماهی را یافت. ماهی در دریا حرکت میکرد و موسی در پی آن میرفت؛ عصایش را پیش میبرد و آب را با آن از پیش پای خود میشکافت و ماهی را دنبال میکرد، و ماهی به هر جای دریا که میرسید خشک میشد تا آنکه مانند صخرهای میگشت؛ تا پایان حدیث)؛ ولی برخی دیگر از روایات خالی از این مطالب است.
تفسیر آیههای ۶۰ تا ۶۵ با هم
و در همان کتاب، از عبدالله بن میمون قَدّاح، از امام صادق، از پدرش (علیهما السلام) روایت شده است که فرمود: ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۶۰ تا ۶۶ با هم
در حالی که موسی در میان گروهی از بنیاسرائیل نشسته بود، ناگاه مردی به او گفت: گمان نمیکنم کسی به خداوند داناتر از تو باشد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۶۱ سورهٔ کهف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۳۳۹ تا ۳۵۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/18/61/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَلَمّٰا بَلَغٰا مَجْمَعَ بَيْنِهِمٰا نَسِيٰا حُوتَهُمٰا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً » (پس چون به پیوندگاهِ میان آن دو رسیدند، ماهیشان را فراموش کردند، و ماهی راه خود را در دریا همچون نقبی در پیش گرفت). ظاهر این است که عبارت « مَجْمَعَ بَيْنِهِمٰا » از قبیل اضافه شدنِ صفت به موصوف است، و در اصل «میانِ دو دریا» بوده که به «پیوندگاهِ آن دو بودن» توصیف شده است.
و دربارهٔ فرمودهٔ خدا: « نَسِيٰا حُوتَهُمٰا » (ماهیشان را فراموش کردند)، دو آیهٔ بعد دلالت دارند بر اینکه آن ماهی، نمکسود یا بریانشده بود و آن دو، ماهی را با خود برداشته بودند تا در مسیر از آن تغذیه کنند، و ماهی زنده نبود؛ بلکه در همانجا زنده شد و راه خود را در دریا پیش گرفت، و آن جوان دید که ماهی زنده شد و در دریا غوطهور گشت، ولی فراموش کرد این موضوع را به موسی بازگوید؛ و موسی نیز فراموش کرد از او بپرسد ماهی کجاست؟ بر این اساس، معنای « نَسِيٰا حُوتَهُمٰا » با نسبت دادن فراموشی به هر دوی آنها این است که هر دو وضعیت ماهیشان را از یاد بردند؛ از این رو موسی فراموش کرد؛ بدینگونه که بودنِ ماهی در زنبیل را از یاد برد و جویای آن نشد، و آن جوان نیز ماهی را فراموش کرد، از آن رو که ماجرای شگفتانگیزی را که از کار ماهی دیده بود به موسی خبر نداد.
این مطلبی است که مفسران گفتهاند.
و بدان که آیات قرآن در زنده شدن ماهی پس از مردنش صراحتی ندارد، بلکه ظاهر فرمودهٔ او چنین است:
« نَسِيٰا حُوتَهُمٰا » (ماهیشان را فراموش کردند) و همچنین فرمودهاش: « نَسِيتُ الْحُوتَ » (ماهی را از یاد بردم) نشان میدهد که آن دو، ماهی را بر نقطهای از صخره که مشرف بر دریا بود گذاشته بودند، پس ماهی در دریا افتاد یا دریا با مَدّ و مانند آن ماهی را با خود برد و در آن ناپدید شد و به شکلی شگفتآور، همانند ورود به نقب، در اعماق آن فرو رفت؛ و مؤید این مطلب روایاتی است که نشان میدهد نشانهٔ موعود، گمشدن ماهی بود نه زنده شدنش؛ و خدا داناتر است.
و سخن خدا که میفرماید: « فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً » (پس ماهی راه خود را در دریا چون تونلی پیش گرفت)؛ «سَرَب» به معنای گذرگاه و راه عبور است، و «سَرَب» و «نَفَق» (تونل)، راهی است که در دل زمین کنده شده و روزنهای به بیرون ندارد. گویی راهی را که ماهی در درون آب برای خود گشود، به تونلی تشبیه کرده است که رونده در آن پیش میرود و ناپدید میگردد.