قَالَ إِنِّي لَيَحۡزُنُنِيٓ أَن تَذۡهَبُواْ بِهِۦ وَأَخَافُ أَن يَأۡكُلَهُ ٱلذِّئۡبُ وَأَنتُمۡ عَنۡهُ غَٰفِلُونَ
[پدر] گفت: «اینکه او را ببرید قطعاً مرا اندوهگین میکند، و میترسم در حالی که شما از او غافلید، گرگ او را بخورد.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۱ و ۱۳ با هم
در این هنگام [برادران] « قٰالُوا يٰا أَبٰانٰا مٰا لَكَ لاٰ تَأْمَنّٰا عَليٰ يُوسُفَ وَ إِنّٰا لَهُ لَنٰاصِحُونَ » (گفتند: ای پدر، تو را چه شده است که ما را بر یوسف امین نمیدانی، در حالی که ما قطعاً خیرخواه او هستیم؟). یعقوب گفت: « إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ-وَ أَخٰافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غٰافِلُونَ » (اینکه او را ببرید مرا سخت اندوهگین میسازد، و میترسم در حالی که شما از او غافلید گرگ او را بخورد). پس یوسف را با سنجشِ پیشامدها نزد خود نگاه داشت؛ این کار از سرِ بیم و احتیاط دربارهٔ یوسف بود؛ زیرا میترسید بلایی که از جانب خدای عزوجل برای یعقوب مقدر شده، به سبب جایگاه یوسف در دلش و شدت محبت به او، مشخصاً از طریق یوسف دامنگیرش شود.
تفسیر آیههای ۱۳ و ۱۴ با هم
[امام (ع)] فرمود: پس تقدیر و قضای الهی و فرمانِ نافذش دربارهٔ یعقوب، یوسف و برادرانش چیره گشت؛ چندان که نه یعقوب توانست بلا را از خود دفع کند و نه یوسف و دیگر فرزندانش. پس یوسف را به آنان سپرد، در حالی که از این کار کراهت داشت و از جانب خداوند دربارهٔ یوسف انتظار بلا را میکشید.
تفسیر آیههای ۸ و ۱۳ با هم
و در همان کتاب، از ابیخدیجه از مردی از امام صادق (علیهالسلام) روایت شده است که فرمود: «إنما ابتلي يعقوب بيوسف-أنه ذبح كبشا سمينا و رجل من أصحابه يدعى بيوم(بقوم)محتاج لم يجد ما يفطر عليه-فأغفله و لم يطعمه فابتلي بيوسف،و كان بعد ذلك كل صباح مناديه ينادي:» (یعقوب تنها از این رو به گرفتاریِ [فراقِ] یوسف دچار شد که قوچی فربه سر برید، در حالی که مردی از یارانش به نام بیوم (یا بقوم) نیازمند بود و چیزی برای افطار نمییافت، و یعقوب از او غفلت ورزید و طعامش نداد؛ پس به ماجرای یوسف مبتلا شد؛ و پس از آن، هر بامداد جارچیِ او ندا میداد:)
«من لم يكن صائما فليشهد غداء يعقوب،فإذا كان المساء نادى-من كان صائما فليشهد عشاء يعقوب.» («هر کس روزهدار نیست بر سر سفرهٔ صبحانهٔ یعقوب حاضر شود»، و چون غروب میشد ندا میداد: «هر کس روزهدار است بر سر شام یعقوب حاضر شود».)
تفسیر آیهٔ ۱۳ سورهٔ یوسف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۱، صفحهٔ ۹۸ تا ۱۱۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/12/13/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قٰالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخٰافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غٰافِلُونَ » (گفت: بردنِ او مرا سخت اندوهگین میسازد و میترسم در حالی که از او غافلید، گرگ او را بخورد).
این سخن، پاسخی است که پدرشان به درخواست آنان داد. او از خود نفی نکرد که به آنان دربارهٔ یوسف اطمینان ندارد، بلکه تنها حالت روحیاش را در صورت بردنِ یوسف بیان کرد؛ از این رو با تأکید گفت: « إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ » (بیگمان بردنِ او مرا اندوهگین میکند). او مانعِ اصلی را درون خود دانست که از بردنِ یوسف اندوهگین میشود، نه اینکه کارِ برادران را ذاتاً موجب حزن بداند؛ این شیوه از روی لطف و مدارا در پاسخگویی با آنان بود تا عناد و لجاجتشان برانگیخته نشود، و این از نکتههای بسیار لطیف است.
و در اینباره با این سخن خود نزد آنان عذر آورد: « وَ أَخٰافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غٰافِلُونَ » (و میترسم در حالی که از او غافلید، گرگ او را بخورد). این عذری موجّه و پذیرفتنی است؛ زیرا بیابانهای دارای چراگاه که چارپایان به آنجا میروند و گوسفندان در آن میچرند، طبعاً از گرگها یا درندگانی که به قصد شکار به آنجا میآیند و در کمین مینشینند خالی نیست؛ پس ممکن است برادران به کاری از کارهای خود سرگرم شوند و از او غفلت کنند و در نتیجه گرگ او را بخورد.