قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ
بگو: به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱ تا ۵ با هم
این سوره فرمانی است به پیامبر (ص) که از هر بدی و شری، و بهویژه از برخی شرور، به خدا پناه ببرد؛ و چنانکه از روایاتِ سببِ نزول برمیآید، این سوره مدنی است. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۵ با هم
در کتاب «الدر المنثور»، عبد بن حمید از زید بن اسلم روایت کرده است که گفت: «سحر النبي ص رجل من اليهود فاشتكى-فأتاه جبريل فنزل عليه بالمعوذتين و قال:إن رجلا من اليهود سحرك و السحر في بئر فلان-فأرسل عليا فجاء به فأمره أن يحل العقد و يقرأ آية-فجعل يقرأ و يحل حتى قام النبي ص كأنما نشط من عقال:» (مردی از یهود پیامبر (ص) را جادو کرد و آن حضرت رنجور شد. ادامه در متن کامل
میگویم: در کتاب «طب الأئمه» نیز با سندِ آن تا محمد بن سنان از مفضّل، از امام صادق (ع) مانندِ همین روایت نقل شده است. ادامه در متن کامل
دربارهٔ همین معنا، روایات فراوانی از طریق اهل سنت با اندکی اختلاف نقل شده است، و در بیش از یکی از آنها آمده است که پیامبر همراه علی (ع)، زبیر و عمار را نیز فرستاد. ادامه در متن کامل
ایرادی که برخی به مضمون این روایات گرفتهاند مبنی بر اینکه پیامبر (ص) از اثر جادو در امان بود، پس چگونه [چنین چیزی ممکن است؟] در حالی که خداوند متعال فرموده است: «وَ قٰالَ الظّٰالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاّٰ رَجُلاً مَسْحُوراً انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثٰالَ فَضَلُّوا فَلاٰ يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلاً» (فرقان: ۹… ادامه در متن کامل
پاسخ این اشکال آن است که مقصود کافران از «مسحور» و دیوانه، تباهی عقل بر اثر جادو بوده است؛ اما اثرپذیری پیامبر از جادو به صورت بیماریای که در بدنش پدید آید و مانند آن، هیچ دلیلی بر مصونیت ایشان از آن وجود ندارد. ادامه در متن کامل
در کتاب «مجمع البیان» روایت شده است: پیامبر (ص) بارها و بسیار، حسن و حسین (ع) را با این دو سوره تعویذ میکرد (به پناه خدا میسپرد). ادامه در متن کامل
و در همان کتاب از عقبة بن عامر نقل شده که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: «آیاتی بر من نازل شده که مانند آنها نازل نشده است: دو سورهٔ معوّذتین (فلق و ناس)». ادامه در متن کامل
میگویم: در کتاب «الدر المنثور» نیز این روایت به ترمذی، نسائی و دیگران نسبت داده شده است؛ و روایتی هممعنای آن از طبرانی در کتاب «المعجم الاوسط» از ابنمسعود نیز نقل شده است. ادامه در متن کامل
در کتاب «الدر المنثور» آمده است که احمد، بزار، طبرانی و ابنمردویه با سندهای معتبر از ابنعباس و ابنمسعود روایت کردهاند که او (ابنمسعود) دو سورهٔ معوّذتین را از مصحف میتراشید و پاک میکرد و میگفت: «قرآن را با آنچه از آن نیست درنیامیزید؛ این دو از کتاب خدا نیستند، بلکه فقط به پیامبر فرمان داده شده بود که با آنها [به خدا] پناه ببرد»، و خودِ ابنمسعود آن دو را [در نماز] نمیخواند. ادامه در متن کامل
میگویم: سپس سیوطی نقل میکند که بزار گفته است: هیچیک از صحابه در این سخن از ابنمسعود پیروی نکرد؛ و به درستی و صحت ثابت شده است که پیامبر (ص) آن دو را در نماز قرائت فرمود و ما نیز آنها را در مصحف ثبت کردهایم؛ پایان. ادامه در متن کامل
در تفسیر قمی، به سند خود از ابوبکر حضرمی نقل کرده است که گفت: به امام باقر (ع) عرض کردم: ابنمسعود دو سورهٔ معوّذتین را از مصحف پاک میکرد. ادامه در متن کامل
میگویم: در این زمینه روایات فراوانی از طریق هر دو مذهب (شیعه و اهل سنت) وجود دارد، افزون بر اینکه میان همهٔ مسلمانان تواتری قطعی (نقلهای پیاپی و تردیدناپذیر) هست بر اینکه این دو سوره بخشی از قرآن هستند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱ سورهٔ فلق، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۳۹۲ تا ۳۹۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/113/1/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ » (بگو: به پروردگار سپیدهدم پناه میبرم). «عَوْذ» (پناه بردن) همان خویشتنداری و در امان ماندن از شر است، با پناه بردن به کسی که آن شر را برطرف میکند. «فَلْق» (با فتحِ اول و سکونِ دوم) به معنای شکافتن و جدا کردن است؛ و «فَلَق» (با دو فتحه) صفت مشبهه به معنای اسم مفعول است، مانند «قَصَص» که به معنای «مَقْصوص» (روایتشده) به کار میرود. کاربرد غالب این واژه برای صبح است، زیرا صبح از دل تاریکی شکافته میشود؛ بر این پایه، معنا چنین خواهد بود: به پروردگارِ صبح پناه میبرم، همو که آن را میشکافد و پدید میآورد. تناسب این تعبیر با پناه بردن از شری که روی خیر را میپوشاند و مانع رسیدن به آن میشود، کاملاً آشکار است.
و گفته شده است: مراد از «فلق» هر آن چیزی است که با آفرینش و پدیدآوردن شکافته و پدیدار میشود؛ چراکه در آفرینش و ایجاد، گویی پردهٔ نیستی شکافته میشود و موجود به هستی درمیآید، بنابراین با «مخلوق» برابر خواهد بود. و نیز گفته شده است: فلق چاهی در دوزخ است، و پارهای از روایات هم این معنا را تأیید میکند.
بحث روایی
در کتاب «الدر المنثور» آمده است که ابنجریر از ابوهریره و او از پیامبر (ص) روایت کرده است که فرمود: «فلق، چاهی سرپوشیده در دوزخ است».
میگویم: روایات متعددی به همین معنا وارد شده است؛
در برخی از آنها آمده است که پیامبر (ص) فرمود: «باب في النار إذ فتح سعرت جهنم»؛ [فلق] دری است در دوزخ که چون گشوده شود، دوزخ شعلهور میگردد؛ این روایت را عقبه بن عامر نقل کرده است،
و در برخی از آنها آمده است: «بئر في جهنم إذا سعرت جهنم فمنه تسعر»؛ [فلق] چاهی است در جهنم که هرگاه دوزخ شعلهور شود، از آن شعله میکشد؛ این روایت را عمرو بن عنبسه نقل کرده است، و روایاتی دیگر نیز از این قبیل وجود دارد.
و در «مجمعالبیان» آمده است که گفته شد: «الفلق جب في جهنم- يتعوذ أهل جهنم من شده حره»؛ «فلق چاهی در جهنم است که دوزخیان از شدت گرمایش به خدا پناه میبرند». این سخن از سُدّی نقل شده و ابوحمزهٔ ثمالی و علی بن ابراهیم نیز آن را در تفسیرهای خود روایت کردهاند.