سورهٔ ۱۰۸ · جلد ۲۰ المیزان

تفسیر آیهٔ ۳ سورهٔ کوثر

إن شانئك هو الأبتر

سورهٔ ۱۰۸ · آیهٔ ۳

إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلۡأَبۡتَرُ

همانا دشمن کینه‌توزِ تو خود بی‌نسل و بی‌دنباله است.

تفسیر این آیه در المیزان

بیان

خدای متعال می‌فرماید: « إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » (بی‌تردید دشمنِ کینه‌توزِ تو خود بی‌نسل و دم‌بریده است). «شانئ» به‌معنای شخص کینه‌توز و دشمن، و «أبتر» به‌معنای کسی است که نسلی در پی ندارد؛ و این دشمن کینه‌توز همان عاص بن وائل بود.

و گفته شده است: مراد از «أبتر»، بریده از خیر یا جداافتاده از قومِ خویش است؛ اما چنان‌که دانستی، روایاتِ شأن نزولِ این سوره با این معنا سازگار نیست و این روایات به‌زودی خواهد آمد.

بحث روایی

و در کتاب «الدر المنثور»، ابن سعد و ابن عساکر به طریق کلبی از ابوصالح و او از ابن‌عباس روایت کرده‌اند که گفت: بزرگ‌ترین فرزند پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) قاسم بود، سپس زینب، سپس عبدالله، سپس ام‌کلثوم، سپس فاطمه و سپس رقیه. قاسم در مکه درگذشت و او نخستین فرزند ایشان بود که از دنیا رفت، سپس عبدالله درگذشت. پس عاص بن وائل سهمی گفت: نسل او قطع شد و او بی‌نسل (ابتر) است. آنگاه خداوند این آیه را نازل کرد: « إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » (بی‌گمان دشمن کینه‌توزِ تو خود بی‌دنباله است).

و در همان کتاب، زبیر بن بکّار و ابن عساکر از امام صادق از پدرش (علیهماالسلام) روایت کرده‌اند که فرمود: قاسم، فرزند پیامبر خدا، در مکه درگذشت. پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در حالی که از تشییع جنازهٔ او بازمی‌گشت، از کنار عاص بن وائل و پسرش عمرو گذشت. عمرو هنگامی که پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را دید گفت: من به او کینه می‌ورزم. پس عاص بن وائل گفت: قطعاً او دیگر بی‌نسل شده است. پس خداوند نازل فرمود: « إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » (بی‌تردید دشمن تو، همو بی‌دنباله است).

و در همان کتاب، ابن ابی‌حاتم از سُدّی روایت کرده است که گفت: قریش هرگاه فرزندان پسرِ مردی می‌مردند، می‌گفتند: فلانی ابتر شد. پس هنگامی که پسرِ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) درگذشت، عاص بن وائل گفت: او ابتر شد؛ و ابتر به معنای فردِ تنها و بی‌دنباله است.

می‌گویم: در برخی روایات آمده است که آن دشمنِ کینه‌توز، ولید بن مغیره بوده است؛ در برخی دیگر، ابوجهل؛ در برخی، عقبة بن ابی‌معیط؛ و در برخی روایات، کعب بن اشرف ذکر شده است؛ اما آنچه پیش‌تر بیان شد، مورد اعتماد و معتبر است.

و مؤید این مطلب روایتی است که:

در کتاب «احتجاج» طبرسی، از حسن بن علی (ع) نقل شده که در گفت‌وگویی خطاب به عمرو بن عاص فرمود: «وَ أَنَّكَ وُلِدْتَ عَلَى فِرَاشٍ مُشْتَرَكٍ، فَتَحَاكَمَتْ فِيكَ رِجَالُ قُرَيْشٍ» «مِنْهُمْ أَبُو سُفْيَانَ بْنُ حَرْبٍ، وَ الْوَلِيدُ بْنُ الْمُغِيرَةِ، وَ عُثْمَانُ بْنُ الْحَارِثِ، وَ النَّضْرُ بْنُ الْحَارِثِ بْنِ كَلَدَةَ، وَ الْعَاصُ بْنُ وَائِلٍ، كُلُّهُمْ يَزْعُمُ أَنَّكَ ابْنُهُ، فَغَلَبَهُمْ عَلَيْكَ مِنْ بَيْنِ قُرَيْشٍ أَلأَمُهُمْ حَسَباً، وَ أَخْبَثُهُمْ مَنْصِباً، وَ أَعْظَمُهُمْ بَغْيَةً» (و تو در بستری مشترک زاده شدی و مردان قریش دربارهٔ [نسب] تو به داوری نشستند و از جملهٔ آنان ابوسفیان بن حرب، ولید بن مغیره، عثمان بن حارث، نضر بن حارث بن کَلَده و عاص بن وائل بودند که همگی ادعا می‌کردند تو پسر او هستی؛ اما از میان قریش، فرومایه‌ترینشان از نظر تبار، پلیدترینشان از حیث جایگاه و رسواترینشان در زناکاری بر دیگران چیره شد [و تو به او منسوب شدی]).

«ثُمَّ قُمْتَ خَطِيباً وَ قُلْتَ: أَنَا شَانِئُ مُحَمَّدٍ، وَ قَالَ الْعَاصُ بْنُ وَائِلٍ: إِنَّ مُحَمَّداً رَجُلٌ أَبْتَرُ لاَ وَلَدَ لَهُ، قَدْ مَاتَ انْقَطَعَ ذِكْرُهُ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: « إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » الحديث» (سپس به سخنرانی ایستادی و گفتی: من دشمن محمدم؛ و عاص بن وائل نیز گفت: محمد مردی بی‌فرزند و بی‌دنباله (أبتر) است و نسلی ندارد، هرگاه بمیرد یاد و نامش برچیده می‌شود؛ پس خدای تبارک و تعالی نازل فرمود: «بی‌گمان دشمنِ کینه‌توزِ تو خود بی‌دنباله است» تا آخر حدیث).

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۱ و ۳ با هم

در دو دیدگاه نخست به برخی روایات استناد شده است، اما سایر اقوال خالی از ادعای بی‌دلیل (تحکّم) نیست. به هر روی، فرمودهٔ خداوند در پایان سوره که: « إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » (همانا دشمن کینه‌توزِ تو خود بی‌دنباله و بی‌نسل است) — با توجه به اینکه ظاهرِ واژهٔ «أبتر» کسی است که نسلش قطع شده، و ظاهر این جمله آن است که از باب «قصر قلب» (وارونه ساختن ادعای دشمن و رد سخن او به خودش) باشد — [بیانگر این است] که یا تنها فراوانیِ نسل پیامبر (ص) از «کوثر» اراده شده که به آن حضرت عطا گردیده، و یا مقصود از آن همان خیر فراوان است و کثرت ذریه نیز در ضمن خیر فراوان اراده شده است؛ چرا که اگر چنین نبود، تثبیت و استوار ساختن کلام با جملهٔ « إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » بدون فایده می‌ماند.

تفسیر آیه‌های ۱ تا ۳ با هم

روایات فراوانی حاکی از آن است که این سوره دربارهٔ کسی نازل شده که پیامبر(ص) را پس از درگذشت دو فرزند پسرش، قاسم و عبدالله، به بی‌نسل بودن سرزنش کرد. با این بیان، سخن کسانی رد می‌شود که گفته‌اند: مراد آن بدخواه از گفتن « اَلْأَبْتَرُ »، بریده از قوم خود یا محروم از خیر بوده و خدا نیز در پاسخش آورده است که خودِ او از هر خیری محروم و بریده است.

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۳ سورهٔ کوثر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۳۷۰ تا ۳۷۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/108/3/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی