إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ
بیتردید ما به تو کوثر (خیر فراوان) عطا کردیم.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱ و ۳ با هم
در دو دیدگاه نخست به برخی روایات استناد شده است، اما سایر اقوال خالی از ادعای بیدلیل (تحکّم) نیست. به هر روی، فرمودهٔ خداوند در پایان سوره که: « إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » (همانا دشمن کینهتوزِ تو خود بیدنباله و بینسل است) — با توجه به اینکه ظاهرِ واژهٔ «أبتر» کسی است که نسلش قطع شده، و ظاهر این جمله آن است که از باب «قصر قلب» (وارونه ساختن ادعای دشمن و رد سخن او به خودش) باشد — [بیانگر این است] که یا تنها فراوانیِ نسل پیامبر (ص) از «کوثر» اراده شده که به آن حضرت عطا گردیده، و یا مقصود از آن همان خیر فراوان است و کثرت ذریه نیز در ضمن خیر فراوان اراده شده است؛ چرا که اگر چنین نبود، تثبیت و استوار ساختن کلام با جملهٔ « إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » بدون فایده میماند.
تفسیر آیههای ۱ تا ۳ با هم
روایات فراوانی حاکی از آن است که این سوره دربارهٔ کسی نازل شده که پیامبر(ص) را پس از درگذشت دو فرزند پسرش، قاسم و عبدالله، به بینسل بودن سرزنش کرد. با این بیان، سخن کسانی رد میشود که گفتهاند: مراد آن بدخواه از گفتن « اَلْأَبْتَرُ »، بریده از قوم خود یا محروم از خیر بوده و خدا نیز در پاسخش آورده است که خودِ او از هر خیری محروم و بریده است.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ و ۲ با هم
و در همان کتاب، ابن ابیحاتم، حاکم، ابنمردویه و بیهقی در سنن خویش از علی بن ابیطالب(ع) روایت کردهاند که فرمود: هنگامی که این سوره، « إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ »، بر پیامبر(ص) نازل شد، پیامبر(ص) به جبرئیل فرمود: «این نحیره (قربانیای) که پروردگارم مرا بدان فرمان داده چیست؟» جبرئیل گفت: «آن، قربانیکردن نیست؛ بلکه [خداوند] به تو فرمان میدهد هرگاه برای نماز تکبیرةالاحرام گفتی، دستانت را هنگام تکبیر گفتن، هنگام رکوع رفتن و هنگام سر برداشتن از رکوع بالا ببری؛ چراکه این، نماز ما و نماز فرشتگانی است که در آسمانهای هفتگانهاند؛ و هر چیزی زینتی دارد و زینتِ نماز، بالا بردن دستها با هر تکبیر است».
تفسیر آیهٔ ۱ سورهٔ کوثر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۳۷۰ تا ۳۷۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/108/1/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ » (همانا ما به تو کوثر عطا کردیم)؛ در مجمعالبیان آمده است: «الکوثر» بر وزن «فَوْعَل» است و به چیزی گفته میشود که ویژگیاش کثرت و فراوانی باشد، و کوثر همان خیرِ فراوان است؛ پایان سخن.
دربارهٔ تفسیر کوثر، دیدگاهها بهگونهای شگفت با یکدیگر اختلاف پیدا کرده است؛ چنانکه گفته شده: همان خیر فراوان است؛ و گفته شده: نهری در بهشت است؛ و گفته شده: حوض پیامبر (ص) در بهشت یا در محشر است؛ و گفته شده: فرزندان آن حضرت است؛ و گفته شده: اصحاب و پیروان او (ص) تا روز قیامتاند؛ و گفته شده: عالمان امت او (ص) هستند؛ و گفته شده: قرآن است که فضایلش بسیار است؛ و گفته شده: نبوت است؛ و گفته شده: آسان ساختن قرآن و سبک کردن احکام شرعی است؛ و گفته شده: اسلام است؛ و گفته شده: توحید است؛ و گفته شده: علم و حکمت است؛ و گفته شده: فضایل آن حضرت (ص) است؛ و گفته شده: مقام محمود (مقام والای شفاعت) است؛ و گفته شده: نور قلب شریف اوست؛ تا سخنانی دیگر از این قبیل، به طوری که از بعضی نقل شده است شمار این اقوال را به بیست و شش قول رساندهاند.
از آنجا که در عبارت « إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ » (ما به تو بخشیدیم)، منّتی بر آن حضرت(ص) نهفته است، تعبیر با ضمیر متکلم معالغیر (ضمیر جمعِ «ما») آمده که بر عظمت دلالت دارد؛ و به دلیل آنکه مقصودْ آرامشبخشیدن و شادمانکردن دل شریف او بوده، جمله با «إِنَّ» (همانا) تأکید شده و با واژهٔ «إعطاء» (بخشش) بیان گردیده که ظهور در تملیک (بهملکیت درآوردن) دارد.
این جمله خالی از دلالت بر این نکته نیست که فرزندان فاطمه(ع) همان نسل و ذریهٔ پیامبر(ص) هستند؛ و این مطلب خودْ از پیشگوییهای غیبیِ قرآن کریم (ملاحم: اخبار غیبی از رخدادهای آینده) است، زیرا خدای متعال پس از او نسلش را چنان فزونی بخشید که هیچ نسلی در فراوانی با آنان برابری نمیکند، با وجود همهٔ مصیبتهایی که بر سرشان فرود آمد و کشتارهای هولناکی که جمعیتهای بسیاری از ایشان را به کام نیستی کشاند.
بحث روایی
در کتاب «الدر المنثور»، بخاری، ابنجریر و حاکم از طریق ابوبشر، از سعید بن جبیر، از ابنعباس روایت کردهاند که گفت: «کوثر، همان خیری است که [خدا] به او عطا فرمود». ابوبشر میگوید به سعید بن جبیر گفتم: مردم گمان میکنند که آن، نهری در بهشت است! گفت: «آن نهری هم که در بهشت است، از همان خیری است که خدا به او عطا فرموده است».
و در «تفسیر قمی» ذیل آیهٔ « إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ » آمده است: «الْكَوْثَرُ نَهْرٌ فِي الْجَنَّةِ أَعْطَى اللَّهُ مُحَمَّداً (ص) عِوَضاً عَنِ ابْنِهِ إِبْرَاهِيمَ» (کوثر نهری در بهشت است که خداوند در عوضِ [درگذشتِ] فرزندش ابراهیم، به حضرت محمد (ص) عطا فرمود).
میگویم: این روایت گذشته از مرسلبودن (افتادگی سند) و مضمربودن (ذکرنشدن نام صریح امام در متن روایت)، با سایر روایات نیز ناسازگار است؛ هرچند تفسیر «کوثر» به نهری در بهشت، با تفسیر آن به «خیر کثیر» منافاتی ندارد، چنانکه پیشتر در روایت ابنجبیر گذشت.