وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا
سوگند به اسبان دوندهای که نفسنفس میزنند،
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱ تا ۵ با هم
بنابراین، تنها برداشتِ درست، حمل کردن این آیات بر اسبان جنگاوران است. سیاق آیات، بهویژه عبارتهای « فَالْمُغِيرٰاتِ صُبْحاً » و « فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً »، نشان میدهد که این ماجرا مربوط به جنگی معین و مشخص بوده است که خداوند در آن، به اسبانِ دوندهٔ مجاهدان سوگند یاد کرده است. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ تا ۱۱ با هم
و گفته شده است: این سوره هنگامی نازل شد که پیامبر (ص) علی (ع) را به غزوهٔ «ذاتالسلاسل» فرستاد و ایشان بر دشمنان تاخت و آنان را درهم شکست؛ و این پس از آن بود که پیامبر بارها دیگر صحابه را به سوی آنان فرستاده بود، اما هر یک از آنان نزد پیامبر خدا (ص) بازگشته بودند. ادامه در متن کامل
و همین مطلب در روایتی طولانی از امام صادق (ع) نیز نقل شده است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱ سورهٔ عادیات، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۳۴۵ تا ۳۴۷ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/100/1/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ الْعٰادِيٰاتِ ضَبْحاً ». «عادیات» از مادهٔ «عدو» به معنای با سرعت دویدن است و «ضَبْح» صدای نفسهای اسب هنگام دویدن است که ویژگیِ شناختهشده و معهودِ اسبهاست، گرچه ادعا شده این حالت برای بسیاری از حیوانات دیگر نیز رخ میدهد. معنای آیه چنین است: سوگند میخورم به اسبهایی که میدوند و با نفسنفسزدن، صدا سر میدهند.
و گفته شده است: مراد از آن، شتران حاجیان هنگام حرکت شتابان با سوارانشان از مشعر (مزدلفه) به سوی منا در روز عید قربان است؛ و نیز گفته شده است:
مراد، شتران رزمندگان است؛ در حالی که ویژگیهای ذکرشده در آیههای بعدی با این فرض که مراد از «عادیات» شتران باشد، سازگار نیست.
بحث روایی
در «مجمع [البیان]» از مقاتل نقل شده است که گفت: پیامبر خدا (ص) سریهای (سپاهی کوچک) را به سوی تیرهای از قبیلهٔ کنانه فرستاد و مُنذِر بن عَمرو انصاری، یکی از نقیبان را به فرماندهی آنان گماشت. بازگشتشان به درازا کشید، پس منافقان گفتند: همگی کشته شدهاند؛ از این رو خدای متعال با این کلام خود از حال آنان خبر داد: « وَ الْعٰادِيٰاتِ ضَبْحاً » (سوگند به اسبان دونده در حالی که نفسنفس میزنند).