فَلَمَّآ أَلۡقَوۡاْ قَالَ مُوسَىٰ مَا جِئۡتُم بِهِ ٱلسِّحۡرُۖ إِنَّ ٱللَّهَ سَيُبۡطِلُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُصۡلِحُ عَمَلَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ
پس هنگامی که افکندند، موسی گفت: «آنچه آوردهاید سحر است؛ بیگمان خداوند بهزودی آن را باطل خواهد ساخت، چراکه خدا کار تبهکاران را به سامان نمیرساند.»
تفسیر آیهٔ ۸۱ سورهٔ یونس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۱۱۰ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/10/81/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « فَلَمّٰا أَلْقَوْا قٰالَ مُوسيٰ مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ » (پس چون افکندند، موسی گفت: آنچه آوردهاید جادوست). این سخنِ موسی (ع) بیان حقیقتی از حقایق است تا آن حقیقتی که خداوند به زودی به دست او آشکار خواهد ساخت بر آن منطبق شود؛ همان تبدیل شدن عصا به اژدهایی که ریسمانها و عصاهای افکندهٔ آنان را که با جادوی خود به شکل مارها و اژدهایان درآورده بودند، ببلعد.
حقیقتی که موسی برای آنان روشن ساخت این بود که آنچه آوردهاند جادوست، و ویژگی جادو آن است که چیزی را که حقّ واقعی نیست، در دیدگان و حواس مردم به صورت حقی واقعی جلوهگر سازد؛ و از آنجا که جادو ذاتاً باطل است، خداوند حتماً آن را باطل خواهد کرد؛ زیرا سنت الهی بر تثبیت و استواریِ تکوینیِ حق و نابودی و زوال باطل جاری است. پس چیرگی و دوام همواره از آنِ حق است، هرچند باطل گاه جولانی داشته باشد.
از این رو، جملهٔ « إِنَّ اللّٰهَ سَيُبْطِلُهُ » (بیگمان خدا آن را باطل خواهد کرد) را با این سخن تعلیل فرمود که: « إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ » (همانا خدا کار تبهکاران را به سامان نمیرساند و اصلاح نمیکند)؛ چرا که صلاح و فساد دو امرِ رویاروی یکدیگرند و سنت الهی بر این جاری است که آنچه شایسته است اصلاح فرماید و آنچه فاسد است تباه سازد؛ یعنی بر هر یک، اثر مناسب و ویژهٔ خودش را بار کند. اثر عمل صالح آن است که با دیگر حقایق هستی در نظامی که بر آن جریان دارد هماهنگ باشد و با آنها درآمیزد و پیوند یابد؛ از این رو خدای پاک و منزه آن را به کمال میرساند و بر مقتضای سرشتش جاری میسازد. در مقابل، اثر عمل فاسد آن است که با دیگر حقایق جهان در مقتضیات طبیعی و ساختار تکوینیشان سازگار نیست؛ بنابراین، خود امری استثنایی و ناهماهنگ است، و اگر خداوند آن را در همان حالِ فسادش سامان میداد، این کار به تباهی نظام هستی میانجامید.
در نتیجه، دیگر اسباب هستی با تمام توانها و ابزارهای کارآمد خویش با آن به مقابله برمیخیزند و اگر ممکن باشد، آن را به مدار و شیوهٔ درست بازمیگردانند وگرنه بیگمان آن را باطل و نابود کرده، از صفحهٔ وجود محو میسازند.
این حقیقت اقتضا میکند که سحر و هر باطل دیگری در پهنهٔ هستی پایدار نماند، و خدای پاک و منزه این حقیقت را در کلام خویش در جاهای گوناگون بیان فرموده است؛ مانند این فرمودهاش: « وَ اللّٰهُ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الظّٰالِمِينَ » (و خدا مردم ستمکار را هدایت نمیکند)، و این سخنش: « وَ اللّٰهُ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفٰاسِقِينَ » (و خدا مردم نافرمان را هدایت نمیکند)، و این کلامش: «إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذّٰابٌ» (مؤمن: ۲۸) (همانا خدا کسی را که زیادهخواه و دروغپرداز است هدایت نمیکند)، و از آن جمله سخن او در همین آیه است: « إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ » (بیگمان خدا کار مفسدان را سامان نمیبخشد).