قَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدٗاۗ سُبۡحَٰنَهُۥۖ هُوَ ٱلۡغَنِيُّۖ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ إِنۡ عِندَكُم مِّن سُلۡطَٰنِۭ بِهَٰذَآۚ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ
گفتند: خدا فرزندی برگزیده است. او منزه است! او بینیاز است؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آنِ اوست؛ شما بر این ادعا هیچ برهانی نزد خود ندارید؛ آیا چیزی را به خدا نسبت میدهید که بدان دانشی ندارید؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۶۸ و ۶۹ با هم
خدای متعال میفرماید: « قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَي اللّٰهِ الْكَذِبَ لاٰ يُفْلِحُونَ » (بگو: کسانی که بر خدا دروغ میبندند رستگار نمیشوند). این سخن، بیمدادن و هشداری است نسبت به فرجام شوم آنان. و در این دو آیه التفاتِ (تغییر سیاق سخن) لطیفی به کار رفته که آشکار است؛ زیرا خداوند نخست سخن آنان را با سیاق غایب حکایت کرد که: « اِتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً » (خداوند فرزندی برگزیده است)، سپس مانند کسی که از نسبتهای ناروا و تهمتهایشان به خشم آمده، آنان را مخاطب ساخت و فرمود: « إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطٰانٍ بِهٰذٰا أَ تَقُولُونَ عَلَي اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ » (آیا هیچ دلیلی بر این ادعا نزد شما هست؟ آیا چیزی را که نمیدانید به خدا نسبت میدهید؟)، و در این خطاب، ناشناس و در پرده سخن گفت بیآنکه خود را به آنان بشناساند، آنجا که فرمود:
« عَلَي اللّٰهِ » (بر خدا)؛ و نفرمود «بر من» یا «بر ما»، تا عظمت مقامش از اینکه بهطور آشنا با آنان همسخن شود محفوظ بماند. سپس برای پیراسته ماندن از ساحت نادانیِ آنان، از ایشان روی گرداند و دوباره پیامبرش را مخاطب ساخت و فرمود: « قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَي اللّٰهِ الْكَذِبَ لاٰ يُفْلِحُونَ » (بگو: بیتردید کسانی که بر خدا دروغ میبندند، رستگار نمیشوند)؛ زیرا این سخن، بیمدادن است و بیمدادن، شأن پیامبر است.
تفسیر آیهٔ ۶۸ سورهٔ یونس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۹۵ تا ۹۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/10/68/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ » تا پایان آیه (گفتند: «خداوند فرزندی برگزیده است!» منزه است او؛ او بینیاز است؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آنِ اوست...). فرزندآوری (استیلاد) به همان معنای شناختهشده میان مردم، این است که موجود زنده بخشی از اجزای مادیاش را جدا کند و آن را از راه بارداری یا تخمگذاری بهتدریج پرورش دهد تا فردی همانند خودش پدید آید. بهویژه انسان در این میان، چه بسا فرزند میخواهد تا در پیشامدهای ناگوار روزگار یاور او باشد و برای روز نیازمندی، اندوختهای به شمار آید. این معنا با همهٔ جوانبش دربارهٔ خدای متعال محال است؛ زیرا ذات والایش (عزّ اسمه) از داشتنِ اجزا منزه، در کار خویش از تدریج برتر، از هر مثل و مانندی پیراسته، و در ذات خود از هر موجود دیگری بینیاز است.
قرآن کریم با استدلال بر نفی هر یک از این جهاتِ یادشده، داشتن فرزند را از خداوند نفی کرده است؛ چنانکه نفی آن را از همهٔ این جهات در این کلام خود مطرح ساخته است: «وَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ بَلْ لَهُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قٰانِتُونَ بَدِيعُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذٰا قَضيٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (بقره: ۱۱۶-۱۱۷: و گفتند: «خداوند فرزندی برگزیده است!» منزه است او؛ بلکه هرچه در آسمانها و زمین است از آنِ اوست و همه فرمانبردار اویند. پدیدآورندهٔ آسمانها و زمین است و چون به کاری حکم براند، تنها به آن میگوید: «باش»، پس بیدرنگ پدید میآید). و در تفسیر این آیات در جلد نخست کتاب به این مطلب اشاره شد.
اما آیهای که در آن هستیم، تنها برای استدلال بر نفی فرزند از جهتِ پایانی (نیاز به یاور) آورده شده است؛ و آن اینکه مقصود از داشتن فرزند، کمکگرفتن از او هنگام نیاز است و این هدف تنها دربارهٔ کسی تصوّر دارد که بر حسب سرشت خود نیازمند و فقیر باشد، در حالی که خدای پاک و منزه همان بینیازی است که هیچ نیازی به ساحت او راه ندارد؛ چرا که او مالک هر چیزی است که در آسمانها و زمین فرض شود.
و سخن خدای متعال که: « إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطٰانٍ أي برهان » (هیچ دلیلی — یعنی برهانی — نزد شما نیست) «بِهٰذٰا» (بر این ادعا)، اثبات این نکته است که آنان این سخن را تنها از روی نادانی و بدون هیچ دلیلی گفتهاند. بنابراین حاصل معنا این است که شما دلیلی بر آنچه گفتید ندارید، بلکه دلیل بر خلاف آن است؛ زیرا خدای متعال بهطور مطلق بینیاز است، و فرزند را تنها کسی میجوید که فقر و نیازی داشته باشد. و این سخن بر پایهٔ اصطلاح فن مناظره، از قبیل «منع با سند» (ردّ ادعای طرف مقابل همراه با ذکر دلیلِ بطلان آن) است.
و سخن او که: « أَ تَقُولُونَ عَلَي اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ » (آیا چیزی را که نمیدانید به خدا نسبت میدهید؟)، نکوهش آنان است در اینکه سخنی بدون دانش و آگاهی بر زبان میآورند؛ و این کاری است که عقل آدمی آن را ناپسند میشمارد، بهویژه در آنچه به پروردگار جهانیان (عزّ اسمه) مربوط میشود.