رفتن به متن

تفسیر سورهٔ تین

[سوره تین (۹۵): آیات ۱ تا ۸]

متن عربی منبع

[سوره التين (95): الآيات 1 الي 8]

اشاره

متن عربی منبع

اشاره

به نام خداوند رحمان رحیم

متن عربی منبع

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ

وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ

سوگند به انجیر و زیتون، (۱)

متن عربی منبع

وَ اَلتِّينِ وَ اَلزَّيْتُونِ (1)

وَطُورِ سِينِينَ

و سوگند به طور سینین، (۲)

متن عربی منبع

وَ طُورِ سِينِينَ (2)

وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ

و سوگند به این شهر امن، (۳)

متن عربی منبع

وَ هٰذَا اَلْبَلَدِ اَلْأَمِينِ (3)

لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ

که به‌راستی ما انسان را در نیکوترین قوام آفریدیم، (۴)

متن عربی منبع

لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ (4)

ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ

سپس او را به پست‌ترینِ فرودستان بازگرداندیم، (۵)

متن عربی منبع

ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِينَ (5)

إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ

مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، که برای آنان پاداشی ناگسستنی است. (۶)

متن عربی منبع

إِلاَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ (6)

فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ

پس چه چیز پس از این، تو را به تکذیب جزا وامی‌دارد؟ (۷)

متن عربی منبع

فَمٰا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ (7)

أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ

آیا خدا استوارترینِ داوران نیست؟ (۸)

متن عربی منبع

أَ لَيْسَ اَللّٰهُ بِأَحْكَمِ اَلْحٰاكِمِينَ (8)

بیان

متن عربی منبع

بيان

این سوره رستاخیز و جزا را یادآور می‌شود و برای رسیدن به آن، از راهِ آفرینش انسان در نیکوترین قوام، سپس اختلافِ آنان با ماندن بر فطرت نخستین و بیرون رفتن از آن با فروافتادن به پست‌ترینِ فرودستان، و وجوب تمایز نهادن میان این دو گروه در جزا به اقتضای حکمت، راه می‌سپارد.

متن عربی منبع

تذكر السوره البعث و الجزاء و تسلك إليه من طريق خلق الإنسان في أحسن تقويم ثم اختلافهم بالبقاء علي الفطره الأولي و خروجهم منها بالانحطاط إلي أسفل سافلين و وجوب التمييز بين الطائفتين جزاء باقتضاء الحكمه.

قوله:

« وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ »

و این سوره مکی است و احتمال مدنی بودن نیز دارد، و نزول آن در مکه را این سخن او تأیید می‌کند: نقل در متن اصلی، هرچند در این امر صراحت ندارد، زیرا این احتمال هست که پس از هجرت و در حالی که آن حضرت (ص) در مکه بوده است، نازل شده باشد.

متن عربی منبع

و السوره مكيه و تحتمل المدنيه و يؤيد نزولها بمكه قوله:« وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ » و ليس بصريح فيه لاحتمال نزولها بعد الهجره و هو(ص)بمكه.

قوله تعالي:

« وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ وَ طُورِ سِينِينَ وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ »

خدای متعال می‌فرماید: نقل در متن اصلی: گفته شده است: مراد از تین و زیتون، آن دو میوه معروف است؛ خدا به آن دو سوگند یاد کرده است به سبب فواید بسیار و ویژگی‌های سودمندی که در آن دو است. و گفته شده است مراد از آن دو، درخت انجیر و درخت زیتون است. و گفته شده است: مراد از تین، کوهی است که دمشق بر آن قرار دارد و از زیتون، کوهی است که بیت‌المقدس بر آن است؛ و شاید اطلاق نام این دو میوه بر این دو کوه به سبب روییدنِ آن دو در این کوه‌ها باشد، و شاید سوگند یاد کردن به آن دو به سبب این باشد که مبعثِ جمعِ کثیری از پیامبران بوده‌اند، و جز این‌ها نیز گفته شده است.

متن عربی منبع

قوله تعالي:« وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ وَ طُورِ سِينِينَ وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ »قيل:المراد بالتين و الزيتون الفاكهتان المعروفتان أقسم الله بهما لما فيهما من الفوائد الجمه و الخواص النافعه، و قيل المراد بهما شجرتا التين و الزيتون،و قيل:المراد بالتين الجبل الذي عليه دمشق و بالزيتون الجبل الذي عليه بيت المقدس،و لعل إطلاق اسم الفاكهتين علي الجبلين لكونهما منبتيهما و لعل الإقسام بهما لكونهما مبعثي جم غفير من الأنبياء و قيل غير ذلك.

و مراد از طور سینین، کوهی است که خدای متعال در آن با موسی بن عمران (ع) سخن گفت، و طور سیناء نیز نامیده می‌شود.

متن عربی منبع

و المراد بطور سينين الجبل الذي كلم الله تعالي فيه موسي بن عمران(ع)، و يسمي أيضا طور سيناء.

و في دعائه ثانيا:

و في دعاء إبراهيم (ع)علي ما حكي الله عنه:

قال تعالي:

«أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنّٰا جَعَلْنٰا حَرَماً آمِناً» «رَبِّ اجْعَلْ هٰذٰا بَلَداً آمِناً» «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً»

و مراد از این شهر امن، مکهٔ مشرفه است؛ زیرا امنیت، ویژگی تشریع‌شده برای حرم است و مکه در آن قرار دارد. خدای متعال می‌فرماید: نقل در متن اصلی (عنکبوت: ۶۷)، و در دعای ابراهیم (ع) بنا بر آنچه خدا از او حکایت کرده است: نقل در متن اصلی (بقره: ۱۲۶)، و در دعای دوم او: نقل در متن اصلی (ابراهیم: ۳۵).

متن عربی منبع

و المراد بهذا البلد الأمين مكه المشرفه لأن الأمن خاصه مشرعه للحرم و هي فيه قال تعالي: «أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنّٰا جَعَلْنٰا حَرَماً آمِناً» :العنكبوت:67 و في دعاء إبراهيم (ع)علي ما حكي الله عنه: «رَبِّ اجْعَلْ هٰذٰا بَلَداً آمِناً» :البقره:126،و في دعائه ثانيا: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً» :إبراهيم:35.

و در اشاره با «هذا» به شهر، تثبیت شرافت بر آن از طریق تشخص بخشیدن است؛ و توصیف آن به «الأمین»، یا به سبب آن است که «فعیل» به معنای فاعل است و معنای نسبت افاده می‌کند و معنا «صاحب امنیت» است، مانند «لابن» (دارای شیر) و «تامر» (دارای خرما)؛ و یا به سبب آن است که «فعیل» به معنای مفعول است و مراد، شهری است که مردم در آن ایمنی می‌یابند، یعنی در آن از گزندهایشان ترسی نیست، که بنا بر این در نسبت دادنِ امن به شهر، نوعی مجازگویی هست.

متن عربی منبع

و في الإشاره بهذا إلي البلد تثبيت التشريف عليه بالتشخيص و توصيفه بالأمين إما لكونه فعيلا بمعني الفاعل و يفيد معني النسبه و المعني ذي الأمن كاللابن و التامر و إما لكونه فعيلا بمعني المفعول و المراد البلد الذي يؤمن الناس فيه أي لا يخاف فيه من غوائلهم ففي نسبه الأمن إلي البلد نوع تجوز.

قوله تعالي:

« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ »

خدای متعال می‌فرماید: نقل در متن اصلی جواب قسم است، و مراد از اینکه آفرینش او در نیکوترین تقویم است، فراگرفتنِ تقویم او را در همهٔ شئون و جهات وجودی‌اش است؛ و تقویم یعنی چیزی را دارای قوام ساختن، و قوام شیء چیزی است که آن شیء بدان برپا می‌ماند و استوار می‌گردد؛ پس انسان — که مراد از آن جنس انسان است — از جهت آفرینش، دارای نیکوترین قوام است.

متن عربی منبع

قوله تعالي:« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ »جواب للقسم و المراد بكون خلقه في أحسن تقويم اشتمال التقويم عليه في جميع شئونه و جهات وجوده،و التقويم جعل الشيء ذا قوام و قوام الشيء ما يقوم به و يثبت فالإنسان و المراد به الجنس ذو أحسن قوام بحسب الخلقه.

و قال:

كما قال:

قال تعالي:

قوله بعد:

« ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِينَ إِلاَّ الَّذِينَ » «وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا فَأَلْهَمَهٰا فُجُورَهٰا وَ تَقْوٰاهٰا» «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصّٰالِحُ يَرْفَعُهُ» «وَ لٰكِنْ يَنٰالُهُ التَّقْويٰ مِنْكُمْ»

و معنای اینکه او از جهت آفرینش دارای نیکوترین قوام است، بر پایهٔ آنچه از سخن بعدی‌اش: نقل در متن اصلی تا آخر استفاده می‌شود، شایستگی او بر حسب خلقت برای عروج به جایگاه بس رفیع و والا و دست یافتن به حیاتی جاودانه نزد پروردگارش است؛ حیاتی سعادتمند که هیچ شقاوتی همراه آن نیست، و این به سبب مجهز ساختن او از سوی خدا به دانش سودمند و توانمند ساختنش بر عمل صالح است؛ خدای متعال می‌فرماید: نقل در متن اصلی (شمس: ۸). پس هرگاه به آنچه دانسته ایمان آورَد و به عمل صالح بپردازد، خداوند او را به سوی خود بالا می‌برد، چنان‌که فرمود: نقل در متن اصلی (فاطر: ۱۰)، و فرمود: نقل در متن اصلی (حج: ۳۷).

متن عربی منبع

و معني كونه ذا أحسن قوام بحسب الخلقه علي ما يستفاد من قوله بعد:« ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِينَ إِلاَّ الَّذِينَ »إلخ صلوحه بحسب الخلقه للعروج إلي الرفيع الأعلي و الفوز بحياه خالده عند ربه سعيده لا شقوه معها،و ذلك بما جهزه الله به من العلم النافع و مكنه منه من العمل الصالح قال تعالي: «وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا فَأَلْهَمَهٰا فُجُورَهٰا وَ تَقْوٰاهٰا» :الشمس:8 فإذا آمن بما علم و زاول صالح العمل رفعه الله إليه كما قال: «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصّٰالِحُ يَرْفَعُهُ» :فاطر:10،و قال: «وَ لٰكِنْ يَنٰالُهُ التَّقْويٰ مِنْكُمْ» :الحج:37.

و قال:

و قال:

«يَرْفَعِ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجٰاتٍ»

و فرمود: نقل در متن اصلی (مجادله: ۱۱)، و فرمود:

متن عربی منبع

و قال: «يَرْفَعِ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجٰاتٍ» :المجادله:11 و قال:

قوله الآتي:

«فَأُولٰئِكَ لَهُمُ الدَّرَجٰاتُ الْعُليٰ» « فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ »

نقل در متن اصلی (طه: ۷۵)؛ تا دیگر آیاتی که بر بلندی مقام انسان و ارتقای او با ایمان و عمل صالح دلالت دارند، به عنوان بخششی ناگسستنی از سوی خدا؛ و خدای متعال آن را پاداش نامیده است، چنان‌که سخن بعدی‌اش به آن اشاره دارد: نقل در متن اصلی.

متن عربی منبع

«فَأُولٰئِكَ لَهُمُ الدَّرَجٰاتُ الْعُليٰ» :طه:75 إلي غير ذلك من الآيات الداله علي ارتفاع مقام الإنسان و ارتقائه بالإيمان و العمل الصالح عطاء من الله غير مجذوذ،و قد سماه تعالي أجرا كما يشير إليه قوله الآتي:« فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ».

قوله تعالي:

« ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِينَ »

خدای متعال می‌فرماید: نقل در متن اصلی ظاهر «رد» آن است که به معنای مشهور و شناخته‌شده‌اش باشد، بنابراین «أسفل» با نزع خافض منصوب است؛ و مراد از «أسفل سافلین»، مقامی منحط است که فرودست‌تر از هر فرودآمده‌ای از اهل شقاوت و زیانکاری است؛ و معنا چنین است: سپس انسان را به پست‌تر از هر پستی از اهل عذاب بازگرداندیم.

متن عربی منبع

قوله تعالي:« ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِينَ »ظاهر الرد أن يكون بمعناه المعروف فأسفل منصوب بنزع الخافض،و المراد بأسفل سافلين مقام منحط هو أسفل من سفل من أهل الشقوه و الخسران و المعني ثم رددنا الإنسان إلي أسفل من سفل من أهل العذاب.

و احتمال داده شده است که «رد» به معنای گردانیدن (جعل) باشد، یعنی او را پست‌ترینِ پستان قرار دادیم؛ و اینکه به معنای تغییر دادن باشد، و معنا این باشد: سپس او را دگرگون ساختیم در حالی که پست‌ترینِ جمعِ فرودآمدگان است؛ و در هر حال، مراد از پستی (سفالت)، شقاوت و عذاب است.

متن عربی منبع

و احتمل أن يكون الرد بمعني الجعل أي جعلناه أسفل سافلين،و أن يكون بمعني التغيير و المعني ثم غيرناه حال كونه أسفل جمع سافلين،و المراد بالسفاله علي أي حال الشقاء و العذاب.

قوله تعالي:

«وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ»

و گفته شده است: مراد از آفرینش انسان در بهترین قوام، وضعیت وجودی او در هنگام جوانی از نظر استواری نیروها، کمال صورت و زیبایی هیئت است، و مراد از بازگرداندن او به پست‌ترینِ پستان، بازگرداندن وی به سالخوردگی با ناتوان ساختن قوای ظاهری و باطنی‌اش و واژگون ساختن آفرینش اوست، که در این صورت آیه در معنای این کلام خواهد بود که خدای متعال می‌فرماید: نقل در متن اصلی :یس:68.

متن عربی منبع

و قيل:المراد بخلق الإنسان في أحسن تقويم ما عليه وجوده أوان الشباب من استقامه القوي و كمال الصوره و جمال الهيئه،و برده إلي أسفل سافلين رده إلي الهرم بتضعيف قواه الظاهره و الباطنه و نكس خلقته فتكون الآيه في معني قوله تعالي: «وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ» :يس:68.

قوله:

« إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ »

و در این سخن این اشکال است که استثنای موجود در سخن او: نقل در متن اصلی — که ظاهر در متصل بودن است — با آن سازگاری ندارد؛ زیرا حکم خلقت (پیری و فرسودگی) درباره‌ی مؤمن و کافر و نیکوکار و بدکار عمومیت دارد، و این ادعا که مؤمن یا مؤمن صالح از آن مصون است، ادعایی گزاف است.

متن عربی منبع

و فيه أنه لا يلائمه ما في قوله:« إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ »من الاستثناء الظاهر في المتصل فإن حكم الخلق عام في المؤمن و الكافر و الصالح و الطالح و دعوي أن المؤمن أو المؤمن الصالح مصون من ذلك مجازفه.

و همچنین است این سخن که مراد از انسان، کافر است و مراد از ردّ، بازگرداندن او به جهنم یا به واژگونی خلقت است و استثنا منقطع می‌باشد.

متن عربی منبع

و كذا القول بأن المراد بالإنسان هو الكافر و المراد بالرد رده إلي جهنم أو إلي نكس الخلق و الاستثناء منقطع.

تفريع قوله:

قوله تعالي:

« إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ » « فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ »

خدای متعال می‌فرماید: نقل در متن اصلی — یعنی قطع‌ناشدنی — استثنایی متصل از جنس انسان است، و تفریع جمله‌ی نقل در متن اصلی بر آن، مؤید آن است که مراد از بازگرداندنش به أسفل سافلین، بازگرداندن او به شقاوت و عذاب است.

متن عربی منبع

قوله تعالي:« إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ »أي غير مقطوع استثناء متصل من جنس الإنسان،و تفريع قوله:« فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ »عليه يؤيد كون المراد من رده إلي أسفل سافلين رده إلي الشقاء و العذاب.

قوله تعالي:

« فَمٰا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِأَحْكَمِ الْحٰاكِمِينَ » « فَمٰا » « بِالدِّينِ »

خدای متعال می‌فرماید: نقل در متن اصلی؛ خطاب به انسان از حیث جنس است، و گفته شده که خطاب به پیامبر (ص) است در حالی که مراد دیگری است، و نقل در متن اصلی استفهامیه‌ی توبیخی است، و نقل در متن اصلی متعلق به «یکذبک» می‌باشد، و دین همان جزا است، و معنا — بنا بر آنچه گفته شده — این است: چه چیز تو را پس از آنکه انسان را دو گروه قرار دادیم — گروهی رانده‌شده به أسفل سافلین و گروهی برخوردار از پاداشی ناگسستنی — وا می‌دارد که جزا در روز قیامت را تکذیب کنی؟

متن عربی منبع

قوله تعالي:« فَمٰا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِأَحْكَمِ الْحٰاكِمِينَ »الخطاب للإنسان باعتبار الجنس،و قيل للنبي ص و المراد غيره،و« فَمٰا »استفهاميه توبيخيه،و« بِالدِّينِ » متعلق بيكذبك،و الدين الجزاء و المعني-علي ما قيل-ما الذي يجعلك مكذبا بالجزاء يوم القيامه بعد ما جعلنا الإنسان طائفتين طائفه مردوده إلي أسفل سافلين و طائفه مأجوره أجرا غير ممنون.

و قوله:

« أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِأَحْكَمِ الْحٰاكِمِينَ »

و سخن او: نقل در متن اصلی، استفهام برای تقریر است، و احکم الحاکمین بودن خدای متعال بدان معناست که او از نظر استواری حکم، حقیقت داشتن و نفوذ آن، بدون هیچ تزلزل، سستی و بطلانی، برتر از هر داوری است؛ پس او تعالی در آفرینش و تدبیر خویش به چیزی حکم می‌راند که از جهت استواری، نیکویی و نفوذ، واجب است بر اساس حکمت مردم بدان حکم شوند، و هرگاه خدای متعال احکم الحاکمین باشد و مردم نیز از حیث اعتقاد و عمل دو گروه مختلف باشند، بر پایه‌ی حکمت واجب است که در زندگی ماندگارشان با جزا میان آنان تمایز نهد، و آن همان برانگیختن (قیامت) است.

متن عربی منبع

و قوله:« أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِأَحْكَمِ الْحٰاكِمِينَ »الاستفهام للتقرير و كونه تعالي أحكم الحاكمين هو كونه فوق كل حاكم في إتقان الحكم و حقيته و نفوذه من غير اضطراب و وهن و بطلان فهو تعالي يحكم في خلقه و تدبيره بما من الواجب في الحكمه أن يحكم به الناس من حيث الإتقان و الحسن و النفوذ و إذا كان الله تعالي أحكم الحاكمين و الناس طائفتان مختلفتان اعتقادا و عملا فمن الواجب في الحكمه أن يميز بينهم بالجزاء في حياتهم الباقيه و هو البعث.

و قوله:

فالتفريع في قوله:

« فَمٰا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ » « أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِأَحْكَمِ الْحٰاكِمِينَ »

پس تفریع در سخن او: نقل در متن اصلی از قبیل تفریع نتیجه بر حجّت است، و سخن او: نقل در متن اصلی تتمیم همان حجّتِ اشاره‌شده با چیزی است که تمامیت آن حجّت بر آن توقف دارد.

متن عربی منبع

فالتفريع في قوله:« فَمٰا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ »من قبيل تفريع النتيجه علي الحجه و قوله:« أَ لَيْسَ اللّٰهُ بِأَحْكَمِ الْحٰاكِمِينَ »تتميم للحجه المشار إليها بما يتوقف عليه تمامها.

و خلاصه‌ی مطلب این است که چون مردم در بهترین قوام آفریده شده‌اند و سپس اختلاف پیدا کرده‌اند، به گونه‌ای که گروهی از نیکوترین قوام خود خارج شده و به أسفل سافلین بازگردانده شده‌اند، و گروهی در نیکوترین قوام خود و بر فطرت نخستین خویش باقی مانده‌اند، و خدایی که مدبّرِ امرِ آنهاست احکم الحاکمین است، و از مقتضیات واجبِ حکمت است که این دو گروه در جزا با یکدیگر تفاوت داشته باشند، پس در آنجا روزی خواهد بود که در آن هر گروهی به آنچه عمل کرده جزا داده می‌شود و هیچ مجوزی برای تکذیب آن وجود ندارد.

متن عربی منبع

و المحصل أنه إذا كان الناس خلقوا في أحسن تقويم ثم اختلفوا فطائفه خرجت عن تقويمها الأحسن و ردت إلي أسفل سافلين و طائفه بقيت في تقويمها الأحسن و علي فطرتها الأولي و الله المدبر لأمرهم أحكم الحاكمين،و من الواجب في الحكمه أن تختلف الطائفتان جزاء،فهناك يوم تجزي فيه كل طائفه بما عملت و لا مسوغ للتكذيب به.

و قوله:

قوله تعالي:

«أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجّٰارِ» «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئٰاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ سَوٰاءً مَحْيٰاهُمْ وَ مَمٰاتُهُمْ سٰاءَ مٰا يَحْكُمُونَ»

پس این آیات — همان‌طور که می‌بینی — در معنای این فرموده است که خدای متعال می‌فرماید: نقل در متن اصلی (ص: ۲۸)، و این فرمودهٔ او: نقل در متن اصلی (الجاثیه: ۲۱).

متن عربی منبع

فالآيات-كما تري-في معني قوله تعالي: «أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجّٰارِ» :_ص:28،و قوله: «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئٰاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ سَوٰاءً مَحْيٰاهُمْ وَ مَمٰاتُهُمْ سٰاءَ مٰا يَحْكُمُونَ» :الجاثيه:21.

في قوله:

« فَمٰا يُكَذِّبُكَ » «ما»

و برخی از کسانی که خطاب را در فرمودهٔ او: نقل در متن اصلی متوجه پیامبر (ص) دانسته‌اند، نقل در متن اصلی را به معنای «مَن» (چه کسی) و «حُکم» را به معنای قضا دانسته و بر این اساس گفته‌اند معنا چنین است: اگر مردم [در عقیده و عمل] مختلف‌اند و لازمهٔ آن اختلافِ جزای آنان در روزی است که برای جزا آماده شده، پس چه کسی تو را دربارهٔ جزا به دروغگویی نسبت می‌دهد؟ آیا خدا داورترینِ داوران نیست؟ پس او میان تو و تکذیب‌کنندگانت دربارهٔ دین داوری می‌کند.

متن عربی منبع

و بعض من جعل الخطاب في قوله:« فَمٰا يُكَذِّبُكَ »للنبي ص جعل«ما»بمعني من و الحكم بمعني القضاء،و عليه فالمعني إذا كان الناس مختلفين و لازم ذلك اختلاف جزائهم في يوم معد للجزاء فمن الذي ينسبك إلي الكذب بالجزاء أ ليس الله بأقضي القاضين فهو يقضي بينك و بين المكذبين لك بالدين.

و تو خود آگاهی که در این [توجیه]، تکلفی بی‌دلیل وجود دارد.

متن عربی منبع

و أنت خبير بأن فيه تكلفا من غير موجب.

بحث روایتی

متن عربی منبع

بحث روائي

في قوله تعالي:

في تفسير القمي،":

في قوله تعالي:« وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ- وَ طُورِ سِينِينَ وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ » التين المدينه و الزيتون بيت المقدس-و طور سينين الكوفه و هذا البلد الأمين مكه.

در تفسیر قمی [آمده است]: دربارهٔ این سخن که خدای متعال می‌فرماید: نقلِ درون متن در اصل، تین مدینه است، و زیتون بیت‌المقدس، و طور سینین کوفه، و این شهر امن مکه است.

متن عربی منبع

في تفسير القمي،":في قوله تعالي:« وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ- وَ طُورِ سِينِينَ وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ » التين المدينه و الزيتون بيت المقدس-و طور سينين الكوفه و هذا البلد الأمين مكه.

و قد ورد هذا المعني في بعض الروايات عن موسي بن جعفر عن آبائه(ع)

می‌گویم: و این معنا در برخی روایات وارد شده است از موسی بن جعفر، از پدرانش (ع)

متن عربی منبع

أقول:و قد ورد هذا المعني في بعض الروايات عن موسي بن جعفر عن آبائه(ع)

عن النبي ص

از پیامبر (ص)؛ و خالی از اشکال نیست،

متن عربی منبع

عن النبي ص و لا يخلو من شيء،

و في بعضها:

أن التين و الزيتون الحسن و الحسين و الطور علي-و البلد الأمين النبي ص

و در برخی از آن‌ها [آمده است]: تین و زیتون، حسن و حسین هستند و طور، علی است و بلد امین، پیامبر (ص)؛ و این [سخن] به هیچ روی از مقولهٔ تفسیر نیست.

متن عربی منبع

و في بعضها: أن التين و الزيتون الحسن و الحسين و الطور علي-و البلد الأمين النبي ص و ليس من التفسير في شيء.

فقال:

و في الدر المنثور،

أخرج ابن مردويه عن جابر بن عبد الله *أن خزيمه بن ثابت و ليس بالأنصاري سأل النبي ص-عن البلد الأمين فقال:مكه.

و در کتاب «الدر المنثور»، ابن مردویه از جابر بن عبدالله روایت کرده است که خزیمة بن ثابت — که انصاری نیست — از پیامبر(ص) دربارهٔ «البلد الأمین» پرسید، پس فرمود: مکه.

متن عربی منبع

و في الدر المنثور،أخرج ابن مردويه عن جابر بن عبد الله *أن خزيمه بن ثابت و ليس بالأنصاري سأل النبي ص-عن البلد الأمين فقال:مكه.

راه‌یاب

جست‌وجو در همهٔ متن منتشرشده ←

نشان‌ها و هایلایت‌های من

جدیدترین‌ها بالا هستند. انتخاب متن در صفحه، دکمهٔ هایلایت را نشان می‌دهد. داده‌ها فقط در همین مرورگر و همین نشانی سایت می‌مانند؛ برای انتقال فایل بگیرید.