[سوره قدر (۹۷): آیات ۱ تا ۵]
متن عربی منبع
[سوره القدر (97): الآيات 1 الي 5]
اشاره
متن عربی منبع
اشاره
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِبه نام خداوند رحمان و رحیم
متن عربی منبع
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ
إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ
ما آن را در شب قدر نازل کردیم (۱)
متن عربی منبع
إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَهِ اَلْقَدْرِ (1)
وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ
و تو چه دانی شب قدر چیست؟ (۲)
متن عربی منبع
وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا لَيْلَهُ اَلْقَدْرِ (2)
لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ
شب قدر از هزار ماه بهتر است (۳)
متن عربی منبع
لَيْلَهُ اَلْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3)
تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ
فرشتگان و روح در آن [شب] به اذن پروردگارشان برای هر امری فرود میآیند (۴)
متن عربی منبع
تَنَزَّلُ اَلْمَلاٰئِكَهُ وَ اَلرُّوحُ فِيهٰا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ (4)
سَلَٰمٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ
آن [شب] تا طلوع فجر، سلام است (۵)
متن عربی منبع
سَلاٰمٌ هِيَ حَتّٰي مَطْلَعِ اَلْفَجْرِ (5)
بیان
متن عربی منبع
بيان
این سوره، فرو فرستادن قرآن را در شب قدر یادآور میشود و آن شب را با برتری دادنش بر هزار ماه و فرود آمدن فرشتگان و روح در آن بزرگ میدارد. و سوره احتمال مکی بودن و مدنی بودن را دارد، و برخی از [یادداشت منبع: ۱) و آن، روایتی است که دلالت دارد بر اینکه این سوره پس از رؤیای پیامبر (ص) مبنی بر اینکه بنیامیه از منبرش بالا میروند نازل شد، پس اندوهگین شد و خداوند با این سوره به او تسلی بخشید.] آنچه در سبب نزول آن از امامان اهلبیت (ع) و غیر ایشان روایت شده، خالی از تأییدی بر مدنی بودن آن نیست.
متن عربی منبع
تذكر السوره إنزال القرآن في ليله القدر و تعظم الليله بتفضيلها علي ألف شهر و تنزل الملائكه و الروح فيها،و السوره تحتمل المكيه و المدنيه و لا يخلو بعض [يادداشت منبع: 1) و هو ما دل علي أن السوره بعد رؤيا النبي ص أن بني أميه يصعدون منبره فاغتم فسلاه الله بها. ] ما روي في سبب نزولها عن أئمه أهل البيت (ع)و غيرهم من تأييد لكونها مدنيه.
قوله تعالي:
« إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَهِ الْقَدْرِ »
« أَنْزَلْنٰاهُ »خدای متعال میفرماید: نقل در متن اصلی؛ ضمیر نقل در متن اصلی به قرآن بازمیگردد و ظاهر آن، تمام کتاب عزیز است نه برخی از آیات آن، و تعبیر به انزال ـ که در لحاظ کردن یکبارگی (نزول دفعی) ظهور دارد، نه تنزیل که در تدریج ظاهر است ـ این معنا را تأیید میکند.
متن عربی منبع
قوله تعالي:« إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَهِ الْقَدْرِ »ضمير« أَنْزَلْنٰاهُ »للقرآن و ظاهره جمله الكتاب العزيز لا بعض آياته و يؤيده التعبير بالإنزال الظاهر في اعتبار الدفعه دون التنزيل الظاهر في التدريج.
قوله تعالي:
«وَ الْكِتٰابِ الْمُبِينِ إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَهٍ مُبٰارَكَهٍ»و در معنای این آیه است آنچه خدای متعال میفرماید: نقل در متن اصلی (دخان: ۳)، و ظاهر آن، سوگند به تمام کتاب مبین و سپس خبر دادن از فرو فرستادن یکبارهٔ همان چیزی است که بدان سوگند یاد شده است.
متن عربی منبع
و في معني الآيه قوله تعالي: «وَ الْكِتٰابِ الْمُبِينِ إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَهٍ مُبٰارَكَهٍ» :الدخان:3 و ظاهره الإقسام بجمله الكتاب المبين ثم الإخبار عن إنزال ما أقسم به جمله.
و قوله:
قوله:
«وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النّٰاسِ عَليٰ مُكْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِيلاً»
«وَ قٰالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَهً وٰاحِدَهً كَذٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَكَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِيلاً»پس مدلول آیات این است که قرآن، نزولی یکباره بر پیامبر (ص) داشته است، غیر از نزول تدریجیاش که در مدت بیست و سه سال انجام گرفت؛ چنانکه سخن او به آن اشاره دارد: نقل در متن اصلی (اسراء: ۱۰۶) و سخن او: نقل در متن اصلی (فرقان: ۳۲).
متن عربی منبع
فمدلول الآيات أن للقرآن نزولا جمليا علي النبي ص غير نزوله التدريجي الذي تم في مده ثلاث و عشرين سنه كما يشير إليه قوله: «وَ قُرْآناً فَرَقْنٰاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النّٰاسِ عَليٰ مُكْثٍ وَ نَزَّلْنٰاهُ تَنْزِيلاً» :إسراء:106 و قوله: «وَ قٰالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَهً وٰاحِدَهً كَذٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤٰادَكَ وَ رَتَّلْنٰاهُ تَرْتِيلاً» :الفرقان:32.
قوله:
قيل:
إن معني قوله:« أَنْزَلْنٰاهُ »ابتدأنا بإنزاله و المراد إنزال بعض القرآن.بنابراین، به آنچه گفته شده است که معنای سخن او: نقلِ درون متن در اصل، آغاز کردن به فرو فرستادن آن است و مراد فرو فرستادن بخشی از قرآن است، اعتنایی نمیشود.
متن عربی منبع
فلا يعبأ بما قيل:إن معني قوله:« أَنْزَلْنٰاهُ »ابتدأنا بإنزاله و المراد إنزال بعض القرآن.
قوله تعالي:
«شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»و در کلام خدای متعال چیزی نیست که بیان کند آن شب کدام شب است، مگر آنچه در این سخن که خدای متعال میفرماید: نقل در متن اصلی (بقره: ۱۸۵) آمده است؛ زیرا این آیه به ضمیمهٔ آیهٔ قدر دلالت میکند بر اینکه آن شب از شبهای ماه رمضان است. و اما تعیین آن بیش از این اندازه، از روایات به دست میآید و پارهای از آنچه بدان مربوط است، در بحث روایی آینده خواهد آمد، انشاءالله.
متن عربی منبع
و ليس في كلامه تعالي ما يبين أن الليله أيه ليله هي غير ما في قوله تعالي: «شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» :البقره:185 فإن الآيه بانضمامها إلي آيه القدر تدل علي أن الليله من ليالي شهر رمضان.و أما تعيينها أزيد من ذلك فمستفاد من الأخبار و سيجيء بعض ما يتعلق به في البحث الروائي التالي إن شاء الله.
قوله في سوره الدخان في صفه الليله:
«فِيهٰا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ أَمْراً مِنْ عِنْدِنٰا إِنّٰا كُنّٰا مُرْسِلِينَ رَحْمَهً مِنْ رَبِّكَ»و خدای متعال آن را شب قدر نامیده است، و ظاهر آن است که مراد از قدر، تقدیر است؛ پس آن شب، شب تقدیر است که خداوند در آن، رخدادهای سال را از آن شب تا مانند آن در سال آینده، از قبیل حیات و مرگ و روزی و سعادت و شقاوت و جز آن تقدیر میکند؛ چنانکه سخن او در سورهٔ دخان در وصف آن شب بر این دلالت دارد: نقل در متن اصلی (دخان: ۶)؛ چراکه فیصله دادن و جدا ساختن هر امر استوار، چیزی جز محکم و معین کردنِ رخدادِ واقعشونده با همهٔ ویژگیهایش از طریق تقدیر نیست.
متن عربی منبع
و قد سماها الله تعالي ليله القدر،و الظاهر أن المراد بالقدر التقدير فهي ليله التقدير يقدر الله فيها حوادث السنه من الليله إلي مثلها من قابل من حياه و موت و رزق و سعاده و شقاء و غير ذلك كما يدل عليه قوله في سوره الدخان في صفه الليله: «فِيهٰا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ أَمْراً مِنْ عِنْدِنٰا إِنّٰا كُنّٰا مُرْسِلِينَ رَحْمَهً مِنْ رَبِّكَ» :الدخان:6 فليس فرق الأمر الحكيم إلا أحكام الحادثه الواقعه بخصوصياتها بالتقدير.
و از این دانسته میشود که این شب با تکرار سالها تکرار میگردد؛ بنابراین در ماه رمضان از هر سال قمری شبی هست که در آن، امور سال از آن شب تا مانندش در سال آینده مقدر میشود؛ چراکه معنا ندارد شبی یگانه و معین یا شبهایی معدود در طول زمان فرض شود که در آن، حوادثِ واقعشوندهی پیش از آن و پس از آن مقدر گردد، هرچند فرضِ یک شب از شبهای قدرِ مکرر که قرآن در آن یکباره نازل شود، صحیح باشد.
متن عربی منبع
و يستفاد من ذلك أن الليله متكرره بتكرر السنين ففي شهر رمضان من كل سنه قمريه ليله تقدر فيها أمور السنه من الليله إلي مثلها من قابل إذ لا معني لفرض ليله واحده بعينها أو ليال معدوده في طول الزمان تقدر فيها الحوادث الواقعه التي قبلها و التي بعدها و إن صح فرض واحده من ليالي القدر المتكرره ينزل فيها القرآن جمله واحده.
قوله:
قوله:
« يُفْرَقُ »
« خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ »
« تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِكَهُ »علاوه بر اینکه سخن او: نقل در متن اصلی -که فعلی مضارع است- در استمرار ظهور دارد، و سخن او: نقل در متن اصلی و نقل در متن اصلی تا آخر نیز این را تأیید میکند.
متن عربی منبع
علي أن قوله:« يُفْرَقُ »-و هو فعل مضارع-ظاهر في الاستمرار،و قوله:« خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ »و« تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِكَهُ »إلخ يؤيد ذلك.
قيل:
قيل:
قيل:
قيل:
إنها كانت ليله واحده بعينها نزل فيها القرآن من غير أن يتكرر
إنها كانت تتكرر بتكرر السنين في زمن النبي ص ثم رفعها الله
إنها واحده بعينها في جميع السنه
إنها في جميع السنه غير أنها تتبدل بتكرر السنين فسنه في شهر رمضان و سنه في شعبان و سنه في غيرهما.بنابراین وجهی ندارد برای آنچه گفته شده است: آن، شبی یگانه و معین بود که قرآن در آن نازل شد بدون آنکه تکرار گردد؛ و نیز آنچه گفته شده است: در زمان پیامبر (ص) با تکرار سالها تکرار میشد و سپس خداوند آن را برداشت؛ و نیز آنچه گفته شده است: آن، شبی معین در تمام طول سال است؛ و نیز آنچه گفته شده است: در تمام سال است با این تفاوت که با تکرار سالها دگرگون میشود، پس سالی در ماه رمضان و سالی در شعبان و سالی در غیر آن دو است.
متن عربی منبع
فلا وجه لما قيل:إنها كانت ليله واحده بعينها نزل فيها القرآن من غير أن يتكرر، و كذا ما قيل:إنها كانت تتكرر بتكرر السنين في زمن النبي ص ثم رفعها الله،و كذا ما قيل:إنها واحده بعينها في جميع السنه و كذا ما قيل:إنها في جميع السنه غير أنها تتبدل بتكرر السنين فسنه في شهر رمضان و سنه في شعبان و سنه في غيرهما.
قيل:
قيل:
القدر بمعني المنزله و إنما سميت ليله القدر للاهتمام بمنزلتها أو منزله المتعبدين فيها
القدر بمعني الضيق و سميت ليله القدر لضيق الأرض فيها بنزول الملائكه.و گفته شده است: قدر به معنای منزلت است و این شب تنها بهجهت اهتمام به منزلتِ آن یا منزلتِ عبادتکنندگان در آن، شب قدر نامیده شده است؛ و گفته شده است: قدر به معنای تنگی است و شب قدر نامیده شد بهخاطر تنگیِ زمین در آن بر اثر فرود آمدن فرشتگان. و هر دو وجه چنان است که میبینی.
متن عربی منبع
و قيل: القدر بمعني المنزله و إنما سميت ليله القدر للاهتمام بمنزلتها أو منزله المتعبدين فيها،و قيل:القدر بمعني الضيق و سميت ليله القدر لضيق الأرض فيها بنزول الملائكه.و الوجهان كما تري.
پس حاصل آیات -چنانکه میبینی- این است که آن، شبی معین از ماه رمضان در هر سال است که در آن، استوار ساختنِ امور برحسب تقدیر صورت میپذیرد، و این با وقوع دگرگونی در آنها برحسب تحقق در ظرف سال منافاتی ندارد؛ چراکه دگرگونی در چگونگی تحققِ امر مقدر چیزی است و دگرگونی در تقدیر چیزی دیگر، همانگونه که امکان دگرگونی در
متن عربی منبع
فمحصل الآيات-كما تري-أنها ليله بعينها من شهر رمضان من كل سنه فيها أحكام الأمور بحسب التقدير،و لا ينافي ذلك وقوع التغير فيها بحسب التحقق في ظرف السنه فإن التغير في كيفيه تحقق المقدر أمر و التغير في التقدير أمر آخر كما أن إمكان التغير في
قال تعالي:
حوادث تکوینی برحسب مشیت الهی، با تعیّن آنها در لوح محفوظ منافاتی ندارد؛ خدای متعال میفرماید:
متن عربی منبع
الحوادث الكونيه بحسب المشيه الإلهيه لا ينافي تعينها في اللوح المحفوظ قال تعالي:
«وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتٰابِ»نقل در متن اصلی (رعد: ۳۹): «و اصل کتاب نزد اوست».
متن عربی منبع
«وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتٰابِ» :الرعد:39.
گذشته از اینکه استحکام امور برحسب تحقق آنها، از حیث حضورِ تام و ناقصِ اسباب و شرایطشان دارای مراتبی است، و محتمل است که در شب قدر برخی از مراتبِ استوارسازی واقع شود و کمالِ این استوار ساختن تا وقتی دیگر به تأخیر افتد؛ لیکن روایات، چنانکه خواهد آمد، با این وجه سازگار نیست.
متن عربی منبع
علي أن لاستحكام الأمور بحسب تحققها مراتب من حيث حضور أسبابها و شرائطها تامه و ناقصه و من المحتمل أن تقع في ليله القدر بعض مراتب الأحكام و يتأخر تمام الأحكام إلي وقت آخر لكن الروايات كما ستأتي لا تلائم هذا الوجه.
قيل:
قوله تعالي:
« وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا لَيْلَهُ الْقَدْرِ »
« مٰا لَيْلَهُ الْقَدْرِ لَيْلَهُ الْقَدْرِ خَيْرٌ »خدای متعال میفرماید: نقل در متن اصلی، کنایه از جلالت قدر این شب و عظمت منزلت آن است، و اظهار نام (آوردن اسم ظاهر به جای ضمیر) بار پس از بار، آن را تأکید میکند؛ آنجا که فرموده است: نقل در متن اصلی و نفرمود: «و ما أدراک ما هی هی خیر».
متن عربی منبع
قوله تعالي:« وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا لَيْلَهُ الْقَدْرِ »كنايه عن جلاله قدر الليله و عظم منزلتها و يؤكد ذلك إظهار الاسم مره بعد مره حيث قيل:« مٰا لَيْلَهُ الْقَدْرِ لَيْلَهُ الْقَدْرِ خَيْرٌ » و لم يقل:و ما أدراك ما هي هي خير.
بقوله:
قوله تعالي:
« لَيْلَهُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ »
« وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا لَيْلَهُ الْقَدْرِ »خدای متعال میفرماید: نقل در متن اصلی، بیان اجمالی چیزی است که در کلام او: نقل در متن اصلی از فخامت و عظمت شأن این شب بدان اشاره شد.
متن عربی منبع
قوله تعالي:« لَيْلَهُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ »بيان إجمالي لما أشير إليه بقوله:« وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا لَيْلَهُ الْقَدْرِ »من فخامه أمر الليله.
قوله:
« إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَهٍ مُبٰارَكَهٍ »و مراد از اینکه آن شب بهتر از هزار ماه است، بهتر بودنِ آن از آنها به لحاظ فضیلت عبادت است—بنا بر آنچه مفسران تفسیر کردهاند—و همین معنا با هدف قرآن و عنایت آن به نزدیک ساختن مردم به خدا سازگار است؛ بنابراین، احیای آن با عبادت، بهتر از عبادتِ هزار ماه است، و چه بسا بتوان این نکته را از وصف «مبارکه» یاد شده در سوره دخان در سخن او: نقل در متن اصلی استفاده کرد؛ و معنای دیگری نیز در این باره هست که در بحث روایی آینده خواهد آمد، انشاءالله.
متن عربی منبع
و المراد بكونها خيرا من ألف شهر خيريتها منها من حيث فضيله العباده علي ما فسره المفسرون و هو المناسب لغرض القرآن و عنايته بتقريب الناس إلي الله فإحياؤها بالعباده خير من عباده ألف شهر،و يمكن أن يستفاد ذلك من المباركه المذكوره في سوره الدخان في قوله:« إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَهٍ مُبٰارَكَهٍ »و هناك معني آخر سيأتي في البحث الروائي التالي إن شاء الله.
قال تعالي:
قوله تعالي:
« تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِكَهُ وَ الرُّوحُ فِيهٰا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ »
«قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي»خدای متعال میفرماید: نقل در متن اصلی، «تنزل» در اصل «تتنزل» است، و ظاهر از «الروح»، همان روحی است که از سنخ امر است؛ خدای متعال میفرماید: نقل در متن اصلی (اسراء: ۸۵). و اذن در هر چیز، رخصت دادن در آن است و آن عبارت از اعلام نبودِ مانع برای آن است.
متن عربی منبع
قوله تعالي:« تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِكَهُ وَ الرُّوحُ فِيهٰا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ »تنزل أصله تتنزل، و الظاهر من الروح هو الروح الذي من الأمر قال تعالي: «قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي» إسراء:85 و الإذن في الشيء الرخصه فيه و هو إعلام عدم المانع منه.
بقوله
قيل:
قيل:
قيل:
قوله:
« مِنْ »
« مِنْ كُلِّ أَمْرٍ »
بمعني الباء
لابتداء الغايه و تفيد السببيه أي بسبب كل أمر إلهي
للتعليل بالغايه أي لأجل تدبير كل أمر من الأمور
«إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ»و نقل در متن اصلی در سخن او: نقل در متن اصلی، گفته شده به معنای باء است؛ و گفته شده برای ابتدای غایت است و افادهی سببیّت میکند، یعنی: به سبب هر امر الهی؛ و گفته شده برای تعلیل به غایت است، یعنی: به خاطر تدبیر هر امری از امور. و حق آن است که اگر مراد از امر، همان امر الهی باشد که با کلام او: نقل در متن اصلی (یس: ۸۲) تفسیر شده، «مِن» برای ابتدا [در متن: للابتلاء] است و افادهی سببیّت میکند، و معنا این است که فرشتگان و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل میشوند در حالی که فرود آمدنشان آغاز شده و صادر از هر امر الهی است.
متن عربی منبع
و« مِنْ »في قوله:« مِنْ كُلِّ أَمْرٍ »قيل:بمعني الباء و قيل:لابتداء الغايه و تفيد السببيه أي بسبب كل أمر إلهي،و قيل:للتعليل بالغايه أي لأجل تدبير كل أمر من الأمور و الحق أن المراد بالأمر إن كان هو الأمر الإلهي المفسر بقوله «إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ» :يس:82 فمن للابتلاء و تفيد السببيه و المعني تتنزل الملائكه و الروح في ليله القدر بإذن ربهم مبتدأ تنزلهم و صادرا من كل أمر إلهي.
و اگر مراد، امری از امور تکوینی و حوادثِ واقعشونده باشد، «مِن» به معنای لام تعلیل است و معنا این خواهد بود که فرشتگان و روح در این شب به اذن پروردگارشان برای تدبیر هر امری از امور تکوینی نازل میشوند.
متن عربی منبع
و إن كان هو الأمر من الأمور الكونيه و الحوادث الواقعه فمن بمعني اللام التعليليه و المعني تتنزل الملائكه و الروح في الليله بإذن ربهم لأجل تدبير كل أمر من الأمور الكونيه.
قال في المفردات،:
قوله تعالي:
« سَلاٰمٌ هِيَ حَتّٰي مَطْلَعِ الْفَجْرِ »
السلام و السلامه التعريخدای متعال میفرماید: نقل در متن اصلی. در «المفردات» گفته است: «السلام» و «السلامة»، عاری بودن
متن عربی منبع
قوله تعالي:« سَلاٰمٌ هِيَ حَتّٰي مَطْلَعِ الْفَجْرِ »قال في المفردات،: السلام و السلامه التعري
قوله:
من الآفات الظاهره و الباطنه
« سَلاٰمٌ هِيَ »از آفتهای ظاهری و باطنی است؛ پایان سخن او. پس فرموده او: نقل در متن اصلی اشاره است به عنایت الهی در فراگیر ساختن رحمت برای بندگانش که به سوی او روی میآورند و بستن درِ هر عذاب و نقمت تازهای که ویژه این شب باشد؛ و طبعاً سستیِ نیرنگ شیاطین نیز لازمه آن است، چنانکه در برخی از روایات بدان اشاره شده است.
متن عربی منبع
من الآفات الظاهره و الباطنه انتهي فيكون قوله:« سَلاٰمٌ هِيَ »إشاره إلي العنايه الإلهيه بشمول الرحمه لعباده المقبلين إليه و سد باب نقمه جديده تختص بالليله و يلزمه بالطبع وهن كيد الشياطين كما أشير إليه في بعض الروايات.
قيل:
المراد به أن الملائكه يسلمون علي من مروا به من المؤمنين المتعبدينو گفته شده است: مراد از آن این است که فرشتگان بر هر یک از مؤمنان اهل عبادت که بر او بگذرند سلام میکنند، و بازگشت این معنا نیز به همان چیزی است که گذشت.
متن عربی منبع
و قيل:المراد به أن الملائكه يسلمون علي من مروا به من المؤمنين المتعبدين و مرجعه إلي ما تقدم.
لقوله:
قوله:
« تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِكَهُ »و این دو آیه، یعنی فرمودهٔ او: نقل در متن اصلی تا پایان سوره، در معنای تفسیر است برای این فرمودهٔ او:
متن عربی منبع
و الآيتان أعني قوله:« تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِكَهُ »إلي آخر السوره في معني التفسير لقوله:
« لَيْلَهُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ »نقل در متن اصلی (شب قدر از هزار ماه بهتر است).
متن عربی منبع
« لَيْلَهُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ».
بحث روایی
متن عربی منبع
بحث روائي
قال:
قلت
في تفسير البرهان،عن الشيخ الطوسي عن أبي ذر قال*:
قلت يا رسول الله القدر شيء يكون علي عهد الأنبياء-ينزل عليهم فيها الأمر فإذا مضوا رفعت؟قال:در تفسیر البرهان، از شیخ طوسی از ابوذر روایت شده که گفت: گفتم: ای پیامبر خدا، آیا [شب] قدر چیزی است که در روزگار پیامبران وجود دارد و در آن امر بر ایشان نازل میشود، پس چون درگذشتند برداشته میشود؟ فرمود:
متن عربی منبع
في تفسير البرهان،عن الشيخ الطوسي عن أبي ذر قال*: قلت يا رسول الله القدر شيء يكون علي عهد الأنبياء-ينزل عليهم فيها الأمر فإذا مضوا رفعت؟قال:
لا بل هي إلي يوم القيامه.نه، بلکه آن تا روز قیامت هست.
متن عربی منبع
لا بل هي إلي يوم القيامه.
میگویم: و در معنای آن، بیش از یک روایت از طرق اهل سنت وجود دارد.
متن عربی منبع
أقول:و في معناه غير واحد من الروايات من طرق أهل السنه.
قال:
و في المجمع،و عن حماد بن عثمان عن حسان بن أبي علي قال*:
سألت أبا عبد الله(ع) عن ليله القدر-قال:اطلبها في تسع عشره-و إحدي و عشرين و ثلاث و عشرين.و در «مجمع»، و از حماد بن عثمان از حسان بن ابیعلی روایت شده که گفت: از ابوعبدالله (ع) دربارهٔ شب قدر پرسیدم؛ فرمود: آن را در نوزدهم، و بیست و یکم، و بیست و سوم بجوی.
متن عربی منبع
و في المجمع،و عن حماد بن عثمان عن حسان بن أبي علي قال*: سألت أبا عبد الله(ع) عن ليله القدر-قال:اطلبها في تسع عشره-و إحدي و عشرين و ثلاث و عشرين.
میگویم: و در معنای آن، روایات دیگری نیز هست، و در پارهای از اخبارْ تردید میان دو شب بیست و یکم و بیست و سوم است؛ مانند روایت عیاشی از عبدالواحد از [امام] باقر (ع)، و از روایاتی استفاده میشود که آن، شب بیست و سوم است، و تنها از جهت بزرگداشت امر آن [بهروشنی] تعیین نشده است تا مبادا با ارتکاب گناهان سبک شمرده شود.
متن عربی منبع
أقول:و في معناه غيرها،و في بعض الأخبار الترديد بين ليلتين الإحدي و العشرين و الثلاث و العشرين كروايه العياشي عن عبد الواحد عن الباقر(ع)و يستفاد من روايات أنها ليله ثلاث و عشرين و إنما لم يعين تعظيما لأمرها أن لا يستهان بها بارتكاب المعاصي.
أنه قال لرسول الله ص.
و فيه،أيضا في روايه عبد الله بن بكير عن زراره عن أحدهما(ع)قال*:
ليله ثلاث و عشرين هي ليله الجهني،و حديثه أنه قال لرسول الله ص.إن منزلي نائي عن المدينه فمرني بليله أدخل فيها-فأمره بليله ثلاث و عشرين.و در همان [کتاب] نیز در روایت عبدالله بن بکیر از زراره از یکی از آن دو امام (ع) آمده است که فرمود: شب بیست و سوم همان شب جُهَنی است، و داستان او این است که به پیامبر خدا (ص) عرض کرد: منزل من از مدینه دور است، پس مرا به شبی فرمان ده که در آن [به شهر] درآیم؛ پس پیامبر او را به شب بیست و سوم امر فرمود.
متن عربی منبع
و فيه،أيضا في روايه عبد الله بن بكير عن زراره عن أحدهما(ع)قال*: ليله ثلاث و عشرين هي ليله الجهني،و حديثه أنه قال لرسول الله ص.إن منزلي نائي عن المدينه فمرني بليله أدخل فيها-فأمره بليله ثلاث و عشرين.
میگویم: و حدیث جُهَنی—که نامش عبدالله بن اُنَیس انصاری است—از طرق اهلسنت نیز روایت شده است؛ آن را در کتاب «الدر المنثور» از مالک و بیهقی آورده است.
متن عربی منبع
أقول:و حديث الجهني و اسمه عبد الله بن أنيس الأنصاري مروي من طرق أهل السنه أيضا أورده في الدر المنثور،عن مالك و البيهقي.
و في الكافي،بإسناده عن زراره قال*:قال أبو عبد الله(ع):
التقدير في تسع عشره،و الإبرام في ليله إحدي و عشرين،و الإمضاء في ليله ثلاث و عشرين.و در «کافی» به سند خود از زراره آمده است که گفت: ابوعبدالله (ع) فرمود: تقدیر در [شب] نوزدهم، و ابرام (استوار ساختن) در شب بیست و یکم، و امضا در شب بیست و سوم است.
متن عربی منبع
و في الكافي،بإسناده عن زراره قال*:قال أبو عبد الله(ع): التقدير في تسع عشره،و الإبرام في ليله إحدي و عشرين،و الإمضاء في ليله ثلاث و عشرين.
میگویم: و در معنای آن، روایات دیگری نیز وجود دارد.
متن عربی منبع
أقول:و في معناها روايات أخر.
پس روایات اهلبیت (ع) بر این اتفاقنظر دارند که آن [شب] ماندگار است و هر سال تکرار میشود، و اینکه شبی از شبهای ماه رمضان است، و اینکه یکی از آن سه شب است.
متن عربی منبع
فقد اتفقت أخبار أهل البيت(ع)أنها باقيه متكرره كل سنه،و أنها ليله من ليالي شهر رمضان و أنها إحدي الليالي الثلاث.
و اما از طرق اهلسنت، روایات به گونهای شگفت دچار اختلاف شدهاند که نزدیک است قابل ضبط نباشد، و معروف در نزد آنان این است که آن، شب بیست و هفتم است که قرآن در آن نازل شده است؛ و هر که در پی دستیابی به آنها باشد، باید به «الدر المنثور» و سایر جوامع [روایی] رجوع کند.
متن عربی منبع
و أما من طرق أهل السنه فقد اختلفت الروايات اختلافا عجيبا يكاد لا يضبط و المعروف عندهم أنها ليله سبع و عشرون فيها نزل القرآن،و من أراد الحصول عليها فليراجع الدر المنثور و سائر الجوامع.
فأنزل الله
و في الدر المنثور،أخرج الخطيب عن ابن المسيب قال*:قال رسول الله ص:
رأيت بني أميه يصعدون منبري فشق ذلك علي-فأنزل الله إنا أنزلناه في ليله القدر:.و در کتاب «الدر المنثور»، خطیب از ابنمسیّب روایت کرده است که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: بنیامیه را دیدم که بر منبرم بالا میروند، پس این بر من گران آمد؛ ازاینرو خدا «نقلِ درون متن در اصل» را نازل فرمود:.
متن عربی منبع
و في الدر المنثور،أخرج الخطيب عن ابن المسيب قال*:قال رسول الله ص: رأيت بني أميه يصعدون منبري فشق ذلك علي-فأنزل الله إنا أنزلناه في ليله القدر:.
میگویم: و نیز مانند آن از خطیب در تاریخش، از ابنعباس روایت شده است،
متن عربی منبع
أقول:و روي أيضا مثله عن الخطيب في تاريخه،عن ابن عباس
و همچنین آنچه در معنای آن است، از ترمذی، ابنجریر، طبرانی، ابنمردویه و بیهقی از حسن بن علی [روایت شده است]؛ و در این معنا روایات بسیاری از طریق شیعه از امامان اهلبیت (ع) وجود دارد که در آنها آمده است: خدای متعال با عطا کردن شب قدر و بهتر قرار دادن آن از هزار ماه—که مدت پادشاهی بنیامیه است—به پیامبرش (ص) تسلی بخشید.
متن عربی منبع
،و أيضا ما في معناه عن الترمذي و ابن جرير و الطبراني و ابن مردويه و البيهقي عن الحسن بن علي و هناك روايات كثيره في هذا المعني من طرق الشيعه عن أئمه أهل البيت(ع)و فيها أن الله تعالي سلا نبيه ص بإعطاء ليله القدر و جعلها خيرا من ألف شهر و هي مده ملك بني أميه.
قال:
قال له بعض أصحابنا و لا أعلمه إلا سعيد السمان:
و في الكافي،بإسناده عن ابن أبي عمير عن غير واحد عن أبي عبد الله(ع) *
قال له بعض أصحابنا و لا أعلمه إلا سعيد السمان:كيف تكون ليله القدر خيرا من ألف شهر؟ قال:العمل فيها خير من العمل في ألف شهر-ليس فيها ليله القدر.و در «کافی» به سند خود از ابن ابیعمیر از چند تن، از ابوعبدالله (ع) روایت کرده است که یکی از یارانمان به آن حضرت عرض کرد—و او را جز سعید سمّان نمیدانم—: چگونه شب قدر بهتر از هزار ماه است؟ فرمود: عمل در آن، بهتر از عمل در هزار ماهی است که در آنها شب قدر نباشد.
متن عربی منبع
و في الكافي،بإسناده عن ابن أبي عمير عن غير واحد عن أبي عبد الله(ع) *قال له بعض أصحابنا و لا أعلمه إلا سعيد السمان:كيف تكون ليله القدر خيرا من ألف شهر؟ قال:العمل فيها خير من العمل في ألف شهر-ليس فيها ليله القدر.
قال الله عز و جل:
قال:
عن قول الله عز و جل:
و فيه،بإسناده عن الفضيل و زراره و محمد بن مسلم عن حمران *
أنه سأل أبا جعفر(ع) عن قول الله عز و جل:« إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَهٍ مُبٰارَكَهٍ »قال:نعم ليله القدر و هي في كل سنه في شهر رمضان-في العشر الأواخر-فلم ينزل القرآن إلا في ليله القدر-قال الله عز و جل:و در همان کتاب به سند خود از فضیل و زراره و محمد بن مسلم، از حُمران روایت کرده است که او از ابوجعفر (ع) درباره سخن خدای عزوجل: نقلِ درون متن در اصل [ما آن را در شبی پربرکت نازل کردیم] پرسید. فرمود: آری، شب قدر است، و آن در هر سال در ماه رمضان و در ده روز پایانی است؛ پس قرآن جز در شب قدر نازل نشده است. خدای عزوجل میفرماید:
متن عربی منبع
و فيه،بإسناده عن الفضيل و زراره و محمد بن مسلم عن حمران *أنه سأل أبا جعفر(ع) عن قول الله عز و جل:« إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَهٍ مُبٰارَكَهٍ »قال:نعم ليله القدر و هي في كل سنه في شهر رمضان-في العشر الأواخر-فلم ينزل القرآن إلا في ليله القدر-قال الله عز و جل:
« فِيهٰا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ».نقلِ درون متن در اصل [در آن هر امر استواری فیصله مییابد].
متن عربی منبع
« فِيهٰا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ».
قال:يقدر في ليله القدر كل شيء-يكون في تلك السنه إلي مثلها من قابل:خير و شر طاعه و معصيه و مولود و أجل أو رزق-فما قدر في تلك الليله و قضي فهو المحتوم-و لله عز و جل فيه المشيه.[سپس] فرمود: در شب قدر هر چیزی که در آن سال تا مانند آن در سال آینده خواهد بود مقدر میشود: خیر و شر، طاعت و معصیت، و ولادت و اجل یا روزی؛ پس هرآنچه در آن شب مقدر شود و قضا یابد، همان قطعی و محتوم است، و برای خدای عزوجل در آن مشیت است.
متن عربی منبع
قال:يقدر في ليله القدر كل شيء-يكون في تلك السنه إلي مثلها من قابل:خير و شر طاعه و معصيه و مولود و أجل أو رزق-فما قدر في تلك الليله و قضي فهو المحتوم-و لله عز و جل فيه المشيه.
فقال:
قال:قلت:
قال:قلت:« لَيْلَهُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ »أي شيء عني بذلك؟فقال:و العمل الصالح فيها من الصلاه و الزكاه-و أنواع الخير خير من العمل في ألف شهر-ليس فيها ليله القدر،و لو لا ما يضاعف الله تبارك و تعالي للمؤمنين ما بلغوا-و لكن الله يضاعف لهم الحسنات.[حُمران] گفت: عرض کردم: نقلِ درون متن در اصل [شب قدر بهتر از هزار ماه است]؛ منظور از این چیست؟ فرمود: و عمل صالح در آن، از نماز و زکات و انواع خیر، بهتر از عمل در هزار ماهی است که در آنها شب قدر نباشد، و اگر نبود آنچه خدای تبارک و تعالی برای مؤمنان چند برابر میکند به [مقصد] نمیرسیدند، ولی خداوند حسنات را برای آنان چند برابر میگرداند.
متن عربی منبع
قال:قلت:« لَيْلَهُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ »أي شيء عني بذلك؟فقال:و العمل الصالح فيها من الصلاه و الزكاه-و أنواع الخير خير من العمل في ألف شهر-ليس فيها ليله القدر،و لو لا ما يضاعف الله تبارك و تعالي للمؤمنين ما بلغوا-و لكن الله يضاعف لهم الحسنات.
میگویم: و سخن امام که «و لله فیه المشیه» [برای خدا در آن مشیت است]، مقصودش از آن، اطلاق قدرت خدای متعال است؛ پس او میتواند هرچه را بخواهد مشیت کند،
متن عربی منبع
أقول:و قوله:و لله فيه المشيه يريد به إطلاق قدرته تعالي فله أن يشاء ما يشاء
و هرچند حتمی کرده باشد؛ چرا که واجبساختن امر از سوی او، قدرت مطلقه را مقید نمیسازد، پس او میتواند قضای حتمی را نقض کند هرچند که هرگز چنین نخواهد خواست.
متن عربی منبع
و إن حتم فإن إيجابه الأمر لا يفيد القدره المطلقه فله أن ينقض القضاء المحتوم و إن كان لا يشاء ذلك أبدا.
و في المجمع،روي ابن عباس عن النبي ص أنه قال*:
إذا كان ليله القدر تنزل الملائكه- الذين هم سكان سدره المنتهي و منهم جبرائيل-فينزل جبرائيل و معه ألويه-ينصب لواء منها علي قبري و لواء علي بيت المقدس-و لواء في المسجد الحرام و لواء علي طور سيناء-و لا يدع فيها مؤمنا و لا مؤمنه إلا سلم عليه-إلا مدمن خمر و آكل لحم الخنزير
و المتضمخ بالزعفران.و در «مجمع [البیان]»، ابنعباس از پیامبر (ص) روایت کرده است که فرمود: چون شب قدر فرارسد، فرشتگانی که ساکنان سدرةالمنتهی هستند و جبرئیل نیز از آنان است فرود میآیند؛ پس جبرئیل فرود میآید در حالی که پرچمهایی به همراه دارد، پرچمی از آنها را بر مزار من، پرچمی را بر بیتالمقدس، پرچمی را در مسجدالحرام و پرچمی را بر طور سینا برمیافرازد، و در آن شب هیچ مرد مؤمن و هیچ زن مؤمنی را وانمیگذارد مگر آنکه بر او سلام میکند، جز شرابخوارِ مداوم، و خورندهی گوشت خوک [یادداشت منبع: ۱) «تضمخ بالطیب»: به آن آلوده شد.] و کسی که به زعفران آلوده است.
متن عربی منبع
و في المجمع،روي ابن عباس عن النبي ص أنه قال*: إذا كان ليله القدر تنزل الملائكه- الذين هم سكان سدره المنتهي و منهم جبرائيل-فينزل جبرائيل و معه ألويه-ينصب لواء منها علي قبري و لواء علي بيت المقدس-و لواء في المسجد الحرام و لواء علي طور سيناء-و لا يدع فيها مؤمنا و لا مؤمنه إلا سلم عليه-إلا مدمن خمر و آكل لحم الخنزير [يادداشت منبع: 1) تضمخ بالطيب تلطخ به. ] و المتضمخ بالزعفران.
أ ليس أن الله عز و جل يقول:
فقال:
فقلت:
فقال:
و في تفسير البرهان،عن سعد بن عبد الله بإسناده عن أبي بصير قال*:
كنت مع أبي عبد الله (ع)فذكر شيئا من أمر الإمام إذا ولد-فقال:استوجب زياده الروح في ليله القدر- فقلت:جعلت فداك أ ليس الروح هو جبرئيل؟فقال:جبرئيل من الملائكه و الروح أعظم من الملائكه-أ ليس أن الله عز و جل يقول:« تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِكَهُ وَ الرُّوحُ ».و در تفسیر «البرهان»، از سعد بن عبدالله به اسنادش از ابوبصیر روایت شده است که گفت: نزد ابوعبدالله (ع) بودم که چیزی از امر امام را به هنگامی که زاده میشود یاد کرد و فرمود: سزاوارِ افزونیِ روح در شب قدر میگردد. عرض کردم: فدایت شوم، آیا روح همان جبرئیل نیست؟ فرمود: جبرئیل از فرشتگان است و روح از فرشتگان بزرگتر است؛ مگر نه اینکه خدای عزوجل میفرماید: نقلِ درون متن در اصل (فرشتگان و روح فرود میآیند)؟
متن عربی منبع
و في تفسير البرهان،عن سعد بن عبد الله بإسناده عن أبي بصير قال*: كنت مع أبي عبد الله (ع)فذكر شيئا من أمر الإمام إذا ولد-فقال:استوجب زياده الروح في ليله القدر- فقلت:جعلت فداك أ ليس الروح هو جبرئيل؟فقال:جبرئيل من الملائكه و الروح أعظم من الملائكه-أ ليس أن الله عز و جل يقول:« تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِكَهُ وَ الرُّوحُ ».
میگویم: روایات دربارهی شب قدر و فضیلت آن بسیار زیاد است، و در برخی از آنها برای آن نشانههایی ذکر شده است که نه همیشگیاند و نه اکثری، مانند برآمدن خورشید در بامداد آن در حالی که پرتوی ندارد، و اعتدال هوا در آن؛ که از آنها چشم پوشیدیم.
متن عربی منبع
أقول:و الروايات في ليله القدر و فضلها كثيره جدا،و قد ذكرت في بعضها لها علامات ليست بدائمه و لا أكثريه كطلوع الشمس صبيحتها و لا شعاع لها و اعتدال الهواء فيها أغمضنا عنها.