[سوره کوثر (۱۰۸): آیات ۱ تا ۳]
متن عربی منبع
[سوره الكوثر (108): الآيات 1 الي 3]
اشاره
متن عربی منبع
اشاره
به نام خداوند بخشنده مهربان
متن عربی منبع
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ
إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ
همانا ما به تو کوثر عطا کردیم (۱)
متن عربی منبع
إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ اَلْكَوْثَرَ (1)
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَٱنۡحَرۡ
پس برای پروردگارت نماز بگزار و دستها را تا گلوگاه بالا ببر (۲)
متن عربی منبع
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ اِنْحَرْ (2)
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلۡأَبۡتَرُ
همانا بدخواه تو خود بینسل است (۳)
متن عربی منبع
إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ اَلْأَبْتَرُ (3)
بیان
متن عربی منبع
بيان
منتی است بر پیامبر (ص) با اعطای کوثر به او، و دلجویی از خاطر شریفش بدین که بدخواهش خود بینسل است؛ و این سوره کوتاهترین سوره در قرآن است. و روایات در مکی یا مدنی بودن این سوره اختلاف دارند، و ظاهر آن است که مکی است، و برخی ذکر کردهاند که برای جمع میان روایات، دو بار نازل شده است.
متن عربی منبع
امتنان علي النبي ص بإعطائه الكوثر و تطييب لنفسه الشريفه بأن شانئه هو الأبتر،و هي أقصر سوره في القرآن و قد اختلفت الروايات في كون السوره مكيه أو مدنيه،و الظاهر أنها مكيه،و ذكر بعضهم أنها نزلت مرتين جمعا بين الروايات.
قال في المجمع،
قوله تعالي:
« إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ »
الكوثر فوعل و هو الشيء الذي من شأنه الكثره،و الكوثر الخير الكثير،انتهي.خدای متعال میفرماید: نقل در متن اصلی در مجمع گفته است: کوثر [بر وزن] فوعل است و آن چیزی است که ویژگیاش کثرت باشد، و کوثرْ خیر کثیر است؛ پایان.
متن عربی منبع
قوله تعالي:« إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ »قال في المجمع، الكوثر فوعل و هو الشيء الذي من شأنه الكثره،و الكوثر الخير الكثير،انتهي.
و اقوال آنان در تفسیر کوثر اختلافی شگفت یافته است؛ پس گفته شده است: آن، خیر کثیر است؛ و گفته شده: نهری در بهشت است؛ و گفته شده: حوض پیامبر(ص) در بهشت یا در محشر است؛ و گفته شده: فرزندان اوست؛ و گفته شده: یاران و پیروان او(ص) تا روز قیامت هستند؛ و گفته شده: علمای امت او(ص) هستند؛ و گفته شده: قرآن است و فضایل آن بسیار است؛ و گفته شده: نبوت است؛ و گفته شده: آسان ساختن قرآن و سبک کردن شریعتها است؛ و گفته شده: اسلام است؛ و گفته شده: توحید است؛ و گفته شده: علم و حکمت است؛ و گفته شده: فضایل او(ص) است؛ و گفته شده: مقام محمود است؛ و گفته شده: آن، نور قلب او(ص) است، تا غیر اینها از آنچه گفته شده است؛ و از برخی نقل شده که اقوال را به بیست و شش قول رسانده است.
متن عربی منبع
و قد اختلفت أقوالهم في تفسير الكوثر اختلافا عجيبا فقيل:هو الخير الكثير، و قيل نهر في الجنه،و قيل:حوض النبي ص في الجنه أو في المحشر،و قيل:أولاده و قيل:أصحابه و أشياعه(ص)إلي يوم القيامه،و قيل:علماء أمته(ص)،و قيل القرآن و فضائله كثيره،و قيل النبوه و قيل:تيسير القرآن و تخفيف الشرائع و قيل:الإسلام و قيل التوحيد،و قيل:العلم و الحكمه،و قيل:فضائله(ص)،و قيل المقام المحمود، و قيل:هو نور قلبه(ص)إلي غير ذلك مما قيل،و قد نقل عن بعضهم أنه أنهي الأقوال إلي سته و عشرين.
بقوله:
قوله في آخر السوره:
« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »
« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »و در دو قول نخست، به برخی روایات استناد شده است، و باقی اقوال خالی از ادعای بدون دلیل (تحکّم) نیست؛ و به هر حال، فرمودهٔ او در پایان سوره: نقل در متن اصلی - در حالی که ظاهر «ابتر»، کسی است که نسلش قطع شده باشد، و ظاهر جمله این است که از قبیل قصر قلب است - [اقتضا میکند] که کثرت ذریهٔ او(ص) بهتنهایی با کوثری که به پیامبر(ص) عطا شده اراده شده باشد، یا مراد از آن، خیر کثیر باشد و کثرت ذریه در ضمن خیر کثیر مراد باشد؛ و اگر جز این بود، تثبیت سخن با فرمودهٔ او: نقل در متن اصلی خالی از فایده میبود.
متن عربی منبع
و قد استند في القولين الأولين إلي بعض الروايات،و باقي الأقوال لا تخلو من تحكم و كيفما كان فقوله في آخر السوره:« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »و ظاهر الأبتر هو المنقطع نسله و ظاهر الجمله أنها من قبيل قصر القلب-أن كثره ذريته(ص)هي المراده وحدها بالكوثر الذي أعطيه النبي ص أو المراد بها الخير الكثير و كثره الذريه مراده في ضمن الخير الكثير و لو لا ذلك لكان تحقيق الكلام بقوله:« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »خاليا عن الفائده.
بقوله:
« اَلْأَبْتَرُ »و روایات به حد استفاضه است که سوره تنها دربارهٔ کسی نازل شده که پس از درگذشت دو پسر پیامبر(ص)، قاسم و عبدالله، او(ص) را به ابتر بودن (بینسل بودن) عیب گرفت؛ و با این [مطلب]، آنچه گفته شده دفع میشود که: مرادِ دشمن از سخنش: نقل در متن اصلی بریده از قوم خود یا بریده از خیر است، پس خدا بر او رد کرده که همانا خود او از هر خیری بریده است.
متن عربی منبع
و قد استفاضت الروايات أن السوره إنما نزلت فيمن عابه(ص)بالبتر بعد ما مات ابناه القاسم و عبد الله،و بذلك يندفع ما قيل:إن مراد الشانئ بقوله:« اَلْأَبْتَرُ »المنقطع عن قومه أو المنقطع عن الخير فرد الله عليه بأنه هو المنقطع من كل خير.
قوله:
« إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ »و بهسبب آنچه در فرمودهٔ او: نقل در متن اصلی از منّت نهادن بر آن حضرت(ص) هست، با لفظ متکلم معالغیر که دلالت بر عظمت دارد آورده شد؛ و بهخاطر آنچه در آن از دلجویی و خشنود ساختن خاطر شریف او هست، جمله با «إنّ» تأکید گردید و با واژهٔ «اعطاء» که ظاهر در تملیک است تعبیر شد.
متن عربی منبع
و لما في قوله:« إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ »من الامتنان عليه(ص)جيء بلفظ المتكلم مع الغير الدال علي العظمه،و لما فيه من تطييب نفسه الشريفه أكدت الجمله بإن و عبر بلفظ الإعطاء الظاهر في التمليك.
و این جمله خالی از دلالت بر این نیست که فرزندان فاطمه(ع) ذریهٔ پیامبر(ص) هستند؛ و این خود بهتنهایی از اخبار غیبی (ملاحم) قرآن کریم است، چرا که خدای متعال نسل او را پس از وی چنان فزونی بخشید که هیچ نسل دیگری در کثرت با آنان برابری نمیکند، با وجود همهٔ مصائبی که بر آنان فرود آمد و کشتارهای سهمگینی که جمعیتهایشان را نابود ساخت.
متن عربی منبع
و الجمله لا تخلو من دلاله علي أن ولد فاطمه(ع)ذريته(ص)،و هذا في نفسه من ملاحم القرآن الكريم فقد كثر الله تعالي نسله بعده كثره لا يعادلهم فيها أي نسل آخر مع ما نزل عليهم من النوائب و أفني جموعهم من المقاتل الذريعه.
قوله:
قوله تعالي:
« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ »
« إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ »خدای متعال میفرماید: نقل در متن اصلی ظاهر سیاق در متفرع ساختن امر به نماز و نحر بر منتگذاری در فرمودهٔ او: نقل در متن اصلی این است که آن، از باب شکر نعمت است؛ و معنا این است که: چون با بخشیدن کوثر بر تو منت نهادیم، پس برای این نعمت با نماز و نحر شکرگزاری کن.
متن عربی منبع
قوله تعالي:« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ »ظاهر السياق في تفريع الأمر بالصلاه و النحر علي الامتنان في قوله:« إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ »إنه من شكر النعمه و المعني إذا مننا عليك بإعطاء الكوثر فاشكر لهذه النعمه بالصلاه و النحر.
و مراد از نحر، بنا بر آنچه هر دو فریق از پیامبر(ص) و از علی(ع) روایت کردهاند و شیعه از صادق(ع) و دیگر امامان روایت نموده است، بالا بردن دستها در تکبیرِ نماز تا برابر نحر (گلوگاه) است.
متن عربی منبع
و المراد بالنحر علي ما رواه الفريقان عن النبي ص و عن علي(ع)و روته الشيعه عن الصادق(ع)و غيره من الأئمه هو رفع اليدين في تكبير الصلاه إلي النحر.
و گفته شده است: معنای آیه این است که برای پروردگارت نماز عید بخوان و شتران قربانی را نحر کن، و گفته شده است: یعنی برای پروردگارت نماز بخوان و هنگام برداشتن سرت از رکوع راست بایست، و غیر از اینها نیز گفته شده است.
متن عربی منبع
و قيل:معني الآيه صل لربك صلاه العيد و انحر البدن،و قيل:يعني صل لربك و استو قائما عند رفع رأسك من الركوع و قيل غير ذلك.
قوله تعالي:
« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »خدای متعال میفرماید: نقل در متن اصلی؛ «شانئ» همان دشمن کینهتوز است و «ابتر» کسی است که نسلی ندارد، و این کینهتوز همان عاص بن وائل است.
متن عربی منبع
قوله تعالي:« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » الشانئ هو المبغض و الأبتر من لا عقب له و هذا الشانئ هو العاص بن وائل.
و گفته شده است: مراد از ابتر، بریده از خیر یا بریده از قوم خویش است؛ و دانستی که روایات سبب نزول سوره با آن سازگار نیست و به زودی خواهد آمد.
متن عربی منبع
و قيل:المراد بالأبتر المنقطع عن الخير أو المنقطع عن قومه،و قد عرفت أن روايات سبب نزول السوره لا تلائمه و ستجيء.
بحث روایی
متن عربی منبع
بحث روائي
قال:
قلت لسعيد بن جبير-
قال أبو بشر
في الدر المنثور،أخرج البخاري و ابن جرير و الحاكم من طريق أبي بشر عن سعيد بن جبير عن ابن عباس أنه قال"*:
الكوثر الخير الذي أعطاه إياه-قال أبو بشر قلت لسعيد بن جبير-فإن ناسا يزعمون أنه نهر في الجنه-قال:النهر الذي في الجنه من الخير الذي أعطاه الله إياه.در کتاب «الدر المنثور»، بخاری، ابن جریر و حاکم از طریق ابوبشر از سعید بن جبیر از ابن عباس روایت کردهاند که گفت: کوثر همان خیری است که [خداوند] به او عطا کرد. ابوبشر گفت: به سعید بن جبیر گفتم: مردمانی میپندارند که آن نهری در بهشت است؛ گفت: نهری که در بهشت است، از همان خیری است که خدا به او عطا کرده است.
متن عربی منبع
في الدر المنثور،أخرج البخاري و ابن جرير و الحاكم من طريق أبي بشر عن سعيد بن جبير عن ابن عباس أنه قال"*:الكوثر الخير الذي أعطاه إياه-قال أبو بشر قلت لسعيد بن جبير-فإن ناسا يزعمون أنه نهر في الجنه-قال:النهر الذي في الجنه من الخير الذي أعطاه الله إياه.
قال:
قال النبي ص لجبريل:
و فيه،أخرج ابن أبي حاتم و الحاكم و ابن مردويه و البيهقي في سننه عن علي بن أبي طالب قال*:
لما نزلت هذه السوره علي النبي ص« إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ »قال النبي ص لجبريل:ما هذه النحيره التي أمرني بها ربي؟قال:إنها ليست بنحيره-و لكن يأمرك إذا تحرمت للصلاه-أن ترفع يديك إذا كبرت-و إذا ركعت و إذا رفعت رأسك من الركوع-فإنها صلاتنا و صلاه الملائكه الذين في السماوات السبع،و أن لكل شيء زينه- و زينه الصلاه رفع اليدين عند كل تكبيره.و در همان کتاب، ابن ابیحاتم، حاکم، ابن مردویه، و بیهقی در «سنن» خود از علی بن ابیطالب (ع) روایت کردهاند که فرمود: هنگامی که این سوره: نقلِ درون متن در اصل بر پیامبر (ص) نازل شد، پیامبر (ص) به جبرئیل فرمود: این نحیره چیست که پروردگارم مرا بدان فرمان داده است؟ گفت: آن نحیره نیست، بلکه به تو فرمان میدهد هنگامی که برای نماز احرام بستی، چون تکبیر گفتی دستهایت را بالا ببری، و هنگامی که به رکوع رفتی و هنگامی که سرت را از رکوع برداشتی؛ چرا که این، نماز ما و نماز فرشتگانی است که در آسمانهای هفتگانهاند، و همانا برای هر چیزی زینتی است و زینت نماز، بالا بردن دستها در هر تکبیر است.
متن عربی منبع
و فيه،أخرج ابن أبي حاتم و الحاكم و ابن مردويه و البيهقي في سننه عن علي بن أبي طالب قال*: لما نزلت هذه السوره علي النبي ص« إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ »قال النبي ص لجبريل:ما هذه النحيره التي أمرني بها ربي؟قال:إنها ليست بنحيره-و لكن يأمرك إذا تحرمت للصلاه-أن ترفع يديك إذا كبرت-و إذا ركعت و إذا رفعت رأسك من الركوع-فإنها صلاتنا و صلاه الملائكه الذين في السماوات السبع،و أن لكل شيء زينه- و زينه الصلاه رفع اليدين عند كل تكبيره.
التي قال الله:
قال النبي ص:
قال النبي ص:رفع اليدين من الاستكانه التي قال الله:« فَمَا اسْتَكٰانُوا لِرَبِّهِمْپیامبر (ص) فرمود: بالا بردن دستها از [جمله همان] فروتنی است که خداوند فرموده است: نقلِ درون متن در اصل
متن عربی منبع
قال النبي ص:رفع اليدين من الاستكانه التي قال الله:« فَمَا اسْتَكٰانُوا لِرَبِّهِمْ
وَ مٰا يَتَضَرَّعُونَ »نقلِ درون متن در اصل:. (پس برای پروردگارشان فروتنی نکردند و به زاری درنیامدند).
متن عربی منبع
وَ مٰا يَتَضَرَّعُونَ »:.
ثم قال:
أورده الثعلبي و الواحدي في تفسيرهمامیگویم: و در «مجمع» آن را از مقاتل، از اصبغ بن نباته، از آن حضرت (ع) روایت کرده و سپس گفته است: ثعلبی و واحدی آن را در تفسیر خود آوردهاند
متن عربی منبع
أقول:و رواه في المجمع،عن المقاتل عن الأصبغ بن نباته عنه(ع)ثم قال:أورده الثعلبي و الواحدي في تفسيرهما
،
متن عربی منبع
،
و قال أيضا:إن جميع عترته الطاهره رووا عنه(ع):
و نیز گفته است: تمام عترت پاکش از آن حضرت (ع) روایت کردهاند:
متن عربی منبع
و قال أيضا:إن جميع عترته الطاهره رووا عنه(ع):
أن معني النحر رفع اليدين إلي النحر في الصلاه.که معنای نحر، بالا بردن دستها تا گلوگاه در نماز است.
متن عربی منبع
أن معني النحر رفع اليدين إلي النحر في الصلاه.
قال
و فيه،أخرج ابن جرير عن أبي جعفر *في قوله:« فَصَلِّ لِرَبِّكَ »قال:
في قوله:
« فَصَلِّ لِرَبِّكَ »
الصلاه
« وَ انْحَرْ »
يرفع يديه أول ما يكبر في الافتتاح.و در همان کتاب، ابن جریر از ابوجعفر درباره این فرموده او: نقل در متن اصلی روایت کرده است که فرمود: [مراد] نماز است، و [درباره] نقل در متن اصلی فرمود: دستهایش را نخستین باری که در افتتاح [نماز] تکبیر میگوید، بالا ببرد.
متن عربی منبع
و فيه،أخرج ابن جرير عن أبي جعفر *في قوله:« فَصَلِّ لِرَبِّكَ »قال:الصلاه« وَ انْحَرْ » قال يرفع يديه أول ما يكبر في الافتتاح.
أوحي إلي رسوله-أن
و فيه،أخرج ابن مردويه عن ابن عباس"*في قوله:« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ »قال:
في قوله:
« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ »
إن الله أوحي إلي رسوله-أن ارفع يديك حذاء نحرك إذا كبرت للصلاه فذاك النحر.و در همان کتاب، ابن مردویه از ابن عباس درباره این فرموده او: نقل در متن اصلی روایت کرده است که گفت: همانا خدا به پیامبرش وحی فرمود که: هرگاه برای نماز تکبیر گفتی دستهایت را برابر گلوگاهت بالا ببر، پس نحر همان است.
متن عربی منبع
و فيه،أخرج ابن مردويه عن ابن عباس"*في قوله:« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ »قال:إن الله أوحي إلي رسوله-أن ارفع يديك حذاء نحرك إذا كبرت للصلاه فذاك النحر.
و في المجمع،في الآيه عن عمر بن يزيد قال سمعت أبا عبد الله(ع)يقول *
في قوله
« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ »
هو رفع يديك حذاء وجهك:.و در «مجمع»، درباره این آیه از عمر بن یزید روایت است که گفت: شنیدم ابوعبدالله (ع) درباره این فرموده [او] نقل در متن اصلی میفرمود: آن، بالا بردن دستها تا برابر صورتت است.
متن عربی منبع
و في المجمع،في الآيه عن عمر بن يزيد قال سمعت أبا عبد الله(ع)يقول *في قوله « فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ »هو رفع يديك حذاء وجهك:.
میگویم: سپس گفته است: و عبدالله بن سنان مانند آن را از آن حضرت روایت کرده، و نیز نزدیک به آن از جمیل از آن حضرت (ع) روایت شده است.
متن عربی منبع
أقول:ثم قال:و روي عنه عبد الله بن سنان مثله،و روي أيضا قريبا منه عن جميل عنه(ع) .
فأنزل الله
فقال العاص بن وائل السهمي
و في الدر المنثور،أخرج ابن سعد و ابن عساكر من طريق الكلبي عن أبي صالح عن ابن عباس قال"*:
كان أكبر ولد رسول الله ص القاسم-ثم زينب ثم عبد الله ثم أم كلثوم ثم فاطمه ثم رقيه-فمات القاسم و هو أول ميت من ولده بمكه-ثم مات عبد الله-فقال العاص بن وائل السهمي قد انقطع نسله فهو أبتر- فأنزل الله« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ».و در کتاب «الدر المنثور»، ابنسعد و ابنعساکر از طریق کلبی از ابوصالح از ابنعباس روایت کردهاند که گفت: بزرگترین فرزند پیامبر خدا (ص) قاسم بود، سپس زینب، سپس عبدالله، سپس امکلثوم، سپس فاطمه و سپس رقیه. پس قاسم درگذشت و او نخستین فرزند آن حضرت بود که در مکه وفات یافت، سپس عبدالله درگذشت. پس عاص بن وائل سهمی گفت: نسل او قطع شد، پس او ابتر است؛ پس خداوند نقلِ درون متن در اصل را نازل کرد.
متن عربی منبع
و في الدر المنثور،أخرج ابن سعد و ابن عساكر من طريق الكلبي عن أبي صالح عن ابن عباس قال"*:كان أكبر ولد رسول الله ص القاسم-ثم زينب ثم عبد الله ثم أم كلثوم ثم فاطمه ثم رقيه-فمات القاسم و هو أول ميت من ولده بمكه-ثم مات عبد الله-فقال العاص بن وائل السهمي قد انقطع نسله فهو أبتر- فأنزل الله« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ».
فأنزل الله
فقال العاص بن وائل:
فقال حين رأي رسول الله ص:
و فيه،أخرج الزبير بن بكار و ابن عساكر عن جعفر بن محمد عن أبيه قال*:
توفي القاسم بن رسول الله بمكه-فمر رسول الله ص و هو آت من جنازته-علي العاص بن وائل و ابنه عمرو-فقال حين رأي رسول الله ص:إني لأشنؤه-فقال العاص بن وائل:لا جرم لقد أصبح أبتر-فأنزل الله« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ».و در همان کتاب، زبیر بن بکّار و ابنعساکر از جعفر بن محمد، از پدرش روایت کردهاند که فرمود: قاسم، فرزند پیامبر خدا در مکه درگذشت؛ پس پیامبر خدا (ص) در حالی که از تشییع جنازهٔ او بازمیگشت از کنار عاص بن وائل و پسرش عمرو گذشت؛ پس [عمرو] چون پیامبر خدا (ص) را دید گفت: من به یقین از او بیزارم؛ پس عاص بن وائل گفت: بیگمان دیگر ابتر شده است؛ پس خداوند نقلِ درون متن در اصل را نازل فرمود.
متن عربی منبع
و فيه،أخرج الزبير بن بكار و ابن عساكر عن جعفر بن محمد عن أبيه قال*: توفي القاسم بن رسول الله بمكه-فمر رسول الله ص و هو آت من جنازته-علي العاص بن وائل و ابنه عمرو-فقال حين رأي رسول الله ص:إني لأشنؤه-فقال العاص بن وائل:لا جرم لقد أصبح أبتر-فأنزل الله« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ».
قال العاص بن وائل:
كانت قريش تقول-إذا مات ذكور الرجل-
و فيه،أخرج ابن أبي حاتم عن السدي قال"*:
كانت قريش تقول-إذا مات ذكور الرجل-بتر فلان-فلما مات ولد النبي ص-قال العاص بن وائل:بتر و الأبتر الفرد.و در همان کتاب، ابن ابیحاتم از سُدّی روایت کرده است که گفت: قریش هنگامی که فرزندان پسر کسی میمردند، میگفتند: فلانی ابتر شد؛ پس هنگامی که فرزند پیامبر (ص) درگذشت، عاص بن وائل گفت: ابتر شد؛ و ابتر به معنای فردِ تنها است.
متن عربی منبع
و فيه،أخرج ابن أبي حاتم عن السدي قال"*:كانت قريش تقول-إذا مات ذكور الرجل-بتر فلان-فلما مات ولد النبي ص-قال العاص بن وائل:بتر و الأبتر الفرد.
میگویم: در برخی روایات آمده است که آن کینهتوز ولید بن مغیره بوده است، و در برخی از آنها ابوجهل، و در برخی عقبة بن ابیمعیط، و در برخی کعب بن اشرف؛ و آنچه مورد اعتماد است همان است که گذشت.
متن عربی منبع
أقول:و في بعض الآثار أن الشانئ هو الوليد بن المغيره،و في بعضها أبو جهل و في بعضها عقبه بن أبي معيط،و في بعضها كعب بن الأشرف،و المعتمد ما تقدم.
و مؤید آن است آنچه
متن عربی منبع
و يؤيده ما
في الاحتجاج الطبرسي،عن الحسن بن علي(ع): في حديث يخاطب فيه عمرو بن العاصي:
و أنك ولدت علي فراش مشترك-فتحاكمت فيك رجال قريشدر احتجاج طبرسی، از حسن بن علی (ع) [روایت شده]، در حدیثی که در آن عمرو بن عاص را مخاطب ساخته [و میفرماید]: و تو بر بستری مشترک زاده شدی، پس مردانی از قریش دربارهٔ تو به داوری نشستند،
متن عربی منبع
في الاحتجاج الطبرسي،عن الحسن بن علي(ع): في حديث يخاطب فيه عمرو بن العاصي:و أنك ولدت علي فراش مشترك-فتحاكمت فيك رجال قريش
منهم أبو سفيان بن حرب-و الوليد بن المغيره و عثمان بن الحارث-و النضر بن الحارث بن كلده و العاص بن وائل-كلهم يزعم أنك ابنه-فغلبهم عليك من بين قريش ألأمهم حسبا- و أخبثهم منصبا و أعظمهم بغيه.از جمله ابوسفیان بن حرب، ولید بن مغیره، عثمان بن حارث، نضر بن حارث بن کلده و عاص بن وائل، که همگیشان گمان میکردند تو پسر او هستی؛ پس از میان قریش فرومایهترینشان از جهت حَسَب، و پلیدترینشان از جهت جایگاه، و بزرگترینشان از جهت زناپیشگی بر سر تو بر دیگران چیره شد.
متن عربی منبع
منهم أبو سفيان بن حرب-و الوليد بن المغيره و عثمان بن الحارث-و النضر بن الحارث بن كلده و العاص بن وائل-كلهم يزعم أنك ابنه-فغلبهم عليك من بين قريش ألأمهم حسبا- و أخبثهم منصبا و أعظمهم بغيه.
فأنزل الله تبارك و تعالي:
و قال العاص بن وائل:
و قلت:
ثم قمت خطيبا و قلت:أنا شانئ محمد-و قال العاص بن وائل:إن محمدا رجل أبتر لا ولد له-قد مات انقطع ذكره-فأنزل الله تبارك و تعالي:« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ».سپس به خطابه ایستادی و گفتی: من دشمن محمدم؛ و عاص بن وائل گفت: همانا محمد مردی ابتر است و فرزندی ندارد، مرده است و یادش قطع شده است؛ پس خدای تبارک و تعالی نازل فرمود: نقلِ درون متن در اصل.
متن عربی منبع
ثم قمت خطيبا و قلت:أنا شانئ محمد-و قال العاص بن وائل:إن محمدا رجل أبتر لا ولد له-قد مات انقطع ذكره-فأنزل الله تبارك و تعالي:« إِنَّ شٰانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ».
تا آخر حدیث.
متن عربی منبع
الحديث.
و في تفسير القمي،":« إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ »قال:
« إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ »
الكوثر نهر في الجنه أعطي الله محمدا ص-عوضا عن ابنه إبراهيم.و در تفسیر قمی [آمده است]: «إِنّٰا أَعْطَیْنٰاکَ الْکَوْثَرَ»، فرمود: کوثر، نهری است در بهشت که خدا در عوض فرزندش ابراهیم به محمد (ص) عطا فرمود.
متن عربی منبع
و في تفسير القمي،":« إِنّٰا أَعْطَيْنٰاكَ الْكَوْثَرَ »قال:الكوثر نهر في الجنه أعطي الله محمدا ص-عوضا عن ابنه إبراهيم.
میگویم: این خبر با وجود مرسل و مضمر بودنش، معارض سایر روایات است؛ و تفسیر کوثر به نهری در بهشت، با تفسیر [آن] به خیر کثیر منافاتی ندارد، همانگونه که در روایت ابنجبیر گذشت.
متن عربی منبع
أقول:الخبر علي إرساله و إضماره معارض لسائر الروايات و تفسير الكوثر بنهر في الجنه لا ينافي التفسير بالخير الكثير كما تقدم في خبر ابن جبير.