أَهَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقۡسَمۡتُمۡ لَا يَنَالُهُمُ ٱللَّهُ بِرَحۡمَةٍۚ ٱدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡكُمۡ وَلَآ أَنتُمۡ تَحۡزَنُونَ
«آیا اینان همان کسانیاند که سوگند یاد میکردید خدا رحمتی به آنان نمیرساند؟ [به اهل بهشت گفته میشود:] به بهشت درآیید، نه ترسی بر شماست و نه اندوهگین میشوید.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴۶، ۴۸ و ۴۹ با هم
و معنای «سیما» (نشانه و چهرهشناسی) این نیست که مؤمنان و کافران تنها با نشانهای عمومی شناخته شوند که هر بینندهای بتواند صنف آنان را با آن تشخیص دهد؛ مانند سپیدی یا سیاهی چهره. زیرا کلام خدای متعال در آیهٔ بعد: « وَ نٰاديٰ أَصْحٰابُ الْأَعْرٰافِ رِجٰالاً يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمٰاهُمْ قٰالُوا مٰا أَغْنيٰ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَ مٰا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ أَ هٰؤُلاٰءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاٰ يَنٰالُهُمُ اللّٰهُ بِرَحْمَهٍ » (اعراف: ۴۸-۴۹؛ «و اهل اعراف مردانی را که با نشانهشان میشناسند، ندا میدهند و میگویند: دارودسته و جمعآوری [مال و نیروهای] شما و آنچه به آن استکبار میورزیدید، دردی از شما دوا نکرد! آیا اینان همان کسانی هستند که سوگند میخوردید خدا رحمتی به آنان نمیرساند؟!») میفهماند که اهل اعراف خصوصیات احوال و کردارهای آنان را از سیمایشان بازشناختهاند؛ مانند اینکه مستکبر و صاحب جمعیتی بودهاند و سوگند یاد کرده بودند چنان و چنان...، و اینها اموری فراتر از اصل کفر و ایمانِ کلی است.
تفسیر آیههای ۴۶ و ۴۹ با هم
سوم اینکه آنان اهل بهشت را با سلام کردن بر آنان ایمنی میبخشند و سپس بر پایهٔ ظاهر سیاقِ آیات بعدی، با فرمانی مطلق، به آنان فرمان میدهند که وارد بهشت شوند.
تفسیر آیههای ۴۶، ۴۸ و ۴۹ با هم
چهارم اینکه در آنچه خدا از جایگاه آنان و گفتوگویشان با اهل بهشت و سرکشانِ مستکبر از دوزخیان یاد میکند، هیچ اثری از ترس و نگرانی در آنان دیده نمیشود و در گفتارشان هیچ اضطرابی نیست؛ و یاد نشده که آنان در آن روز احضار شده باشند، یا با تودههای مردم درآمیخته باشند، یا گرفتار هول و هراسهایی شده باشند که مردم به آن دچار شدهاند؛ همان هراسهایی که دلها را تهی و کوهها را سراب میسازد. در حالی که خدای متعال میفرماید: «فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِينَ» (صافات: ۱۲۸؛ «قطعاً همگی احضار خواهند شد، مگر بندگان مخلص خدا»)، و این مصونیت را ویژهٔ بندگان مخلَص (پاکشدگان برای خدا) خود قرار داده و سپس آنان را از هر هراسی که برای روز قیامت آماده شده است، استثنا فرموده است.
گفتاری دربارهٔ معنای اعراف در قرآن
تفسیر آیههای ۴۶ تا ۴۹ با هم
نام «اعراف» در قرآن، جز در همین چهار آیه از سورهٔ اعراف (۴۶-۴۹) نیامده است. و با بررسی کاملِ این آیات شریف چنین به دست میآید که اعراف از مقامهای ارجمندِ انسانی است که در روز قیامت آشکار میشود؛ و خدای پاک و منزه آن را چنین تصویر کرده است که میان دو سرا—سرای پاداش و سرای کیفر—حجابی است که آن دو را از یکدیگر جدا میسازد (و این حجاب طبیعتاً از حکمِ دو سوی خود بیرون است، در عین اینکه با هر دو پیوند دارد). ادامه در متن کامل
و از این نکته دانسته میشود که آنان موقعیتی بیرون از دو جایگاه دارند؛ یکی جایگاهِ سعادت که همانا رهایی است، به سبب عمل صالح، و دیگری شقاوت که همانا هلاکت به سبب کردار ناشایست است؛ و جایگاهی والاتر از هر دو جایگاه دارند، و از همین رو منشأ داوری و تسلط بر هر دو به شمار میآیند. ادامه در متن کامل
برای فهم بهتر این مطلب، میتوانی به آنچه در دربار پادشاهان و کانونهای قدرت میبینی توجه کنی: در آنجا گروهی از نعمتِ حاکمان بهرهمند و مشمول مهر و عطای آنانند، و پستان سعادت را به هر چه دلشان بخواهد میدوشند؛ و گروهی دیگر در سیاهچالهایشان محبوس و به عذابهای دردناک گرفتارند و خواریِ تیرهبختی از هر سو احاطهشان کرده است. ادامه در متن کامل
و برای پادشاهِ روز جزا نیز بههیچوجه ناممکن نیست که گروهی را به رحمت خویش اختصاص دهد و بهپاس کارهای نیکشان به بهشت درآورد و برکاتش را بر آنان بگستراند، چرا که او بسیار آمرزنده و دارای بخششِ بزرگ است؛ و گروهی دیگر را بهخاطر گناهانی که مرتکب شدهاند به آتش و سرای خواریِ خود وارد سازد، چرا که او شکستناپذیر، انتقامگیرنده، سختکیفر و صاحبِ قدرتی کوبنده است؛ و به گروه سوم اجازه دهد تا با اجرای فرمانها و احکامش در میان هر دو گروه، یا با صادر کردنِ آنها دربارهٔ ایشان، میان او و آن دو طایفه واسطه شوند، به این صورت که هر کس را که سعادتمند است به سعادت رسانند و هر کس را که تیرهبخت است به بدبختی نشانند؛ چرا که او خداوند یکتای قهار (چیره و مسلط) است که با یکتایی خویش بر هر چیز چنانکه بخواهد چیره میگردد، خواه با واسطه قرار دادن باشد، یا با به سعادت رساندن، یا با تیرهبخت ساختن. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۴۶ تا ۴۹ با هم
و در کتاب «الدر المنثور»، ابوالشیخ، ابنمردویه و ابنعساکر از جابر بن عبدالله روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا (ص) فرمود: «يوضع الميزان يوم القيامة فيوزن الحسنات و السيئات - فمن رجحت حسناته على سيئاته مثقال صؤابة دخل الجنة، و من رجحت سيئاته على حسناته مثقال صؤابة دخل النار» (روز قیامت ترازو نهاده میشود و نیکیها و بدیها سنجیده میشوند؛ پس هر کس نیکیهایش حتی به اندازهٔ سنگینی یک صؤابه (تخم شپش؛ کنایه از مقداری بسیار خرد و ناچیز) بر بدیهایش بچربد، به بهشت وارد میشود و هر کس بدیهایش به همان اندازه بر نیکیهایش فزونی یابد، وارد آتش دوزخ میگردد. ادامه در متن کامل
گفته شد: ای پیامبر خدا، پس کسی که نیکیها و بدیهایش برابر باشد چه؟ فرمود: «أولئك أصحاب الأعراف - لم يدخلوها و هم يطمعون»؛ آنان اهل اعراف هستند؛ هنوز وارد بهشت نشدهاند، در حالی که بدان امید دارند. ادامه در متن کامل
و در همان کتاب آمده است که ابنجریر و ابنمنذر از ابوزرعه بن عمرو بن جریر روایت کردهاند که گفت: از پیامبر خدا (ص) دربارهٔ اهل اعراف پرسیدند، پس فرمود: «هم آخر من يفصل بينهم من العباد - فإذا فرغ رب العالمين من الفصل بين العباد قال: أنتم قوم أخرجتكم حسناتكم من النار و لم تدخلوا الجنة - فأنتم عتقائي فارعوا في الجنة حيث شئتم»؛ آنان آخرین بندگانی هستند که میانشان داوری میشود؛ پس هنگامی که پروردگار جهانیان از داوری میان بندگان فارغ شد، [به آنان] میفرماید: شما گروهی هستید که نیکیهایتان شما را از آتش رهانید، ولی وارد بهشت نشدید؛ اکنون آزادشدگان من هستید، پس در هر کجای بهشت که میخواهید بهرهمند گردید و زندگی کنید. ادامه در متن کامل
میگویم: این سخن که اهل اعراف کسانی هستند که نیکیها و بدیهایشان برابر است، از میان صحابه از ابنمسعود، حذیفه و ابنعباس نیز روایت شده است. ادامه در متن کامل
و در کتاب «کافی» به سند خود از حمزة بن طیار روایت کرده است که گفت: امام صادق (ع) فرمود: مردم بر شش دستهاند... ادامه در متن کامل
و در همان کتاب به سند خود از زراره روایت کرده است که گفت: امام باقر (ع) [به من] فرمود: دربارهٔ اهل اعراف چه میگویی؟ ادامه در متن کامل
عرض کردم: آیا آنان از اهل بهشتاند یا از اهل آتش؟ فرمود: «اتركهم كما تركهم الله»؛ آنان را واگذار، همانگونه که خداوند کارشان را واگذاشته است. ادامه در متن کامل
عرض کردم: آیا کارشان را موکول [به ارادهٔ خدا] بدارم؟ فرمود: «نعم أرجئهم كما أرجأهم الله - إن شاء أدخلهم الجنة برحمته، و إن شاء ساقهم إلى النار بذنوبهم و لم يظلمهم»؛ آری، کارشان را موکول بدار، همانگونه که خدا کارشان را به تأخیر افکنده و موکول فرموده است؛ اگر بخواهد به رحمتش آنان را وارد بهشت میسازد و اگر بخواهد به سبب گناهانشان به سوی آتش میراند و به آنان ستمی نکرده است. ادامه در متن کامل
«نه.» عرض کردم: پس آیا جز کافر کسی وارد آتش میشود؟ فرمود: «لا إلا أن يشاء الله» (نه، مگر آنکه خدا بخواهد). ادامه در متن کامل
«ما شاء الله - أما إن كبرت رجعت و تحللت عنك عقدك»؛ آنچه خدا بخواهد [همان میشود]؛ هان، اگر این سخن بر تو گران آید، [از حق] بازمیگردی و گرههای باورت از هم میگسلد. ادامه در متن کامل
میگویم: فرمودهٔ امام (ع) که «أما إن كبرت...»، یعنی اگر سخن مرا بزرگ و سنگین بشماری و آن را نپذیری، از همان حقی که بر آن بودی بیرون میروی و آنچه دلت بر تصدیق آن استوار گشته بود، از هم میپاشد. ادامه در متن کامل
آری، چه بسا از روایت اخیر چنین برآید که مراد از کسانی که نیکیها و بدیهایشان برابر است، همان مستضعفانی هستند که کارشان به امر خدا واگذار شده است؛ اگر بخواهد آنان را میآمرزد و اگر بخواهد عذابشان میکند. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۴۸ و ۴۹ با هم
«سپس اصحاب اعراف—که همان پیامبران و جانشینانند—مردانی از دوزخیان را سرزنشکنان ندا میدهند: «ما أغني عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون» (گردآوریِ [مال و نیرو] و سرکشیتان گرهی از کار شما نگشود! * أَ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ أَقْسَمْتُمْ؛ آیا اینان همان کسانیاند که سوگند میخوردید...؟)؛ یعنی آیا اینان همان مستضعفانی هستند که ناتوانشان میشمردید، به سبب فقرشان تحقیرشان میکردید و با دنیای خود بر آنان برتری میجستید؟! سپس به این مستضعفان، به فرمان خداوند میگویند: «ادخلوا الجنه لا خوف عليكم و لا أنتم تحزنون» (به بهشت وارد شوید، نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین میشوید).»
تفسیر آیههای ۴۶ تا ۴۹ با هم
میگویم: قمی نیز در تفسیر خود، از پدرش، از حسن بن محبوب، از ابیایوب، از مرثد، از امام صادق (ع) روایتی نزدیک به همین مضمون نقل کرده است. ادامه در متن کامل
این روایت—چنانکه میبینی—بهصراحت مستضعفان را به جای کسانی ذکر میکند که نیکیها و بدیهایشان برابر است؛ سپس یادآور میشود که گروهی از مستضعفان امید به ورود به بهشت دارند و از رفتن به دوزخ به خدا پناه میبرند، بدون آنکه آنان را همان مردانی بداند که خدای متعال فرموده بر اعراف قرار دارند و هر کس را از سیمایش میشناسند و آنان را اصحاب اعراف مینامد. ادامه در متن کامل
ظاهر آن است که در روایات نوعی نابسامانی راه یافته و این ناشی از کجفهمیِ برخی از راویان در دریافت و سپس نقل روایت است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۴۹ سورهٔ اعراف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۸، صفحهٔ ۱۲۴ تا ۱۴۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/7/49/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَ هٰؤُلاٰءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاٰ يَنٰالُهُمُ اللّٰهُ بِرَحْمَهٍ » (آیا اینان همان کسانیاند که سوگند میخوردید خدا رحمتی به آنان نمیرساند؟) تا پایان آیه. در اینجا اشاره به اهل بهشت است و پرسش برای تقریر (وادار کردن به اقرار و اعتراف) است؛ یعنی آیا اینان همان کسانی هستند که قاطعانه میگفتید در پیمودنِ راه بندگی هیچ خیری به آنان نمیرسد؟ و رسیدنِ خیر همان است که خدای متعال با رحمتی به آنان تفضل فرماید. آمدنِ کلمهٔ نکره—«بِرَحْمَهٍ» (به هیچ رحمتی)—در سیاقِ نفی، فراگیریِ نفیِ جنس را میرساند؛ و آنان همواره هر خیری را از مؤمنان نفی میکردند.
و عبارتِ «اُدْخُلُوا الْجَنَّهَ لاٰ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَ لاٰ أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ» (به بهشت درآیید، نه ترسی بر شماست و نه اندوهگین میشوید)، دستوری است از سوی اصحاب اعراف به مؤمنان که پس از ثابت کردن و اقرار گرفتن از حالشان با آن پرسش، وارد بهشت شوند؛ و این همان معنایی است که سیاق کلام میرساند.
و این سخنِ برخی [از مفسران] دربارهٔ آیه که: «این سخن در تقدیرِ قول است، یعنی از جانب خدای رحمان به آنان گفته شد: به بهشت وارد شوید، نه از آنچه در آینده برایتان پیش میآید ترسی خواهید داشت و نه از چیزی که زمانِ حالتان را تلخ کند اندوهگین میشوید؛ و حذف شدنِ واژهٔ «گفت» یا «گفته شد» به جهت معلوم بودنِ آن از روی قرینههای سخن، در قرآن و در کلام عربهای اصیل بسیار است (پایان سخن)»، مردود است؛ زیرا همانطور که پیشتر بیان شد، سیاق و دلالتِ قرائن به هیچ روی با آن سازگار نیست؛ و چنین نیست که اگر در جایی به دلیلِ آشکار بودنِ معنا بتوان «قول» را در تقدیر گرفت، در هر جای دیگری هم که خواسته شد بتوان چنین تقدیری زد؛ کدام سیاق یا کدام قرینه در این جایگاه بر چنان تقدیری دلالت دارد؟