لَأُقَطِّعَنَّ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَرۡجُلَكُم مِّنۡ خِلَٰفٖ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمۡ أَجۡمَعِينَ
حتماً دستها و پاهایتان را وارونه (یکی از راست و یکی از چپ) قطع خواهم کرد، سپس بیگمان همگی شما را به دار میآویزم.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۲۳ و ۱۲۴ با هم
خدای متعال میفرماید: « قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ » (فرعون گفت: پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟) تا آخرِ دو آیه. فرعون از سر تکبر و خودبزرگبینی با این عبارت به آنان رو کرد: « آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ » (پیش از آنکه به شما رخصت دهم به او ایمان آوردید). این جمله، کلامی خبری است که با توجه به مقام سخن، معنای انکار و سرزنش را میرساند؛ و نیز جایز است پرسشی انکاری یا توبیخی باشد که نشانهٔ پرسش از آن حذف شده است.
سپس آنان را با این سخن تهدید کرد: « فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ » (بهزودی خواهید دانست). آنگاه آن را با این گفتارش آشکار و به تفصیل بیان کرد: « لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ » (قطعاً دستها و پاهایتان را وارونه [یک دست از یک سو و پای دیگر از سوی مخالف] قطع میکنم، سپس حتماً همگیتان را به دار میآویزم). بدینگونه فرعون آنان را تهدیدی بسیار مؤکد کرد؛ نخست با قطع کردن دستها و پاها بهصورت مخالف (وارونه)، یعنی بریدن دست راست همراه با پای چپ، یا دست چپ همراه با پای راست؛ و بهطور خلاصه قطع کردن دست و پا از جهت مخالفِ سمتی که دیگری از آن بریده شده است.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۰۳ تا ۱۲۶ با هم
آنچه خداوند در کتاب خود از داستان آمدن موسی بهسوی فرعون با آن رسالتی که خدا به او داده بود و او را با معجزهٔ عصا و دست درخشان همراه برادرش هارون تأیید کرد و آوردن آن دو نشانه، سپس گردآوری ساحران به دست فرعون و رویارویی با جادوی آنان، و چیره ساختن معجزهٔ موسی بر سحر آنان از سوی خداوند و ایمان آوردن ساحران حکایت فرموده، در مجموع از آنچه در این آیات آمده فراتر نمیرود. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ اعراف، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۸، صفحهٔ ۲۱۷ تا ۲۱۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/7/124/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و دوم، با مصلوب کردن (به دار آویختن)، که عبارت است از بستن مجرم پس از شکنجه بر چوب و برافراشتن آن با استوار کردن پایهاش در زمین تا مردم او را ببینند و برایشان مایهٔ عبرت شود؛ و توضیح مفصل آن در داستانهای مسیح (ع) در تفسیر سورهٔ آلعمران گذشت.